روز فتح(29 سجده)
روز فتح(29 سجده)، از دانشنامه جامع مجازی ویکی مهدویت
««قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لا يَنْفَعُ الَّذينَ كَفَرُوا إيمانُهُمْ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ»(29) فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ انْتَظِرْ إِنَّهُمْ مُنْتَظِرُون»»
بگو كه روز فتح، ايمان آنان كه كافر بودند سود نبخشد و آنها را مهلت ندهند. پس از آن كافران اعراض و دورى كن و منتظر باش، كه آنها هم منتظر هستند.
بر اساس آیه ۲۹ سوره سجده، بر اساس فراز «یوم الفتح» ایمان کسانی که قبلاً کفر ورزیدهاند سودی ندارد و به آنان مهلت داده نمیشود. در میان تفاسیر مختلف از این فراز، یکی از دیدگاهها، تفسیر مهدوی آن است که مبتنی بر دو گزارش روایی ارائه شده است.گزارش اول از علی بن ابراهیم قمی، آیه «سوق الماء» را تمثیلی برای رجعت و قیام حضرت قائم(عج) میداند و پرسش کافران درباره زمان «فتح» را به همین واقعه مرتبط میکند . درگزارش دوم، روایتی مستند به امام صادق(ع) است که به صراحت «روز فتح» را «روز گشوده شدن دنیا بر حضرت قائم(عج)» معرفی میکند.
مفاهیم
مفهوم «یوم»
واژه «یوم» در کاربرد قرآنی خود، علاوه بر معنای متعارف «از صبح تا شام»، معانی گستردهتری مانند «قیامت» یا «یک دوره زمانی» را در بر میگیرد. با توجه به وسعت و عظمت وقایعی که برای «یوم الفتح» توصیف شده، معنای محدود یک روز عادی منطقی به نظر نمیرسد. بنابراین، تفسیر آن به عنوان یک «دوره یا برهه زمانی» که در قرآن نیز شایع است، با محتوای آیه سازگاری بیشتری دارد. [1]
مفهوم فتح
ریشه «فتح» در لغت به معنای اصلی «رفع گرفتگی و گشایش»(نقیض الإغلاق) است که مورد تأکید اکثر لغویان مانند راغب اصفهانی و مصطفوی قرار گرفته است. این مفهوم هم شامل گشایش های مادی مانند باز کردن درب میشود و هم گشایش های معنوی مانند رفع غم و حل مشکلات علمی را در برمی گیرد. بنابراین، معنای جامع و جوهر اصلی این واژه، «از بین بردن مانع و ایجاد گشایش» در نظر گرفته می شود. [2]
اقوال مفسران
- فتح مکه: گروهی این واقعه را مصداق «یوم الفتح» میدانند. اما مخالفان با استناد به آیه ۲۹ سجده استدلال میکنند که ایمان در روز فتح مکه(حتی به صورت تظاهر) سودمند بود، در حالی که قرآن میفرماید در «یوم الفتح» ایمان کافران سودی ندارد و مهلتی به آنان داده نمیشود.[3]
- جنگ بدر: سُدی، پیروزی در جنگ بدر را مصداق معرفی کرده است. اما این قول نیز با اشکال مشابه دیدگاه فتح مکه مواجه است و اکثر مفسران آن را نپذیرفتهاند.[4]
- قیامت(مشهور): اکثر مفسران، «یوم الفتح» را به قیامت تفسیر کردهاند. استدلال آنان بر دو مبنا استوار است:
- مبنای معناشناسی: تحلیل معنای «فتح» به «حکم» یا «فصل»(جداسازی) که از ویژگیهای روز قیامت است.
- مبنای آیه: شرایطی که قرآن برای «یوم الفتح» برمیشمارد، مانند «عدم نفع ایمان» و «عدم مهلت»، با توصیفات قیامت سازگارتر است.[5]
دلالت آیه بر مهدویت
علاوه بر مصادیق مفسران بر اساس روایات یک مصداق دیگر هم برای روز فتح ذکر شده است. این مصداث مبتنی بر دو گزارش است:
گزارش اول
علی بن ابراهیم در ذیل تفسیر آیه «أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا نَسُوقُ الْمَاءَ إِلَى الْأَرْضِ الْجُرُزِ» گفته است: مقصود از «زمین جُرُز»، زمین خشک و خراب است. وی میافزاید: این آیه، تمثیلی است که خداوند برای مسئله «رجعت» و قیام حضرت قائم(ع) زده است. همانگونه که زنده کردن زمین مرده امری ممکن است، رجعت و زنده شدن مردگان پس از ظهور نیز ممکن است. هنگامی که پیامبر خدا(ص) آنان را از خبر رجعت آگاه کرد، (منافقان و کافران) به تمسخر گفتند: «این پیروزی کی خواهد بود، اگر راست میگویید؟» این جمله آنها(«مَتى هَـذَا الْفَتْحُ») در حقیقت ادامه و معطوف به آیه قبلی است که خداوند میفرماید: «و قطعاً آنان را از عذاب نزدیک(در دنیا) پیش از عذاب بزرگتر(در آخرت) میچشانیم» پس آنان(به استهزا) گفتند: «این پیروزی(و وعده عذاب) کی خواهد بود، اگر راست میگویید؟»[6]
بر اساس این نقل، «سوق آب به سوی زمین خشک»، مثلی است برای ترسیم وضعیت زمین در دوران رجعت و ظهور امام زمان(عج) که همجواری این مثال با بحث «فتح» در آیات بعد نشان از موقعیت زمانی «یوم الفتح» و ارتباط آن با مهدویت است.
در خصوص سند این روایت باید گفت که با وجود تردید در صحت انتساب کامل این تفسیر به علی بن ابراهیم قمی، اساساً این کلام به مستند به امام معصوم(ع) شناخته نمیشود و احتمال میرود شرح مزجی از آیات قرآن باشد که توسط خود علی بن ابراهیم نگاشته شده است.
گزارش دوم
نقل دیگری که این بار، سند آن به امام صادق(ع) منتهی میشود، قابل توجه است. در روایت این چنین آمده است: قال محمد بن عباس(یا محمد بن یعقوب) حدثنا الحسين بن عامر عن محمد بن الحسين بن أبي الخطاب عن محمد بن سنان عن ابن دراج قال سمعت أبا عبد الله ع يقول ُ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لا يَنْفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمانُهُمْ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ قَالَ يَوْمُ الْفَتْحِ يَوْمٌ تُفَتَّحُ الدُّنْيَا عَلَى الْقَائِمِ لَا يَنْفَعُ أَحَداً تَقَرَّبَ بِالْإِيمَانِ مَا لَمْ يَكُنْ قَبْلَ ذَلِكَ مُؤْمِناً وَ بِهَذَا الْفَتْحِ مُوقِناً فَذَلِكَ الَّذِي يَنْفَعُهُ إِيمَانُهُ وَ يَعْظُمُ عِنْدَ اللَّهِ قَدْرُهُ وَ شَأْنُهُ وَ تُزَخْرَفُ لَهُ يَوْمَ الْبَعْثِ جِنَانُهُ وَ تَحْجُبُ عَنْهُ فِيهِ نِيرَانُهُ. از ابن درّاج گفت: شنیدم حضرت ابو عبد الله امام صادق(ع) درباره قول خدای- عزّ و جلّ- ((ای رسول ما) بگو: روز پیروزی، ایمان کسانی که(پیشتر) کفر ورزیدهاند سودی به حالشان نخواهد داشت و مهلت داده نخواهند شد) فرمود: «روز پیروزی روزی است که دنیا بر روی حضرت قائم(ع) گشوده میشود. ایمان کسی که پیش از آن هنگام مؤمن نبوده و بعد از این فتح، به یقین نرسیده باشد، نفعی به حالش نخواهد داشت؛ ولی برای هرکه پیش از آن ایمان داشته و منتظر ظهورش بوده است سودمند خواهد بود و خداوند مقام و شأنش را نزد امام قائم(ع) بزرگ خواهد ساخت و روز(قیامت و) رستاخیز، بهشتش را برای او زینت خواهد کرد و آتشش را از وی محجوب خواهد فرمود و این است پاداش دوستان و اهل ولایت امیر المؤمنین و ذرّیه پاک آن حضرت(علیهم السلام)»[7]
این روایت برای نخستین بار در کتاب «تأویل الآیات الظاهرة» اثر استرآبادی نقل شده و در آثار محدثان پیش از او یافت نمیشود. از جهت محتوا نیز نکاتی در این روایت نهفته است:
مصداق «یوم الفتح»
روایت به صراحت «یوم الفتح» را به «روز گشوده شدن دنیا بر حضرت قائم(عج)» یعنی دوران ظهور حضرت مهدی(عج) تفسیر میکند. این دیدگاه، مصداقی دنیوی و مربوط به آخرالزمان را ارائه میدهد.
شرط نفعمندی ایمان
روایت یک مرز زمانی و اعتقادی مشخص تعیین میکند: ایمان پس از «فتح» و ظهور، برای کسانی که پیش از آن کافر بودهاند، سودی ندارد.
این ایمان حتی اگر همراه با یقین(قطع و یقین قلبی) باشد نیز مقبول نیست. این نکته بسیار مهم است و نشان میدهد شرط قبولی، تنها نیت خیر یا یقین پس از ظهور نیست، بلکه ایمان در دوران غیبت و پیش از آشکار شدن حجت است.
پاداش منتظران و شیعیان
در مقابل، برای کسانی که پیش از ظهور، ایمان داشته و در انتظار فرج به سر میبردند، این ایمان سودمند خواهد بود. باعث بزرگشدن مقام و شأن آنان نزد خود حضرت قائم(عج) میشود و پاداش اخروی به همراه دارد.
پانویس
- ↑کوثري، فرهنگنامه تحلیلی وجوه و نظائر در قرآن، ص ٦٤٢ ـ ٦٣٦، طباطبایی، المیزان، ج ١٧، ص ٣٦٣.
- ↑فراهیدي، کتاب العین، ج ٣، ص ١٩٤؛ ابنفارس، مقاییس اللغه، ج ٤، ص ٤٦٩؛ ابنمنظور، لسان العرب، ج ٢، ص ٥٣٧؛ مرتضی زبیدي، تاج العروس، ج ٤، ص ١٤٨، راغب اصفهانی، مفردات، ص ٦٢١؛ مصطفوي، التحقیق، ج ٩، ص 15.
- ↑فراء، معانی القرآن، ج ٢، ص ٣٣٣، کاشانی، منهج الصادقین، ج ٧، ص ٢٤٤؛ طباطبایی، المیزان، ج ١٦، ص ٢٦٧، طبرسی، تفسير جوامع الجامع، ج 3، ص، 296
- ↑طبرسی، مجمع البیان، ج ٨، ص ٥٢٣. طباطبایی، المیزان، ج ١٦، ص ٢٦٧؛ کاشانی، منهج الصادقین، ج ٧، ص
- ↑طبري، جامع البیان، ج ٢١، ص ٧٣، زمخشري، الکشاف، ج ٣، ص ٥١٧؛ ابنعاشور، التحریر و التنویر، ج ٢١، ص 172، طباطبایی، المیزان، ج ١٦، ص ٢٦٧.
- ↑علی بن ابراهیم، تفسير القمي، ج 2، ص، 171
- ↑استرآبادی، تأويل الآيات الظاهرة، ص: 438.
منابع
- قران کریم
- ابن عاشور، محمدطاهر. تفسیر التحریر و التنویر. بیروت: مؤسسه التاریخ العربی، ١٤٢٠ ق.
- ابنفارس، احمد. معجم مقاییس اللغه. قم: مکتب الاعلام الاسلامی، ١٤٠٤ ق.
- ابنمنظور، محمد بن مکرم. لسان العرب. بیروت: دار الفکر، ١٤١٤ ق.
- استرآبادی، علی. تأویل الآیات الظاهر فی فضائل العتره الطاهره. قم: مؤسسه النشر الإسلامی، ١٤٠٩ ق.
- راغب اصفهانی، حسین بن محمد. مفردات الفاظ القرآن. دمشق: دار الشامیه، ١٤١٢ ق.
- زمخشري، محمود بن عمر. مقدمه الادب. تهران: مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه تهران، ١٣٨٦ ش.
- طباطبایی، سید محمدحسین. المیزان فی تفسیر القرآن. بیروت: مؤسسه الأعلمی، ١٣٩٠ ق.
- فراء، یحیی بن زیاد. معانی القرآن. قاهره: الهیئة المصریة العامة للکتاب، ١٩٨٠ م.
- فراهیدی، خلیل بن أحمد. کتاب العین. قم: دار الهجره، ١٤٠٩ ق.
- قمی، علی بن ابراهیم. تفسیر القمی. قم: دار الکتاب، ١٣٦٣ ش.
- کاشانی، فتح الله. منهج الصادقین فی إلزام المخالفین. تهران: دار الکتب الإسلامیة، ١٣٣٦ ش.
- کوثری، عباس. فرهنگنامه تحلیلی وجوه و نظائر در قرآن. قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ١٣٩٤ ش.
- مرتضی زبیدی، محمد بن محمد. تاج العروس من جواهر القاموس. بیروت: دار الفکر، ١٤١٤ ق.
- مصطفوی، حسن. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ١٣٦٨ ش.


