سوره نصر
سوره نصر، از دانشنامه جامع مجازی ویکی مهدویت
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ﴿١﴾ وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا ﴿٢﴾ فَسَبِّـحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا ﴿٣﴾
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
هنگامی که یاری خدا و پیروزی فرارسد. و ببینی مردم گروه گروه وارد دین خدا میشوند. پروردگارت را تسبیح و حمد کن و از او آمرزش بخواه که او بسیار توبهپذیر است!
بیشتر مفسران، مقصود خداوند از «فتح» مورد اشاره در سوره نصر — که به پیامبر(ص) بشارت داده شده — را فتح مکه دانستهاند. با این حال، برخی از پژوهندگان بر این باورند که این سوره در حقیقت به غلبه نهایی و پیروزی همهجانبه دین اسلام بر همۀ ادیان و مکاتب فکری در سراسر گیتی در عصر امام مهدی(عج) اشاره دارد
مفهوم شناسی
نصر
«نصر» در لغت به معنای یاری کردن[1]، انجام کار خیر و رساندن نیکی به دیگری است[2]. این یاری گاهی از سوی خداوند نسبت به بندگان صورت میگیرد که معنای آن آشکار است و گاهی نیز از سوی بندگان نسبت به خداوند است که در این صورت، به معنای یاری رساندن به بندگان خدا، پایبندی به حدود و احکام الهی، حفظ و پاسداری از پیمانهای خداوند، اطاعت از فرمانهای او و دوری از نواهی خداوند است[3].
فتح
واژه «فتح» در اصل به معنای «گشودن» است. [4] به گفته راغب اصفهانی، در این سوره احتمال دارد به معنای نصرت، پیروزی یا حکم باشد؛ همچنین ممکن است به «معارفی که خداوند متعال بر انسان میگشاید» اشاره داشته باشد. [5] در تمایز میان «نصر» و «فتح»، فخر رازی سه احتمال را مطرح کرده است:
- نصر، سبب تحقق فتح است؛ بدین معنا که نصر به کمک برای رسیدن به مطلوب اطلاق میشود، در حالی که فتح خودِ دستیابی به مطلوب است.
- نصر به کمال دین اشاره دارد و فتح به اقبال دنیوی و اتمام نعمت.
- نصر به ظفر و تحقق آرزوها در دنیا معنا میشود و فتح به بهرهمندی از بهشت در آخرت. [6]
دلالت سوره بر مهدویت
دلالت سوره عصر بر مهدویت، بر دو مطلب متوقف است:
اثبات نزول سوره نصر بعد از فتح مکه
روایاتی که در کتابهای مورد اعتماد شیعه و سنی به صراحت یا به اشاره درباره زمان نزول سوره سخن میگویند، زمانهای گوناگونی از سال هشتم تا سال دهم را ذکر کردهاند. این روایات در 9 صورت زیر وارد شده است:
- آخرین سوره در ترتیب نزول[7]
- نزول سوره در حجة الوداع دو ماه پیش از وفات رسول الله(ص) [8]
- نزول سوره در سال وفات رسول الله(ص) [9]
- نزول سوره هشتاد روز پیش از وفات رسول الله(ص) [10]
- نزول سوره هفتاد روز پیش از وفات رسول الله(ص) [11]
- نزول سوره هجده روز پیش از وفات رسول الله(ص) [12]
- نزول سوره پس از فتح مکه[13]
- نزول سوره دو سال پیش از وفات رسول الله(ص) [14]
- نزول سوره پیش از فتح مکه[15]
از نُه دسته روایات مذکور، هفت گونه نخست دلالت بر نزول سوره پس از فتح مکه دارند، حال آنکه دو دسته پایانی(هشتم و نهم) فاقد اعتبار لازم هستند. علت عدم اعتبار گونه هشتم، راوی آن یعنی «قتاده» و مستند به کلام معصوم نیست.
از میان راویان دستۀ نهم — که عبارتاند از ابنعباس، عایشه و مجاهد — استناد به روایت ابنعباس از دو جهت محل مناقشه است: نخست آن که این روایت، مُتفرِّد است؛ یعنی تنها توسط یک راوی نقل شده و دیگر محدثان آن را روایت نکردهاند. دوم آن که عبارتهای بهکاررفته در روایت نشان میدهد که این تفسیر، صرفاً دیدگاه شخصی او بوده است. هرچند روایت عایشه و مجاهد — بر اساس اهل سنت — دارای سند متصل است، اما با روایات متعددی که نزول سوره را پس از فتح مکه میدانند در تعارض است. [16]
اثبات مقصود از «فتح» به فتح جهان
اثبات این که مقصود از «فتح» در این سوره، فتح مکه نیست، بلکه به فتح جهانی در عصر ظهور امام مهدی(عج) اشاره دارد. برخی از پژوهشگران با استناد به شواهد تاریخی و روایی معتقدند که فتح جهانی در دوران حضرت مهدی(عج) — دستکم به عنوان یکی از مصادیق اصلی — مورد نظر آیات این سوره است و فتح مکه نمیتواند مصداق کامل آن باشد. برخی از این ادله عبارتاند از:
اختصاص سوره ای جدا به دلیل اهمیت فتح نهایی و سراسری در دوران امام مهدی(عج)
پیامبر(ص) برای فتح مکّه بیش از فتوح بزرگترِ دیگر خوشحال و مسرور نشد و این مسئله در بیاناتِ رسیده از ایشان در فتح خیبر و دیگر قلعه های یهود روشن است؛ قلعههایی که فتح آنها در ابتدا برای مسلمانان غیرممکن مینمود. خداوند متعال در توصیف این رخدادها در آیۀ ۲ سورۀ حشر میفرماید: «هُوَ الَّذي أَخْرَجَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ دِيارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ ما ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ في قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْديهِمْ وَ أَيْدِي الْمُؤْمِنينَ فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ»او(خداوند) کسی است که کافران اهل کتاب را در نخستین برخورد(با مسلمانان) از خانههایشان بیرون راند! گمان نمیکردید آنان خارج شوند و خودشان نیز گمان میکردند که دِژهای محکمشان آنها را از عذاب الهی مانع میشود؛ امّا خداوند از آنجا که گمان نمیکردند به سراغشان آمد و در دلهایشان ترس و وحشت افکند، به گونهای که خانههای خود را با دست خویش و با دست مؤمنان ویران میکردند[17]»با این حال، با توجه به اینکه این فتوحات در لابهلای دیگر سورههای قرآن مورد اشاره قرار گرفته و هیچ سورهای به صورت مستقل به آنها اختصاص نیافته، میتوان استنباط نمود که مقصود از "فتح" در سوره نصر، فتحی به مراتب عظیمتر و مهمتر از فتح مکه است؛ فتحی که به جهت اهمیت و جهانشمولی بینظیرش، شایستگی تخصیص سورهای مستقل را دارا میباشد.[18]
لزوم استفاده از صیغه ماضی
خصوصیات قرآنی دارای شمولیت زمانی و مکانی است و همۀ اعصار و امصار را در برمیگیرد. بنابراین، اگر هدف اشاره به فتح مکه به عنوان رویدادی گذشته باشد، میبایست از صیغۀ ماضی استفاده شود؛ همانگونه که در آیۀ «إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِينًا[19]— که طبق نظر مفسران به فتح مکه اشاره دارد — به کار رفته است. نکتۀ شایان تأمل آن که این آیه، که پیش از وقوع فتح مکه نازل شده، با صیغۀ ماضی بیان گردیده است. این امر نشاندهندۀ آن است که حتی در اشاره به رویدادهای آینده نیز میتوان از صیغۀ ماضی برای تأکید بر قطعیت وقوع آن استفاده نمود. [20]
روایتی از امیرالمؤمنین(ع)
بر پایۀ روایتی، مردی نزد امیرالمؤمنین علی(ع) آمد و از دراز شدن روزگار ستم پیشگان شکایت کرد. امام در پاسخ فرمودند: «وَ اللَّهِ، لَا يَكُونُ مَا تَأْمُلُونَ حَتَّى يَهْلِكَ الْمُبْطِلُونَ، وَ يَضْمَحِلَّ الْجَاهِلُونَ، وَ يَأْمَنَ الْمُتَّقُونَ، وَ قَلِيلٌ مَا يَكُونُ حَتَّى لَا يَكُونَ لِأَحَدِكُمْ مَوْضِعُ قَدَمِهِ، وَ حَتَّى تَكُونُوا عَلَى النَّاسِ أَهْوَنَ مِنَ الْمَيْتَةِ عِنْدَ صَاحِبِهَا، فَبَيْنَا أَنْتُمْ كَذَلِكَ إِذْ جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْح» به خدا سوگند! آنچه آرزومند آنید رخ نخواهد داد تا آنکه اهل باطل نابود گردند و نادانان رو به زوال نهند و پرهیزگاران ایمنی یابند — و این [آرامش] اندک خواهد بود تا جایی که هیچ یک از شما جایی برای گذاردن قدم نخواهد یافت و تا هنگامی که در دید مردمان، خوارتر از لاشه در نزد صاحبش خواهید بود. و در همین حال که هستید، ناگهان یاری خدا و فتح فرا رسد[21]
فراز پایانی این روایت — که همخوانی آشکاری با آیات آغازین سورۀ نصر دارد — ظهور نصرت و فتح الهی را در پی نشانههایی چون نابودی باطلگرایان، زوال جهل و حصول امنیت برای اهل تقوا وعده میدهد. از آنجا که این علائم، بیش از هر چیز با دورۀ ظهور حضرت مهدی(عج) — که عصر استقرار حکومت جهانی عدل است — همخوانی دارد، میتوان دریافت که مقصود از «فتح» در سورۀ نصر نیز، همان فتح فراگیر و نهایی در عصر شکوهمند ظهور است. [22]
تعارض کلام الهی با کلام نبوی
اهل مکه در سراسر دوران رسالت پیامبر(ص)، تمامی توان و امکانات خویش را در مسیر مقابله با ایشان به کار بستند و در این راه، از هیچ گونه توهین و آزار و اذیتی فروگذار نکردند؛ حتی جنگهای پیاپی را بر مسلمانان تحمیل نمودند. به همین سبب، در روز فتح مکه، انصار در پی انتقامگیری از آنان بودند، ولی پیامبر اکرم(ص) با بزرگواری تمام از خطای ایشان درگذشت و فرمود: «اذهبوا فأنتم الطلقاء»(بروید، شما آزادید) — که شرح مفصل این واقعه در منابع تاریخی آمده است. [23]
حال اگر مقصود از «فتح» در سورۀ نصر، همان فتح مکه باشد، آیۀ دوم آن — که از ورود مردم «گروهگروه» به دین خدا سخن میگوید(«يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا») — در واقع ستایشی از مردم مکه خواهد بود. این توصیف ستایشآمیز، پرسشبرانگیز است: چگونه ممکن است خداوند آنان را با عبارت «افواجاً» میستاید، در حالی که رسول الله(ص) — با توجه به پیشینۀ سرکش و دشمنانۀ آنان — ایشان را «طُلَقاء»(آزادشدگانِ بیمکافات) خواندهاند؟ آیا ممکن است خداوند قومی را بستاید و پیامبرش — مطابق با ارادۀ الهی — آنان را نکوهش کند؟!
بدینترتیب، روشن میشود که مراد از «فتح» در این سوره، هرگز فتح مکه نیست، بلکه مقصود، فتحی جهانی و همگانی در عصر ظهور امام عصر(عج) است — فتحی که در پرتو آن، مردمان به صورت گسترده و خودانگیخته به دین خدا روی میآورند، بیآنکه پیشینۀ ظلم و ستمی در کار باشد.[24]
پانویس
- ↑راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، ص 808.
- ↑ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج 5، ص 435.
- ↑راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، ص 809.
- ↑ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج 4، ص 469.
- ↑راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، ص 622.
- ↑فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج 32، ص 336.
- ↑کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 2، ص 628؛ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم، ج 8، ص 480.
- ↑ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، ج 2، ص 486؛ سیوطی، جلال الدین، الاتقان فی علوم القرآن، ج 1، ص 95.
- ↑بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 5، ص 785؛ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم، ج 8، ص 481.
- ↑بلخی، مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج 4، ص 905.
- ↑فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج 32، ص 339.
- ↑طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، ج 3، ص 58.
- ↑طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج 30، ص 216.
- ↑همان، ص 217.
- ↑ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم، ج 8، ص 481؛ طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج 30، ص 215؛ سیوطی، جلال الدین، الدرالمنثور، ج 6، ص 406.
- ↑ر.ک: فرزانه روحانی مشهدی، «پژوهشی درباره تفسیر «فتح» در سوره نصر»، مجله انتظار موعود، ش 42، ص 57- 59.
- ↑سوره حشر، آیه 2.
- ↑ر.ک: فرزانه روحانی مشهدی، «پژوهشی درباره تفسیر «فتح» در سوره نصر»، مجله انتظار موعود، ش 42، ص 64.
- ↑فتح: ۱
- ↑روحانی مشهدی، فرزانه، «پژوهشی درباره تفسیر «فتح» در سوره نصر»، مجله انتظار موعود، ش 42، ص 63.
- ↑طبری، دلائل الامامه، ص 471.
- ↑ر.ک: روحانی مشهدی، فرزانه، «پژوهشی درباره تفسیر «فتح» در سوره نصر»، مجله انتظار موعود، ش 42، ص 64.
- ↑ر.ک: طبرى، محمد بن جرير، تاریخ الطبری، ج 3، ص 61.
- ↑روحانی مشهدی، فرزانه، «پژوهشی درباره تفسیر «فتح» در سوره نصر»، مجله انتظار موعود، ش 42، ص 64- 65.
منابع
- قرآن کریم.
- آلوسی، محمود بن عبدالله، روح المعانی، تحقیق: علی عبدالباری عطیة، بیروت، دارالکتب العلمیة- منشورات محمدعلی بیضون، 1415 ق.
- ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، تحقیق و تصحیح: علی اکبر غفاری، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1362 ش.
- ابن عاشور، محمدطاهر، التحریر و التنویر، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی، 1420 ق.
- ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، تحقیق و تصحیح: عبدالسلام محمد هارون، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، 1404 ق.
- ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم، تحقیق: محمدحسین شمس الدین، بیروت، دارالکتب العلمیة- منشورات محمدعلی بیضون، 1419 ق.
- ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان، تصحیح: محمدمهدی ناصح و محمدجعفر یاحقی، مشهد، آستان قدس رضوی- بنیاد پژوهش های اسلامی، 1408 ق.
- بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، تحقیق و تصحیح: قسم الدراسات الاسلامیة مؤسسة البعثة، قم، مؤسسة البعثة، 1374 ش.
- بلخی، مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، تحقیق: عبدالله محمود شحاته، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 1423 ق.
- حقی برسوی، اسماعیل بن مصطفی، تفسیر روح البیان، بیروت، دارالفکر، بیتا.
- راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، بیروت، دارالقلم، 1412 ق.
- روحانی مشهدی، فرزانه، «پژوهشی درباره تفسیر «فتح» در سوره نصر»، مجله انتظار موعود، سال سیزدهم، ش 42، ص 49- 72، 1392 ش.
- سیوطی، جلال الدین، الاتقان فی علوم القرآن، تحقیق: فواز احمد زمرلی، بیروت، دار الکتاب العربی، 1421 ق.
- ، الدرالمنثور، قم، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، 1404 ق.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، 1390 ق.
- طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، قاهره، مکتبة ابن تیمیة، 1415 ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، تهران، انتشارات ناصر خسرو، 1372 ش.
- طبرى، محمد بن جرير، تاریخ الطبری، بیروت، دارالتراث، 1387 ق.
- ، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفة، 1412 ق.
- طبرى آملى صغير، محمد بن جرير بن رستم، دلائل الامامة، تحقیق و تصحیح: قسم الدراسات الاسلامیة مؤسسة البعثة، قم، انتشارات بعثت، 1413 ق.
- فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 1420 ق.
- فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، القاموس المحیط، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1415 ق.
- قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1388 ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق و تصحیح: علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، 1407 ق.
- مدیر شانه چی، کاظم، درایة الحدیث، قم، انتشارات جامعه مدرسين، چ 10، 1390 ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چ 10، 1371 ش.


