هارون بن مسلم بن سعدان
هارون بن مسلم بن سعدان، از دانشنامه جامع مجازی ویکی مهدویت
هارون بن مسلم بن سعدان(ابوالقاسم)، محدثی ثقه و پرکار از قرن سوم هجری است که از اصحاب امام عسکری(ع) به شمار میرود. با وجود برخی گرایشهای اعتقادی بحثبرانگیز(مثل جبر و تشبیه)، جایگاه او در نقل حدیث بسیار مهم است. او با سلسله اسنادی که به اصحاب امام صادق(ع) مانند مسعده بن صدقه میرسد، حجم عظیمی از روایات(حدود ۱۸۹ مورد در کتب اربعه) را نقل کرده و خود نیز مورد استناد بسیاری از محدثان بعدی قرار گرفته است. بخشی از روایات منقول وی به موضوع مهدویت اختصاص دارد که شامل مباحثی مانند کیفیت آفرینش امام، ضرورت استمرار حجت الهی، وظایف منتظران، علائم ظهور و صحنه آغازین قیام حضرت مهدی(عج) میشود.
شخصیت شناسی
هارون بن مسلم بن سعدان، معروف به کاتب سرمنرایی(ساکن سرَّمَنْ رَأى/سامرا)، اصالتاً اهل انبار و کنیهاش ابوالقاسم بود. وی توفیق ملاقات با امام ابومحمد (حسن عسکری(ع) ) و امام ابوالحسن (هادی(ع) ) را داشته است. [1]
شیخ طوسی در کتاب رجال خود، او را در زمره اصحاب امام عسکری(ع) آورده و دربارهاش مینویسد: «هارون بن مسلم بن سعدان، اصالتاً کوفی بود، سپس به بصره و پس از آن به بغداد کوچ کرد و در همانجا درگذشت»[2]
همچنین برقی نیز او را از اصحاب امام عسکری(ع) شمرده و احتمالا به خاطر اقامت در بصره به مدت طولانی، او را «بصری» معرفی کرده است. [3]
شخصیت رجالی
با وجود آنکه در نزد رجالیان به وثاقت و امانتداری در نقل حدیث شناخته شده و از چهرههای سرشناس حدیثی به شمار میرود، اما گرایش به دیدگاههای جبر و تشبیه داشته است. این امر نشاندهنده تفکیک بین اعتبار روایی او به عنوان یک راوی معتمد، و باورهای کلامی شخصیاش است که مورد نقد علمای امامیه قرار گرفته است.[4]
آثار
از هارون بن مسلم آثار متعددی بر جای مانده که از جمله آنها میتوان به کتابهای «التوحید»، «الفضائل»، «الخطب»، «المغازي» و «الدعاء» اشاره کرد. همچنین مجموعهای از «مسائل»(پرسشهای فقهی و اعتقادی) که از امام ابوالحسن سوم (امام هادی(ع) ) پرسیده، از دیگر میراث مکتوب او به شمار میآید. [5]
نقل و انتقال میرات حدیثی
هارون بن مسلم در اسناد روایات بسیار زیادی بهعنوان راوی حضور دارد . در کتب اربعه حدود یکصد و هشتاد و نه مورد میرسد. او از صاحبالدار (امام زمان(ع) ) و همچنین از افراد زیر روایت کرده است: ابوعبدالله حرانی، ابوموسی، ابن ابیعمیر، برید بن معاویه، حسن بن علی بن فضل سِکْباج، حسن بن موسی حناط، حسین بن علوان، علی بن حسان، علی بن حکم، قاسم بن عروه، مسعده، مسعده بن زیاد، مسعده بن زیاد عبدی، مسعده بن صدقه(که روایات او از این شخص به یکصد و سی و دو مورد میرسد) و مسعده بن صدقه ربعی.
افراد زیر نیز از هارون بن مسلم روایت کردهاند:
ابن فضّال، احمد بن حسن، احمد بن یوسف، حسن بن علی بن فضّال، سعد، سعد بن عبدالله، سهل بن زیاد، صالح بن ابیحماد، عبدالله نیشابوری، علی، علی بن ابراهیم، علی بن حسن، عمران بن موسی، محمد بن احمد بن یحیی، محمد بن اسلم، محمد بن علی بن محبوب و حمیری.[6]
نقل روایت از اصحاب امام صادق
هارون بن مسلم از جمعی از اصحاب امام صادق(ع) روایت کرده است.[7] او کتاب مسعده بن زیاد، مسعده بن صدقه، مسعده بن فرج و مسعده بن یسع را روایت کرده. همچنین از حسن بن موسی حناط، حسین بن علوان، عبید بن زراره، علی بن حسان و قاسم بن عروه روایت کرده که همه از اصحاب امام صادق(ع) هستند. لازمه این آن است که هارون بن مسلم دستکم دوران امام رضا(ع) را درک کرده باشد، زیرا بعید به نظر میرسد که تمام این افراد تا زمان امام هادی(ع) زنده مانده باشند. بلکه او از برید بن معاویه نیز روایت کرده است و برید بن معاویه در زمان حیات امام صادق(ع) از دنیا رفته است، بنابراین ناگزیر عمر هارون بن مسلم میبایست نزدیک به صد و سی سال بوده باشد. [8]
روایات مهدوی وی
از هارون بن مسلم، هفت روایت اختصاصی در موضوع مهدویت و یک مورد دیگر نیز در قالب پرسش و پاسخ فقهی گزارش شده است. با توجه به اینکه در آن نقل، از عنوان «صاحبالدار» استفاده شده، احتمالی قوی وجود دارد که پرسش وی مستقیماً خطاب به امام عصر(عج) مطرح شده باشد.
آفرینش امام
عَنْ سَيِّدِنَا أَبِي الْحَسَنِ وَ أَبِي مُحَمَّد(ع) قَالا: إِنَّ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَخْلُقَ الْإِمَامَ أَنْزَلَ قَطْرَةً مِنْ مَاءِ الْجَنَّةِ فِي الزمان [الرُّمَّانِ]، فَتَسْقُطُ عَلَى الْأَرْضِ فَتَأْكُلُهَا الْحُجَّةُ فِي الزَّمَانِ فَإِذَا اسْتَقَرَّتْ فِي الْمَوْضِعِ الَّذِي تَسْتَقِرُّ فِيهِ وَ مَضَى لَهُ أَرْبَعُونَ يَوْماً سَمِعَ الصَّوْتَ فَإِذَا أَتَتْ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ هُوَ حَمْلٌ كُتِبَ عَلَى عَضُدِهِ الْأَيْمَنِ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ فَإِذَا وُلِدَ قَامَ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رُفِعَ لَهُ عَمُودٌ مِنْ نُورٍ فِي كُلِّ مَكَانٍ يَنْظُرُ فِيهِ الْخَلَائِقَ وَ أَعْمَالَهُمْ وَ يَنْزِلُ أَمْرُ اللَّهِ فِي ذَلِكَ الْعَمُودِ وَ نَصْبَ عَيْنِهِ حَيْثُ تَوَلَّى. آقایان ما ابوالحسن و ابومحمد(ع) نقل شده است که فرمودند: «همانا خداوند جلجلالش هنگامی که اراده آفرینش امام را کند، قطرهای از آب بهشت را در انار فرو میفرستد، سپس آن(قطره) بر زمین میافتد و حجتِ زمان آن را میخورد. هنگامی که در محل استقرار خود قرار گرفت و چهل روز از آن گذشت، صدا را میشنود. و هنگامی که چهار ماه گذشت و او جنینی است، بر بازوی راستش نوشته میشود: "کلام پروردگارت به راستی و عدالت به انجام رسید. هیچ تغییریدهندهای برای کلمات او نیست و اوست شنوای دانا". و هنگامی که متولد شد، به امر خداوند عزوجل قیام میکند. برای او ستونی از نور در هر مکانی برپا میشود که در آن آفریدگان و اعمالشان را میبیند و فرمان خداوند در آن ستون و در پیش چشمش نازل میگردد، هرجا که ولایت مییابد»[9]
استمرار امام و توصیف امام غائب
عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمِ بْنِ سَعْدَانَ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِق(ع)، فِي خُطْبَةٍ لَهُ مَعَ كُمَيْلِ بْنِ زِيَادٍ «اللَّهُمَّ بَلَى لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ عَلَى خَلْقِهِ يَهْدِيهِمْ إِلَى دِينِكَ وَ يُعَلِّمُهُمْ عِلْمَكَ لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَّتُكَ وَ ليقل [لَا يَضِلَ] أَتْبَاعُ أَوْلِيَائِكَ وَ شِيعَتُهُمْ بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَهُمْ إِلَى إِمَامٍ ظَاهِرٍ مَشْهُودٍ لَيْسَ بِمُطَاعٍ وَ مُكْتَمِنٍ خَائِفٍ مَغْمُورٍ يَتَرَقَّبُ أَوْ غَائِبٍ عَنِ النَّاسِ فِي حَالِ غَيْبَتِهِ لَمْ يَغِبْ عَنْهُمْ أَمْرُهُ وَ نَهْيُهُ وَ مَثُوبَةُ عِلْمِهِ فَآيَاتُهُ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ مُثْبَتَةٌ فَهُمْ بِهَا عَامِلُونَ»هارون بن مسلم بن سعدان از مسعده بن صدقه از امام ابوعبدالله صادق(ع) در خطبهای که برای کُمَیل بن زیاد داشتند نقل شده است: بارالها! آری، زمین هیچگاه از برپادارندهای برای خدا با حجتی بر آفریدگانش خالی نمیماند، (کسی) که آنها را به دینت هدایت میکند و علمت را به آنان میآموزد، تا حجت تو باطل نگردد و پیروان اولیایت و شیعیانشان پس از آنکه آنها را به سوی امامی آشکار و مشاهدهشده(یعنی حاضر در میان مردم) هدایت کردهای، گمراه نشوند.(امامی که) نه مطاع(و فرمانروا) است و نه پنهانشدهای ترسان و مغمور که در انتظار(فرج) باشد، بلکه(امامی است) غایب از مردم. اما در زمان غیبتش، امر و نهی و ثواب علمش از آنها غایب نیست. پس نشانههای او در دلهای مؤمنان ثابت است و آنها بر اساس آن عمل میکنند»[10]
وظایف و مسئولیتهای امامان
حَدَّثَنا مُحَمَّدُ بنُ الحَسَنِ رضى الله عنه، قالَ: حَدَّثَنا عَبدُ اللَّهِ بنُ جَعفَرٍ الحِميَرِيُّ، قالَ: حَدَّثَنا هارونُ بنُ مُسلِمٍ، عَن أبِي الحَسَنِ اللَّيثِيِّ، قالَ: حَدَّثَني جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدٍ، عَن آبائِه(علیهم السلام)، أنَّ النَّبِي(ص) قالَ: إنَّ في كُلِّ خَلَفٍ مِن امَّتي عَدلًا مِن أهلِ بَيتي، يَنفي عَن هذَا الدّينِ تَحريفَ الغالينَ، وَانتِحالَ المُبطِلينَ، وتَأويلَ الجاهِلينَ. وإنَّ أئِمَّتَكُم قادَتُكُم إلَى اللَّهِ عز و جل، فَانظُروا بِمَن تَقتَدونَ في دينِكُم وصَلاتِكُم؟[11] به نقل از ابو الحسن ليثى، از امام صادق(ع)، از پدرانش(علیهم السلام): پيامبر خدا(ص) فرمود: «در هر نسلى از امّت من، دادگرى از اهلبيتم حضور دارد كه تحريف زيادهروان، نسبت نارواى باطلگرايان و تأويل جاهلان را از اين دين، دور مىكند.امامان شما، همان راهبران شما به سوى خداوند عز و جل هستند. پس بنگريد كه در دين و نماز خود، به چه كسانى اقتدا مىكنيد
وظائف منتظران در دورات غیبت
مَا أَخْبَرَنَا بِهِ عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ الْبَنْدَنِيجِيُّ عَن عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى الْعَلَوِيِّ الْعَبَّاسِيِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ الْعِجْلِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ ع فِي مَعْنَى قَوْلِهِ تَعَالَى- يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا[12] قَالَ اصْبِرُوا عَلَى أَدَاءِ الْفَرَائِضِ وَ صابِرُوا عَدُوَّكُمْ وَ رابِطُوا إِمَامَكُمُ الْمُنْتَظَرَ.حديث كرد ما را علىّ بن احمد از عبيد اللَّه بن موسى و او از هارون بن مسلم و او از قاسم بن عروة و او از بريد بن معاويه عجلى و او ازابى جعفر محمّد بن علىّ (امام باقر(ع) ) كه آن حضرت در معناى آيه شريفه اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا فرمود: صبر كنيد بر اداى واجبات و پايدارى كنيد با دشمنان و مراقب امامتان [كه بانتظارش هستيد] باشيد.
نشانه های ظهور
أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ بِإِسْنَادِهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْقَمَّاطِ عَنْ حُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: مِنَ الْمَحْتُومِ الَّذِي لَا بُدَّ أَنْ يَكُونَ مِنْ قَبْلِ قِيَامِ الْقَائِمِ خُرُوجُ السُّفْيَانِيِّ وَ خَسْفٌ بِالْبَيْدَاءِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّكِيَّةِ وَ الْمُنَادِي مِنَ السَّمَاءِ.[13]
حمران بن أعين از امام صادق(ع) روايت كرده كه آن حضرت فرمود: «از امور حتمى كه بناچار بايد قبل از قيام قائم باشد خروج سفيانىّ و فرو رفتن زمين در صحرا و كشته شدن نفس زكيّه و آواز دهنده از آسمان است»
چگونگی آغاز بیعت و قیام حضرت مهدی(عج(
أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ التَّيْمُلِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدٌ وَ أَحْمَدُ ابْنَا الْحَسَنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَعْقُوبَ الْهَاشِمِيِّ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ يُنَادَى بِاسْمِ الْقَائِمِ فَيُؤْتَى وَ هُوَ خَلْفَ الْمَقَامِ فَيُقَالُ لَهُ قَدْ نُودِيَ بِاسْمِكَ فَمَا تَنْتَظِرُ ثُمَّ يُؤْخَذُ بِيَدِهِ فَيُبَايَعُ- قَالَ قَالَ لِي زُرَارَةُ الْحَمْدُ لِلَّهِ قَدْ كُنَّا نَسْمَعُ أَنَّ الْقَائِمَ ع يُبَايَعُ مُسْتَكْرَهاً فَلَمْ نَكُنْ نَعْلَمُ وَجْهَ اسْتِكْرَاهِهِ فَعَلِمْنَا أَنَّهُ اسْتِكْرَاهٌ لَا إِثْمَ فِيهِ.[14]
(خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد مرا علىّ ابن حسن تيملىّ او گفت: حديث كرد ما را محمّد و احمد فرزندان حسن از علىّ بن يعقوب هاشمى و او از هارون بن مسلم و او از عبيد بن زرارة و او از): ابى عبد اللَّه (امام صادق(ع) ) كه فرمود: قائم را بنام بخوانند و در پشت مقام بخدمتش برسند و عرض كنند: نام شما اعلام شده است منتظر چه هستيد سپس دستش را ميگيرند و بيعتش ميكنند. راوى گويد: زرارة بمن گفت: خدا را شكر زيرا ما مىشنيديم كه بيعت قائم بصورت اكراه انجام ميگيرد ولى نميدانستيم كه چرا آن حضرت كراهت خواهد داشت بعدا فهميديم كه كراهتى است كه گناهى در آن نخواهد بود.
اتقاقات ابتدایی ظهور
أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى الْعَلَوِيِّ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ الْكَاتِبِ الَّذِي كَانَ يُحَدِّثُ بِسُرَّ مَنْ رَأَى عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ الطَّائِيِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِهِ تَعَالَى أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ قَالَ نَزَلَتْ فِي الْقَائِمِ ع وَ كَانَ جَبْرَئِيلُ ع عَلَى الْمِيزَابِ فِي صُورَةِ طَيْرٍ أَبْيَضَ فَيَكُونُ أَوَّلَ خَلْقِ اللَّهِ مُبَايَعَةً لَهُ أَعْنِي جَبْرَئِيلَ وَ يُبَايِعُهُ النَّاسُ الثَّلَاثُمِائَةِ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ فَمَنْ كَانَ ابْتُلِيَ بِالْمَسِيرِ وَافَى فِي تِلْكَ السَّاعَةِ وَ مَنْ لَمْ يُبْتَلَ بِالْمَسِيرِ فُقِدَ مِنْ فِرَاشِهِ وَ هُوَ قَوْلُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ ع الْمَفْقُودُونَ مِنْ فُرُشِهِمْ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً قَالَ الْخَيْرَاتُ الْوَلَايَةُ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ.[15]
خبر داد ما را علىّ بن احمد از عبيد اللَّه بن موسى علوىّ و او از هارون ابن مسلم كاتب كه در سرّ من رأى حديث ميگفت از مسعدة بن صدقة و او از عبد الحميد طائىّ و او از محمّد بن مسلم و او از):
ابى جعفر (امام باقر(ع) ) در بيان آيه شريفه أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ- النمل: 62 (آيا چه كسى پاسخگوى بيچاره است هنگامى كه او را ميخواند) فرمود: در باره قائم(ع) نازل شده است و جبرئيل(ع) بصورت پرنده سفيدى بر ناودان كعبه نشسته باشد و نخستين نفر از خلق خدا است كه او را بيعت ميكند آنگاه آن سيصد و سيزده نفر بيعت ميكنند پس هر كس كه گرفتار راهپيمائى باشد در آن ساعت ميرسد و هر كس [كه گرفتار براه رفتن نباشد] از بسترش مفقود مىشود و امير المؤمنين بهمين اشاره ميكند آنجا كه ميفرمايد(آن گمشدهگان از بسترهايشان) و خداى عزّ و جلّ همين را ميفرمايد فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً و فرمود: خيرات يعنى ولايت ما اهل بيت.
سوال از امام
رُوِيَ عَن هارونَ بنِ مُسلِمٍ، قالَ: كَتَبتُ إلى صاحِبِ الدّار(ع) وُلِدَ لي مَولودٌ وحَلَقتُ رَأسَهُ، ووَزَنتُ شَعرَهُ بِالدَّراهِمِ وتَصَدَّقتُ بِهِ، قالَ: لا يَجوزُ وَزنُهُ إلّابِالذَّهَبِ أوِ الفِضَّةِ، وكَذا جَرَتِ السُّنَّةُ.[16] به نقل از هارون بن مسلم-: به صاحب خانه(ع) [17]نوشتم نوزادى برايم متولّد شده است و سرش را تراشيده و به وزن موهايش، درهم صدقه دادم. فرمود: «روا نيست جز با طلا و نقره وزن شود و سنّت، بر اين، جارى شده است»
پرسش هارون بن مسلم در اين توقيع- كه جناب مجلسى اوّل، احتمال ضعيف داده كه مقصود از تعبير «صاحب الدّار»، امام هادى(ع) يا امام عسكرى(ع) باشد-، اين است كه: آيا كار وى در صدقه دادن «درهم» به جاى طلا يا نقره به وزن موى نوزادش درست بوده است يا نه؟ با توجّه به اين كه مىدانيم درهم نيز از جنس نقره بوده است، پاسخ امام(ع) اين است كه درست نيست و سنّت، تنها دادن «طلا» و «نقره» است.
مجلسى اوّل، نخست، اذعان داشته كه توقيع، مطابق حديث متواتر است كه نامى از «درهم» برده نشده؛ بلكه فقط طلا و نقره آمده و اين توقيع، بيان كننده همان حديث است- چنان كه فقهاى ما نيز همين را گفتهاند-؛ امّا اين احتمال را نيز مطرح كرده است كه جواب امام(ع) در واقع، تأييد كار سؤال كننده است، نه ردّ آن؛ با اين افزوده كه غير طلا و نقره، جايز نيست. آل عصفور بحرانى، با اين توجّه كه درهم، مصداقى از نقره است و از اين رو، نفى جواز آن معنا ندارد، چاره را در حمل نقره به نقره غير سكّه يا غير خالص ديده است.[18]
پانویس
- ↑نجاشی، احمد بن علی ص 438
- ↑طوسی، محمد بن الحسن، رجال ص: 403
- ↑احمد بن محمد بن خالد، رجال ص، 60
- ↑نجاشی، احمد بن علی، ص 438
- ↑نجاشی، احمد بن علی، ص 438
- ↑خوئی، ابوالقاسم، معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة، ج 20، ص: 250-253.
- ↑طوسی، محمد بن الحسن، فهرست ص 496
- ↑خوئی، ابوالقاسم، معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة، ج 20، ص: 253
- ↑خصیبی، حسین بن حمدان، الهداية الكبرى، ص: 354
- ↑خصیبی، حسین بن حمدان الهداية الكبرى، ص: 362
- ↑صدوق، محمد بن علی، كمال الدين و تمام النعمة، ج 1، ص 221
- ↑آل عمران: 200.
- ↑نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه، ص 264
- ↑نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه، ص 263
- ↑نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه، ص 314
- ↑صدوق، محمد بن علی بن بابویه، من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص: 489
- ↑مراد از «صاحب خانه» ظاهراً امام زمان(ع) است و احتمال امام هادى(ع) و امام عسكرى(ع) هم وجود دارد؛ چرا كه اين دو امام در خانهاى در سامرّا محبوس بودهاند كه اكنون مزار آنهاست(روضة المتقين: ج 8 ص 623)
- ↑ری شهری و همکاران، دانشنامه امام مهدى(عج) بر پايه قرآن، حديث و تاريخ، ج 4، ص: 307
منابع
- برقى، احمد بن محمد بن خالد، رجال البرقي، انتشارات دانشگاه تهران، 1383.
- خصيبى، حسين بن حمدان ناشر: البلاغ مكان چاپ: بيروت، سال چاپ: 1419 ق
- خويى، ابوالقاسم، معجم رجال الحديث، مركز نشر آثار شيعه، قم، 1410.
- صدوق، محمد بن علی بن الحسین، من لا یحضره الفقیه، محقق غفارى، على اكبر، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم 1413.
- طوسی، محمد بن الحسن، الفهرست، المكتبة المرتضوية، نجف، بی تا.
- طوسی، محمد بن الحسن، (بی تا)، الفهرست، المكتبة المرتضوية، نجف.
- طوسي، محمد بن الحسن، رجال، انتشارات حيدريه، نجف، 1381.
- كشى، محمد بن عمر ، رجال الكشي، انتشارات دانشگاه مشهد، 1348.
- محمد ابن بابویه، صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، تحقیق علیاکبر غفاری، دوم، انتشارات اسلامیه، تهران، 139
- محمدی ری شهری، محمد، دانش نامه امام مهدی، اول، دارالحدیث، قم، 1393.
- نجاشى، احمد بن على، رجال النجاشي، انتشارات جامعه مدرسين، قم، 1407 .
- نعمانی، محمد بن ابراهيم، الغيبة، محقق: غفارى، علىاكبر، تهران، مكتبة الصدق، 1397.


