منجی در کیش مانوی
منجی در کیش مانوی، از دانشنامه جامع مجازی ویکی مهدویت
مفهوم نجات و منجی در آیین مانوی، یکپارچه و ثابت نیست، بلکه فرآیندی چندمرحلهای و اسطورهای است که در مراحل مختلف آفرینش و در مناطق جغرافیایی گوناگون، توسط ایزدان نجاتبخش متفاوت و با نامهای مختلف محقق میشود. خاستگاه این انگارهها ترکیبی از تأثیرات مسیحیت سریانی، فلسفه یونانی و باورهای ایرانی دانسته شده است. منجی نهایی گاه مانی و گاه عیسی معرفی شده که به داوری میپردازد.
ظهور مانی
ظهور مانویت در سده سوم میلادی در بابل، که تحت نفوذ ایرانیان بود و مکاتب مختلف دینی مانند زرتشتی، مسیحی، گنوسی و بینالنهرینی در آن رونق داشت، ظهور کرد.[1] مانی در کودکی با فرقه الخسائیه(مغتسله) آشنا شد و سالهایی را در میان آنان گذراند که بر تجربیات عرفانی اولیه او تأثیر گذاشت. اگرچه او بعدها از این فرقه جدا شد و آنان را گمراه خواند، اما تأپیرپذیری او از اندیشههای مغتسله انکارناپذیر است.
پژوهشگران درباره خاستگاه مانویت اختلاف نظر دارند؛ برخی آن را برآمده از باورهای ایرانی مانند زرتشتی و زروانی میدانند و عدهای دیگر آن را بدعتی در مسیحیت قلمداد میکنند.[2] این اختلافنظر تا حدی ناشی از پیچیدگی اساطیر مانوی و تنوع شواهد موجود است. اما آنچه مسلم است، انعطافپذیری مانویت در جذب عناصر بومی هر منطقه بود که به گسترش سریع آن انجامید و این آیین را در زمانی کوتاه به رقیبی قدرتمند برای ادیان رسمی تبدیل کرد، تا جایی که موجب نگرانی روحانیون سایر ادیان شد.[3]
نجاتشناسی مانوی
آیینهای گنوسی معمولاً به عنوان آیینهای رستگاری شناخته میشوند، زیرا مهمترین دستاوردی که به زعم خود برای انسان به ارمغان میآورند، نجات و رستگاری است. با گسترش دین مانوی، تعالیم مبتنی بر اسطوره در خصوص کیهانزایی و رستگاری رواج یافت. نظام اسطورهای با آشکارسازی الگوها و نمونهها به جهان و حیات بشری معنا میبخشد و با معرفی تاریخی مقدس، این اطمینان را به انسان میدهد که مسیر نجات او قبلاً نتیجهای مطلوب داده است. این نظام اعتقادی، تمامی مراحل از پیدایش گیتی تا آفرینش انسان و راه رهایی و بازگشت به حالت بینقص آغازین را بیان میکند. در مکاتب گنوسی، مفهوم «نجات» به معنای آگاهی از این روند است که معرفت نجاتبخش نامیده میشود.[4]
در مانویت، جریان نجات در قالب اسطوره بیان شده است؛ بنابراین برای درک صحیح فرایند نجات، بررسی اسطورهها و کارکرد ایزدان مانوی ضروری است.
انگاره «دو بُن ازلی و سه دوره کیهانی» را میتوان زیربنای معتقدات مانوی دانست که بر اساس آن، دو بنِ نور و ظلمت از ازل جدا از یکدیگر بودند.[5] ثنویت مانوی با اقتباس از کیش زرتشتی، آفرینش را به سه دوره گذشته، حال و آینده تقسیم میکند. در دوره پیش از آمیختگی نور و تاریکی که به «دوره طلایی» مشهور است، اقلیم نور با تمامی ساکنانش در صلح و سازش میزیست. در دوره دوم که دوره آمیختگی است، قوای اهریمنی تاریکی به قلمرو روشنی میتازند. حاصل این اتفاق، ادغام دو نیروی تاریکی و روشنی است که سبب به میدان آمدن ایزدان مختلف و کارکردهای گوناگون آنها میشود. مانی در آفرینش سوم مژده میدهد که این نبرد در نهایت به سود قوای روشنی پایان خواهد یافت؛ فرشگرد صورت میگیرد و با پیروزی نور بر تاریکی، توان حمله مجدد برای همیشه از لشکر اهریمنی گرفته خواهد شد.[6] از آنجا که نبرد نور و تاریکی در ازل و پیش از پیدایش جهان اتفاق میافتد، فرایند نجات نیز از ازل ضرورت مییابد. بر اساس کیهانشناسی مانوی، آفرینش در سه مرحله و توسط ایزدان مختلف شکل میگیرد. در هر سه مرحله، ایزدانی برای مقابله با قوای تاریکی بسیج میشوند که هدف تمامی آنها به نوعی نقش منجی را تداعی میکند.
مفهوم نجات
مفهوم رستگاری ویژگی اصلی ادیان یونانیمآب است و در آیین اورفئوسی و اندیشه افلاطونی دیده میشود[7]. این مفهوم توسط مکاتب فکری مانند نوفیثاغورثیان، نوافلاطونیان و گنوسیها بسط یافت و بر مانویت و مسیحیت نخستین تأثیر گذاشت. ویدن گرن نجات را نه یک باور زرتشتی، بلکه اعتقادی زروانی میداند که در آن جهان تحت حاکمیت اهریمن است و انسان باید برای رهایی از آن بکوشد.[8]
در مانویت، رستگاری انسان در گرو آگاهی از وضعیت آمیختگی دو بن اهریمنی و مینوی است و فرایند نجات به معنای رهایی روشنی از ماده تاریک و بازگشت به جدایی دو بن است. این بشارت یکی از دلایل محبوبیت مانویت بود.[9] نجات از طریق معرفت حاصل میشود، اما این معرفت به معنای دانش نظری نیست، بلکه استحاله انسان در مسیر رستگاری است؛ معرفتی که موجب فنا در ذات الهی میگردد.[10]
منجی در مانویت
نجات در مانویت یک مفهوم ثابت و واحد نیست، بلکه فرآیندی چندمرحلهای است که با اسطوره آمیخته شده و بسته به مرحله آفرینش و منطقه جغرافیایی، ایزدان نجاتبخش متفاوت و با اسامی مختلف ظاهر میشوند.[11] دانشمندان درباره خاستگاه وام گیری مانی از انگاره منجی دیدگاههای متفاوتی دارند و آن را متأثر از مسیحیت سریانی، فلسفه یونانی یا باورهای ایرانی میدانند. در فرآیند نجات، هم الگوهای غیرمادی(نمونههای ازلی) و هم ایزدان پس از آفرینش نقش منجی را ایفا میکنند که در اینجا پنج مورد از آنها بر اساس آموزههای مانوی معرفی میشوند:
هرمزدبغ(انسان قدیم)
هرمزدبغ(انسان قدیم) نخستین منجی در اسطوره آفرینش مانوی است که توسط پدرِ بزرگی برای مقابله با نیروهای تاریکی فرستاده میشود. اگرچه در نبرد مغلوب شده و پنج فرزندش اسیر میشوند، قربانی شدن باعث تضعیف نیروهای اهریمنی میگردد و طرح اصلی فرآیند نجات را شکل میدهد.[12] این شخصیت که ریشه در باورهای ایرانی دارد، نمونهای ازلی برای رستگاری نهایی ارواح انسانها محسوب میشود.[13]
روح زنده(مهر ایزد)
مهر ایزد دومین نجاتدهنده در اسطوره مانوی است که توسط پدرِ بزرگی برای نجات انسان قدیم(هرمزدبغ) فراخوانده میشود. این ایزد نه تنها انسان قدیم را نجات میدهد، بلکه با حمله به دیوان، فرزندان اسیرش را آزاد کرده و دنیای مادی را به عنوان دولاب کیهانی برای جذب ذرات نور میآفریند. نام و کارکردهای او نشاندهنده تأثیرپذیری آشکار از ایزد مهر در آیین زرتشتی و میترای باستانی ایرانی است، بهگونهای که برخی پژوهشگران این تشابه را آگاهانه و ناظر بر کارکردهای مشترک، بهویژه نقش فرجامشناختی او در نابودی نیروهای اهریمنی میدانند.[14]
ویدنگرن ریشه این اسطوره را زمینه ای میان رودانی می داند و آن را با اسطوره تموز(خدایی که میمیرد و دوباره زنده میشود) میداند که با تفکرات هند و ایرانی درآمیخته و به صورت نمادین در مانویت بازتفسیر شده است.[15]
رسول سوم(نریسهایزد)
رسول سوم که به نامهای «بهمن بزرگ» یا «ایزد اندیشه» نیز خوانده میشود، سومین فرستاده اصلی در اسطوره آفرینش مانوی است.[16] او با به حرکت درآوردن چرخ هستی و با کمک دوشیزه روشنی، پنج فرزند هرمزدبغ(انسان قدیم) را نجات میدهد. اگرچه ویدن گرن او را با عیسای درخشان یکی میداند، اما متون قبطی(مانند کفالایا) به وضوح او بین آنها تفاوت قائل است.[17]
عیسی
در آیین مانوی، «عیسی(ع) در سه مفهوم اصلی ظاهر میشود:
- نخست عیسای درخشان: که ایزد نجاتبخش اصلی است و وظیفه بیداری انسان از اسارت ماده را بر عهده دارد.[18]
- عیسای رنجکش: که استعارهای از روح اسیرشده در ماده است.
- عیسای ناصری: که به عنوان پیامبر خداوند که بر اساس آمزه های مانوی، ظهور مانی را بشارت داده است بر طبق عقیدة مانی، عیساي ناصري فاقد بدنی مادي بود و درواقع او شبحی غیرمادي بود که مردمان گمان میکردند بر دار شده است؛ رازی اساساً زجر و رنج کشیدن براي بدن غیرمادي بیمعنا خواهد بود. [19]
کارکرد اصلی منجی در این نظام، بیدارسازی انسان از طریق انتقال «معرفت رهاییبخش» است؛ معرفتی که ریشه در سنتهای هندوایرانی دارد و مبتنی بر آگاهی از خاستگاه الهی روح و وضعیت محبوس آن در جهان مادی است. این بیداری غالباً از طریق ملاقات با «همزاد»(توأم) صورت میگیرد که حقایق هستی را بر فرد آشکار میکند.[20]
اگرچه تشابهاتی با ادبیات انجیلی و مکاشفهای ایرانی وجود دارد، اما به نظر میرسد مانی برای منجی اصلی خود از مفهوم سوشیانس زرتشتی اقتباس نکرده، بلکه از ترکیب مفاهیمی مانند «خرد»(معادل نوس یا بهمن) و عناصر مسیحی استفاده کرده است.
منوهمد روشن(یا نوس روشن)
منوهمد روشن، یکی از انتزاعیترین ایزدان نجاتبخش در آیین مانوی است که سرشت عقلانی دارد و بیواسطه از پدرِ بزرگی بهره میبرد.این ایزد در متون مختلف با عناوینی مانند «بهمن بزرگ» و «فرستاده روشنی» شناخته میشود و در برخی متون(مانند متن چینی اندرز منوهمد) با شخصیت مانی یکی انگاشته شده است.[21]
کارکرد اصلی نوس روشن، ایجاد تحول درونی در «گزیدگان» مانوی از طریق حلول در روح آنهاست که منجر به ظهور پنج فضیلت بنیادی(عشق، ایمان، کمال، حلم و خرد) میشود. این حلول، گزیده را به مقام «انسان کامل» میرساند و او را به سربازی در لشکر نجاتبخشها تبدیل میکند که خود میتواند نقش منجی برای دیگران ایفا کند.[22]
به همین دلیل، گزیدگان مانوی از جایگاه بسیار والایی برخوردار بودند و خدمت به آنها توسط نیوشاگان(عامه پیروان) به عنوان راهی برای کسب امید به نجات در نظر گرفته میشد.[23]
منجی و آخر الزمان
در متون مانوی، منجی آخرالزمان گاه مانی(با عنوان «فارقلیط») و گاه عیسی معرفی شده است. مانی خود را فارقلیط موعود میدانست که عیسی به آمدنش بشارت داده بود. در «زبور مانوی» گاه از مانی به عنوان داور و منجی یاد شده و گاه عیسی با لقبهایی مانند پسر خدا و داور نهایی ستوده میشود؛ حتی گاهی تثلیثی از پدر بزرگی، عیسی(پسر) و روح القدس(مانی) ترسیم میگردد.[24]
داوری نهایی به دو شکل تصویر شده: داوری فردی بلافاصله پس از مرگ، و داوری جمعی در پایان جهان توسط «پسر انسان» که مشابه توصیفات انجیلی است و طی آن نیکان و بدان از هم جدا میشوند. پس از داوری، گنهکاران به دوزخ ابدی افکنده شده و با آتش سوزانده میشوند، در حالی که به پرهیزگاران آسیبی نمیرسد. سرانجام، جدایی ازلی نور و تاریکی بار دیگر برقرار میشود و نیکان به بهشت روشنی بازمیگردند.
در مورد سرنوشت نهایی ذرات نور، دو روایت وجود دارد: روایت اول حاکی از حبس ابدی بخشی از ذرات نور در تاریکی است. روایت دوم(که مورد پذیرش اکثریت مانویان قرار گرفت) نجات کامل تمام ذرات نور را وعده میدهد؛ این دیدگاه احتمالاً پاسخی به انتقادات مخالفانی مانند آگوستین قدیس بود که روایت اول را نشانه نقص خدای مانویان میدانستند.[25]
پانویس
- ↑نیولی، مانی و کیش مانوي در ادبیات گنوسی، ص 158.
- ↑زرشناس، مانی و مانویت در ادیان و مذاهب در ایران باستان، ص 425.
- ↑منتظری و تنها دوست، منجی در کیش مانوی، ص 141.
- ↑الیاده، اسطوره و واقعیت، ص 173-175
- ↑شروو، عناصر ایرانی در کیش مانوي، ص ۸۲.
- ↑تقیزاده، مانیشناسی، ص ۳۱۲.
- ↑الیاده، تاریخ اندیشههاي دینی، ج 2، ص 363.
- ↑ویدنگرن، آیین مانوي و زمینه ایرانی آن. در تاریخ کمبریج، ص ۴۳۶.
- ↑زرشناس، مانی و مانویت در ادیان و مذاهب در ایران باستان، ص 439.
- ↑یوناس، کیش گنوسی، ص ۱۳۶ – ۱۳۷؛ الیاده، تاریخ اندیشههاي دینی، ج ۲، ص ۴۸۶.
- ↑بویس، بررسی ادبیات مانوي در متنهاي پارسی میانه و پارتی، ص ۲۳۲؛ بهار و اسماعیلپور، ادبیات مانوي، ص ۳۵۲.
- ↑دکره، مانی و سنت مانوي، ص ۹۸ – ۹۹.
- ↑بهار و اسماعیلپور، ۱۳۹۴، ص ۱۷۸؛ نیولی، مانی و کیش مانوي در ادبیات گنوسی، ص ۱۷۳؛ بویس، بررسی ادبیات مانوي در متنهاي پارسی میانه و پارتی، ص ۱۷.
- ↑زوندرمان، بازنگري جایگاه مهر در یزدانشناسی مانوي، ص ۲۰۱ – ۲۲۰؛ بهبهانی، روح زنده کیست، ص ۴۱ – ۵۲.
- ↑ویدنگرن، مانی و تعلیمات او، ص ۸۴.
- ↑نیولی، مانی و کیش مانوي در ادبیات گنوسی ص 172.
- ↑ویدنگرن، مانی و تعلیمات او، ص ۸۲ – ۸۳؛ پولولتسکی، کفالایا، ص 49.
- ↑پولولتسکی، کفالایا، ص 49.
- ↑منتظری و تنها دوست، منجی در کیش مانوی، ص 146
- ↑منتظری و تنها دوست، منجی در کیش مانوی، ص 147.
- ↑قریب، پژوهشهايایران باستان و میانه ص 139.
- ↑قریب، پژوهشهايایران باستان و میانهص 144.
- ↑قریب، پژوهشهايایران باستان و میانهص 144.
- ↑منتظری و تنها دوست، منجی در کیش مانوی، ص 150
- ↑منتظری و تنها دوست، منجی در کیش مانوی، ص 151
منابع
- بویس، مری. بررسی ادبیات مانوی در متنهای پارسی میانه و پارتی. ترجمه امید بهبهانی و ابوالحسن تهامی. تهران: بندهشن، ۱۳۸۴.
- بهار، مهرداد و ابوالقاسم اسماعیلپور. ادبیات مانوی. تهران: کارنامه، ۱۳۹۴.
- بهبهانی، امید. روح زنده کیست؟ مجله مطالعات ایرانی. شماره ۴، ۱۳۸۲.
- پولوتسکی. کفالایا. ترجمه مریم قانعی و سمیه مشایخ. تهران، ۱۳۹۵.
- تقیزاده، سیدحسن. مانیشناسی. تهران: توس، ۱۳۸۸.
- دکره، فرانسوا. مانی و سنت مانوی. ترجمه عباس باقری. تهران: فرزان روز، ۱۳۹۷.
- زرشناس، زهره. مانی و مانویت در ادیان و مذاهب در ایران باستان. تهران: سمت، ۱۳۹۵.
- زوندرمان، ورنر. اندرز منوهمد روشن. ترجمه رحمان بختیاری. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۹۳.
- زوندرمان، ورنر. بازنگری جایگاه مهر در یزدانشناسی مانوی. ترجمه امید بهبهانی. فصلنامه فرهنگ. شماره ۱۷، صفحات ۲۰۱-۲۲۰، ۱۳۷۵.
- زوندرمان، ورنر. مسیح در مانویت. در: مسیح مانوی. ترجمه حمیدرضا اردستانی رستمی. صفحات ۲۲۵-۲۳۸. تهران: نگاه معاصر، ۱۴۰۰.
- شروو، پرادزاکتور. عناصر ایرانی در کیش مانوی. ترجمه محمد شکری فومشی. تهران: طهوری، ۱۳۹۶.
- قریب، بدرالزمان. پژوهشهای ایران باستان و میانه. کوشش محمد شکری فومشی. تهران: طهوری، ۱۳۸۶.
- منتظری، سعید رضا و علی تنها دوست. منجی در کیش مانوی. معرفت ادیان. قم: دانشگاه ادیان و مذاهب، صص ۱۳۹-۱۵۴.
- نیولی، گراردو. مانی و کیش مانوی در ادبیات گنوسی. ترجمه ابوالقاسم اسماعیلپور. تهران: هیرمند، ۱۳۹۶.
- ویدنگرن، گئو. آیین مانوی و زمینه ایرانی آن. در تاریخ کمبریج. جلد ۳، قسمت ۲. ترجمه حسن انوشه. تهران: امیرکبیر، ۱۳۹۳.
- ویدنگرن، گئو. مانی و تعلیمات او. ترجمه نزهت صفای اصفهانی. تهران: مرکز، ۱۳۹۰.
- الیاده، میرچا. اسطوره و واقعیت. ترجمه مانی صالحی علامه. تهران: بنگاه ترجمه نشر پارسه، ۱۳۹۷.
- الیاده، میرچا. تاریخ اندیشههای دینی. ترجمه مانی صالحی علامه. تهران: نیلوفر، ۱۳۹۵.
- یوناس، هانس. کیش گنوسی. ترجمه ماشاءالله کوچکی و حمید هاشمی. قم: دانشگاه ادیان و مذاهب، ۱۳۹۸.
برگرفته از مقاله
- منتظری، سعید رضا و علی تنها دوست. منجی در کیش مانوی. معرفت ادیان. قم: دانشگاه ادیان و مذاهب، صص ۱۳۹-۱۵۴.


