لقب مأمول
لقب مأمول، از دانشنامه جامع مجازی ویکی مهدویت
«مأمول» به معنای «مورد امید و آرزو»، از جمله القاب شریف و پرمعنای حضرت ولی عصر(عج) است که در روایات متقدم و منابع حدیثی شیعه، بارها بدان اشاره شده است. این لقب، نه تنها یک عنوان توصیفی، بلکه ترسیمکنندهی عمیقترین باور منتظران است؛ چرا که امام زمان(عجاللهتعالیفرجهالشریف) به عنوان کانون همهی امیدها و آرزوهای بشریت معرفی میشود و تمامی راههای نجات، به وجود مقدس او ختم میگردد.
واژه شناسی
«مأْمُول» از ریشهی «أَمَلَ»گرفته شده است؛ ریشهای که در ژرفای خود، معنای امید و آرزو را نهفته دارد. در زبان عربی، وقتی میگویند «أَمَلْتُهُ آمُلُهُ»، یعنی به او دل بستم و امید بر او نهادم. واژهی «مأمول» که در این مقام، اسم مفعول است، جز این معنا را نمیرساند که او «مورد امید و آرزوی همگان» است.[1]
مأمول در روایات
در منابع روایی متقدم، همچون کتب معتبر حدیثی شیعه، و نیز در زیارات مأثورهی ائمهی اطهار(علیهم السلام)، لقب شریف «مَأْمُول» برای حضرت ولی عصرعجاللهتعالیفرجهالشریف به کار رفته است که بدان روایات اشاره می شود:
روایت اول
أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنَا عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى الْعَلَوِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ حَمَّادٍ الْأَنْصَارِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ الْعَلَاءِ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ .... يَقُومُ الْقَائِمُ الْمَأْمُولُ وَ الْإِمَامُ الْمَجْهُولُ لَهُ الشَّرَفُ وَ الْفَضْلُ وَ هُوَ مِنْ وُلْدِكَ يَا حُسَيْنُ لَا ابْنَ مِثْلُهُ يَظْهَرُ بَيْنَ الرُّكْنَيْنِ فِي ددَرِيسَيْنِ بَالِيَيْنِ يَظْهَرُ عَلَى الثَّقَلَيْنِ وَ لَا يَتْرُكُ فِي الْأَرْضِ دَمَيْنِ طُوبَى لِمَنْ أَدْرَك زَمَانَهُ وَ لَحِقَ أَوَانَهُ وَ شَهِدَ أَيَّامَهُ[2]؛ قائمى كه در آرزويش باشند و امامى كه ناشناخته باشد و شرافت و فضيلت از آن او است قيام كند و او از فرزندان تو است اى حسين(ع) فرزند بىمانندى در ميان دو ركن ظاهر شود در دو جامه پوسيده بر جنّ و انس پيروز گردد و زمينى را بدون كشت نگذارد خوشا آنكه زمانش را درك كند و به آن وقت برسد و آن روزگار بيند.
روایت دوم
حَدَّثَنَا أَبِي وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالا حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْغِفَارِيِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ زَيْدٍ جَمِيعاً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) لَا يَزَالُ فِي وُلْدِي مَأْمُونٌ مَأْمُولٌ[3]؛ امام صادق(ع) از پدران خود از امير المؤمنين(علیهم السلام) روايت كند كه فرمود: پيوسته در فرزندانم شخص امينى وجود دارد كه مردم به او اميدوارند.
روایت سوم
حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الدَّقَّاقُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ عَنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ النَّخَعِيِّ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ النَّوْفَلِيِّ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع فَقُلْتُ يَا سَيِّدِي لَوْ عَهِدْتَ إِلَيْنَا فِي الْخَلَفِ مِنْ بَعْدِكَ فَقَالَ لِي يَا مُفَضَّلُ الْإِمَامُ مِنْ بَعْدِي ابْنِي مُوسَى وَ الْخَلَفُ الْمَأْمُولُ الْمُنْتَظَرُ محمد بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى.[4]مفضّل بن عمر گويد: بر آقاى خود امام صادق(ع) وارد شدم و گفتم: اى آقاى من! اى كاش در باره جانشين پس از خود وصيّت مىفرموديد، فرمود: اى مفضّل امام پس از من فرزندم موسى و جانشين مأمول منتظر «م ح م د» فرزند حسن بن علىّ بن محمّد بن علىّ بن موسى است.
روایت چهارم
عَنْ رَسُولِ اللَّه(ص) أَنَّهُ قَالَ: إِذَا تَوَالَتْ ثَلَاثَةُ أَسْمَاءٍ مِنَ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِي: مُحَمَّدُ وَ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ، فَرَابِعُهَا هُوَ الْقَائِمُ الْمَأْمُولُ الْمُنْتَظَرُ؛ هنگامی که سه نام از امامان از نسل من پیاپی آیند: محمّد و علی و حسن، چهارمینِ آنان، همان قائم مأمول منتظر است» [5]
مأمول در زیارات
در زیارات هم به این لقب اشاره شده است: « السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُول؛ سلام بر تو باد! اى مقدّم آرزو شده است»[6]
جمع بندی
این لقب، نه تنها یک عنوان توصیفی، بلکه نمایانگر عمیقترین باور انتظار است؛ چرا که «مأمول» به معنای «مقصد نهایی امیدها» و «کانون آرزوهای بشریت» میباشد. «مأمول» همانطور که نشان داده شد در کنار صفاتی همچون «منتظر»، «مأمون» و «مقدم» آمده است. این همنشینی نشان میدهد که «مأمول» بودن، ناظر به کنش منتظران است؛ یعنی در شرایطی که همهی راههای نجات بسته شده، این اوست که یگانه نقطهی اتکای امیدها معرفی میشود. وجود مقدس امام زمانعجاللهتعالیفرجهالشریف مقصد و مرکز امیدها معرفی شده است؛ یعنی همه امیدها به او گره خورده است، نه اینکه او به دیگری امید بندد. به عبارت دیگر، این لقب، کارکرد روانی و اجتماعی انتظار را بازتاب میدهد؛ امیدی که نه از سر خوشبینی، بلکه از سر معرفت به وعدههای الهی شکل گرفته است.
پانویس
- ↑ فراهیدی، كتاب العين، ج 8، ص 347؛ ابن فارس، مععجاللهتعالیفرجهالشریف المقاييس اللغة، ج 1، ص 140؛ لسان العرب، ج 11، ص 27.
- ↑نعمانی، الغيبة، ص 275
- ↑صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج 1، ص 228.
- ↑صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 334.
- ↑طبری، دلائل الإمامة، ص 447.
- ↑.طبرسی، الإحتجاج على أهل اللجاج، ج 2، ص 493.
منابع
- ابن بابویه، محمد، کمال الدین و تمام النعمة، تحقیق علیاکبر غفاری، دوم، انتشارات اسلامیه، تهران، 1395
- ابن فارس، أحمد بن فارس، معجاللهتعالیفرجهالشریف م مقاييس اللغة، مصحح: هارون، عبد السلام محمد، قم: مكتب الاعلام الاسلامي، 1404 ق.
- ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، مصحح: مير دامادى، جمال الدين، دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع- دار صادر، بيروت، 1414 ق.
- طبری، محمد بن جریر، دلائل الامامه، مصحح: قسم الدراسات الإسلامية مؤسسة البعثة، قم، بعثت، 1413 ق
- طبرى آملى صغير، محمد بن جرير بن رستم، دلائل الامامه، قم: قسم الدراسات مؤسسة البعثة، 1413.
- فراهیدی، خلیل بن احمدالعین، نشر هجرت، قم، 1405 ق.
- نعمانی، محمد بن ابراهیم. کتاب الغیبه. تهران: نشر صدوق، ۱۳۹۷ ق.


