مهدویت در کتاب عیون اخبار الرضا
مهدویت در کتاب عیون اخبار الرضا، از دانشنامه جامع مجازی ویکی مهدویت
کتابهای حدیثی به عنوان گنجینه معارف اسلامی، ضامن حفظ اصالت معارف دینی و جلوگیری از تحریف و بدعت هستند. این متون حلقه اتصال امت اسلامی به اولیای الاهی پس از قرآن کریم به حساب میآیند. از طرفی دیگر مبحث مهدویت به عنوان یکی از ارکان بنیادین کلام شیعی، همواره کانون توجه اندیشمندان و حدیثپژوهان بوده است. در این میان، کتاب «عیون اخبار الرضا(ع) تألیف شیخ صدوق(305-381 ق) - از برجستهترین محدثان امامی در قرن چهارم هجری - جایگاهی ممتاز در میان منابع حدیثی شیعه دارد. با آنکه این کتاب با رویکرد روایی و مرتبط با امام رضا(ع) تالیف شده است برخی از آموزه های مهم مهدوی در آن دیده می شود:
هدف تالیف کتاب عیون اخبار الرضا
شیخ صدوق به پاس دو قصیده از صاحب بن عباد(وزیر دانشمند شیعی دولت آل بویه) در مدح امام رضا(ع)، این کتاب را تألیف و به وی تقدیم کرد. [1]
تعداد روایات
در این کتاب 975 روایت طی 69 باب تنظیم شده است. بررسی محتوای روایات مهدویت در کتاب عیون اخبار الرضا نشان میدهد که از میان ۲۰ روایت منتخب مرتبط با این موضوع، مجموعاً ۶۲ مؤلفه فرعی قابل استخراج است که در قالب 7 مقوله اصلی طبقه بندی شدهاند. از حیث آماری، پرتکرارترین مقوله به «ویژگیهای عصر ظهور و تحولات معرفتی- اجتماعی-سیاسی این برهه» اختصاص یافته است. در مرتبه بعدی، مؤلفههای مربوط به «شخصیت شناسی امام عصر(عج) با تأکید بر جنبههای معرفتی و سلوک فردی» قرار میگیرد. سایر مقولات به ترتیب فراوانی شامل: مباحث غیبت و فلسفه آن، ویژگیهای اصحاب خاص حضرت، نشانههای حتمی و غیرحتمی ظهور، واکاوی مفهوم انتظار فرج و در نهایت برخی موضوعات فرعی دیگر میباشند.
خطوط کلی و وضعیت شناسی مهدویت در کتاب عیون اخبار الرضا
روایات مهدوی این اثر در دو گونه قابل توصیف است.
- برخی از این روایات، گزارشهایی است که مضامین آن تمامی اهلبیت از جمله امام مهدی(عج) را شامل میشود؛ مانند روایات ضرورت حجت در هر زمان که در این اثر بهچشم میآید[2] یا روایاتی که در باب ششم کتاب با عنوان «باب النصوص على الرضا(ع) بالإمامة في جملة الأئمة الاثني عشر(ع)» به وجود ائمه دوازدهگانه تصریح کرده است [3] در این باب، چندین روایت در ضمن معرفی شخصیت امام مهدی(عج) به مسائل مهم مهدوی مانند غیبت [4] انتظار، عصر ظهور و دستاوردهای آن اشاره دارد.[5] مجموع این دسته از روایات، هفت مورد است.
- روایات خاص مهدوی که در ابواب مختلف این اثر پراکنده است؛ مانند: «بابٌ فِيمَا جَاءَ عَنِ الإمَامِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى(ع) مِنَ الأَخْبَارِ المُتَفَرِّقَة» [6]؛ «بابٌ فِيمَا جَاءَ عَنِ الرِّضَا(ع) مِنَ الأَخْبَارِ المَنْثُورَة»[7]؛ «بابٌ فِيمَا جَاءَ عَنِ الرِّضَا(ع) مِنَ الأَخْبَارِ المَجْمُوعَة»[8]؛ «بابٌ فِي ذِكْرِ ثَوَابِ زِيَارَةِ الإمَامِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا(ع)» [9] مجموعه تمامی این روایات به دوازده گزارش میرسد که هر یک جنبهای خاص و متفاوت از آموزه مهدویت را نمایندگی میکنند. تنوع موضوعی این روایات قابل توجه است.
جایگاه میراث حدیثی مهدوی امام رضا در عیون اخبار الرضا
در کتاب عیون اخبار الرضا، بخشی از روایات مهدویت امام رضا(ع) در دیگر آثار صدوق مانند کمال الدین و تمام النعمه نیز آمده است،[10] اما برخی روایات تنها در عیون وجود دارند. [11] از سوی دیگر، برخی میراث حدیثی مهدوی امام رضا که در آثار دیگر صدوق(بهویژه کمال الدین) نقل شده، در عیون اخبار الرضا دیده نمیشود؛[12] با اینکه این کتاب متأخر از کمال الدین نگارش یافته است؛ این نشان میدهد صدوق در عیون بهصورت گزینشی و بدون هدف احصای تمام روایات، عمل کرده است. در نتیجه، روایات مهدویت امام رضا در آثار صدوق پراکنده است و او در هر اثر سبک متفاوتی برای انتخاب روایات مهدوی داشته است.
تحلیل محتوایی روایات مهدویت عیون اخبار الرضا
روایات ائمه اثنا عشر از راویان شیعی
صفار قمی(متوفای ۲۹۰ ق) نخستین محدثی است که در کتاب «بصائر الدرجات» با بهرهگیری از تعابیری همچون «الِاثْنَا عَشَرَ الْأَئِمَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ كُلُّهُمْ مُحَدَّثٌ»، و شبیه آن[13] به نقل از اهل بیت(ع)، به احادیث مربوط به ائمه دوازدهگانه اشاره کرده است. پس از وی، دیگر محدثان برجستهای مانند کلینی، نعمانی و صدوق نیز در آثار خود به این احادیث پرداختهاند. نکته قابل توجه، رویکرد شیخ صدوق در این زمینه است؛ او پیش از تألیف کتاب «عیون اخبار الرضا(ع)»، در آثاری مانند «کمالالدین» و «الخصال»، به صورت کلی به مجموعه روایات اثناعشر اشاره کرده بود. اما مجدد در این اثر برای اثبات امامت امام رضا به این روایات اشاره دارد. صدوق در این زمینه گاهی روایاتی را ذکر میکند که به طور مشخص نام تمامی ائمه در آن ذکر شده است. در میان این روایات بهصورت ویژه به امام عصر(عج) و صفات آن حضرت پرداخته شده است. برخی از این روایات به حدیث «لوح حضرت فاطمه(س)» شهرت دارند که در این کتاب بهتفصیل مورد توجه قرار گرفتهاند.[14]
از جمله روایات شاخص در این زمینه، روایتی است که امام مهدی را اینگونه معرفی کرده است: أبو القاسم محمّد بن الحسن او حجّت اللَّه القائم است [15] یا در روایت دیگری اینچنین نقل شده است: «و سپس امر امامت را به فرزند او (امام زمان(ع) ) كه رحمتى است بر جهانيان(يا براى رحمت به جهانيان) كامل خواهم نمود» [16]
البته در این اثر، برخی روایات منقول از صحابه یا تابعان اهل سنت نیز در قالب احادیث خلفای اثناعشر نقل شده است. بهعنوان نمونه، از قیس بن عبدالله روایت شده که مردی بادیهنشین از عبدالله بن مسعود پرسید: «آیا پیامبر شما تعداد خلفای پس از خود را گفته است؟ که ابن مسعود پاسخ داد: «بله، دوازده نفر به عدد نقبای بنیاسرائیل» [17]
وجود باب مستقل با اسناد متعدد در خصوص تعداد ائمه معصومین(ع) و ویژگیهای امام عصر(عج)، گویای اهتمام ویژه شیخ صدوق به موضوع امامت و مهدویت است. تعدد طرق روایی و تکرار اسناد در نقل این احادیث، علاوه بر تأکید بر اعتبار محتوایی، بیانگر مقبولیت و وثاقت این روایات در میان محدثان امامی است.
شخصیت شناسی امام مهدی
هویت امام
در اینکه مهدی موعود مردی از امت اسلامی و از عترت و اهلبیت پیامبر اکرم(ص) است؛ تردید و اختلافی در بین مسلمانان وجود ندارد، اما در نوع شناسایی حضرت الف: گاهی نام مقدس آن حضرت بهصورت «م.ح.م.د(ص) آمده است[18] شیخ در این باره مینویسد: «این حدیث بهگونهای روایت شده که نام قائم(عج) در آن تصریح گردیده، ولی عقیده من آن است که تصریح به نام آن حضرت نهی شده است» [19] بر اساس همین اعتقاد در مواضعی دیگر با ذکر احادیثی، تصریح به پرهیز از بردن صریح نام ایشان کرده است[20]
در برخی روایات به نََسَب ایشان اشاره شده است؛ مانند روایت رسول خدا که فرمود: «روزگار سپری نشود تا آنکه مردی از اولاد حسین قیام کند» که نشان میدهد امام از ذریه امام حسین(ع) است [21] این تقریر روایی، هم هویت امام عصر(عج) را به روشنی ترسیم میکند و هم در عین حال، حساسیتهای مربوط به ذکر نام ایشان را مدنظر قرار داده است.
ویژگی های معنوی امام
بر اساس مستندات، حضرت حجت(عج) بهعنوان تجلّی کامل حجت الهی بر روی زمین[22] و مظهر رحمت ربالعالمین برای تمامی عوالم وجودی معرفی شدهاند[23] ایشان واجد جامعیت کمالات انبیا بوده و کمال موسوی، نورانیت عیسوی و صبر ایّوبی را بهصورت متعالی در خود جمع نمودهاند [24] از منظر صفات اخلاقی، آن حضرت متصف به تقوای الهی، طهارت باطنی، حسن فعلی، مقبولیت عام، هدایتگری جهانشمول و هدایتیافتگی ذاتی میباشند[25] این صفات، جایگاه بیبدیل ایشان را بهعنوان واسطۀ فیض الاهی و محور هدایت عالمیان تبیین مینماید.
در کلامی دیگر، امام رضا(ع) در وصف مقام امام مهدی(عج) فرمود: «خوشا به حال کسی که او را دوست بدارد و خوشا به حال کسی که به او معتقد باشد» [26]البته بهغیر از نکته پیشگفته، این فراز نورانی بیانگر مقام والای دوستداران و پیروان حضرت حجت(عج) است که رستگاری و سعادت ابدی را برای آنان به ارمغان میآورد.
غیبت امام زمان
از بنیادیترین مبانی امامیه، مسئله غیبت امام زمان(عج) است. روایات مربوط به غیبت در منابع شیعی به صورت فراوان و متنوع نقل شدهاند. در این اثر از امام رضا(ع) نیز نقل شده است که فرمودند: «كَأَنِّي بِالشِّيعَةِ عِنْدَ فَقْدِهِمُ الثَّالِثَ مِنْ وُلْدِي يَطْلُبُونَ الْمَرْعَى وَ لَا يَجِدُونَهُ ...؛ گويا شيعه را مىبينم، آن زمان كه سومين نفر از فرزندانم را نمىيابند و به دنبال اين هستند كه كسى امور آنان را به دست گيرد و شؤونشان را تدبير نمايد ولى او را نمىيابند، عرض كردم: چرا يا ابن رسول اللَّه؟! حضرت فرمودند: زيرا امامشان غائب مىگردد، عرض كردم چرا؟ فرمودند: زيرا در هنگام قيام، بيعت كسى در گردن او نباشد»[27]
با توجه به اینکه امام زمان(عج) فرزند بلافصل امام حسن عسکری(ع) و نوه امام رضا(ع) است، این تعبیر نیاز به تأمل دارد. احتمالاً مراد از «فقدان سومین فرزند»، اشاره به شهادت امام حسن عسکری(ع) است که به عنوان سومین امام از نسل امام رضا(ع) محسوب و بعد از شهادت ایشان، ابتلائات شیعه با غیبت امام آغاز میگردد. به عبارت دیگر این تعبیر ممکن است به این دلیل باشد که غیبت امام زمان (عج) در دوران امام عسکری (ع) آغاز شد یا اینکه امام عسکری (ع) آخرین امامِ حاضر برای شیعیان بودند و پس از ایشان، عصر غیبت شروع شد. یا ممکن است عبارت «رابع» به «ثالث» تحریف شده باشد که در این صورت مراد از فقدان، غیبت خود امام مهدی(عج) خواهد بود.
در کنار مساله غیبت امام، بخشی از این روایات به ابتلائات دوران غیبت اشاره دارد. در این اثر در روایتی از امام حسین(ع) آمده است: «او غیبتی دارد که گروهی در طول آن مرتد میشوند و گروهی نیز ثابتقدم باقی میمانند و مورد اذیت و آزار واقع میشوند[28] اما در صورت مقاومت خداوند پاداش فراوان به آنان خواهد داد و در ادامه فرمود: كسى كه در زمان غيبت، اذيّت و تكذيب مردم را تحمّل كند و صبر نمايد مانند كسى است كه در ركاب رسول خدا(ص) پيكار كند.[28]
به نظر میرسد مساله غیبت و چالشهای دوران غیبت یکی از اساسی ترین مسائلی بوده است که تقریبا در تمامی متون حدیثی بدان اشاره شده است. به عنوان نمونه قبل تر از شیخ صدوق، این کلینی است در باب تمحیص و الامتحان با تنوع، روایاتی در این باره گزارش داده است[29]
انتظار
انتظار در لغت به معنای «چشم به راه بودن، چشم داشتن»[30] و «توقع و چشمداشت» [31]آمده است. اما در اصطلاح، به معنای امید به آیندهای است که در آن، ظلم، بیعدالتی، تبعیض و زشتی نباشد و جهان از آنها رهایی یابد و عدالت در سراسر گیتی حاکم گردد.
در کتاب «عیون اخبار الرضا(ع)، آموزه انتظار در قالب چند عبارت کوتاه که بیانگر اصل این مفهوم است، نمود یافته است. روایتی از پیامبر اکرم(ص) در این اثر آمده که میفرماید: «برترین اعمال امت من، انتظار فرج الاهی است» [32] این بیان اگرچه معنایی عام دارد، اما میتوان انتظار فرج حجت خدا را نیز از آن استنباط کرد. در دو روایت دیگر این کتاب، تنها به واژه «القائم المنتظر»[33]اشاره شده که علاوه بر معرفی امام به عنوان قائم، به مفهوم انتظار کشیدن نیز اشاره دارد.
حتمی بودن قیام قائم
در تحقق وعده الاهی به ظهور و قیام امام مهدی تردیدی وجود ندارد. صفار در کتاب بصائر الدرجات جزء اولین محدثانی هست که به حتمی بودن قیام امام مهدی اشاره کرده است[34] در ادامه منابع دیگر از جمله کتاب عیون اخبار الرضا بدین روایات اشاره دارد. در این باره رسول خدا(ص) فرمود: «قيامت بر پا نشود تا قائم بر حقّ ما قيام كند»[35] این روایت با بیان ارتباط میان قیامت و ظهور قائم(عج)، بر جایگاه محوری امام مهدی در نظام آخرالزمانی تأکید دارد. این روایت ظهور را به عنوان پیششرط قیامت مطرح میکند که نشاندهنده اهمیت این رویداد در سیر تکاملی عالم است. در روایتی دیگر نیز رسول خدا(ص) فرمود: «لَا تَذْهَبُ الدُّنْيَا حَتَّى يَقُومَ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ؛ روزگار سپرى نشود تا آنكه مردی از اولاد حسين قيام كند»[36] استفاده از قالب(لا تذهب... حتی یقوم) بر ضرورت و تخلف ناپذیری این وعده تأکید دارد.
زمان ظهور
موضوع زمان ظهور امام زمان(عج) از مهمترین و پرسشبرانگیزترین مباحث مهدویت است.
اهمیت این موضوع از آنجا ناشی میشود که از سویی با بنیادیترین باورهای شیعی مرتبط است و از سوی دیگر، پیامدهای عملی مهمی در زندگی فردی و اجتماعی مؤمنان دارد. یکی از معروف ترین روایاتی که در منابع شیخ صدوق متعدد نقل شده است جریان ملاقات دعبل خزاعی(م 245) با امام رضا(ع) است. در پایان قصیده دعبل از زمان ظهور سوال می کند که امام می فرماید: اين مانند خبر دادن به وقت قيامت است و در ادامه حضرت با استناد به کلام پیامبر خدا که فرمود فقال مثله مثل الساعة لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ ... لا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً؛ فرمود مثل او مثل روز قيامت است كه آشكارا نكند امر قيامت را مگر خدا ...و نيايد به شما قيامت مگر ناگهان کلام خود را تکمیل کردند [37] منظور آن حضرت اين است كه همان طورى كه روز قيامت را كسى نميداند چه وقت واقع مىشود ظهور حضرت قائم (ع) را نيز كسى نميداند و همان طورى كه براى كسى اخبار آن وقت روا نيست اخبار از اين وقت نيز چنان خواهد بود و بهناگهان اتفاق مىافتد.
در روایتی دیگر از پیامبر اکرم(ص) درباره زمان قیام قائم(عج) سخن به میان آمده است که حضرت فرمودند: «قیامت برپا نشود تا قائم بر حقّ ما قیام کند، و آن هنگامی است که خداوند به او اذن دهد» [38] این دسته از روایات که با عبارت «لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى» شروع میشود در منابع اهل سنت معمولاً ذیل مباحث اشراط الساعة(نشانههای قیامت) مطرح میگردد، اما در اینجا به رابطه ضروری میان ظهور قائم(عج) و وقوع قیامت اشاره دارد. با این حال، این ارتباط را نباید به معنای ترتیب زمانی مستقیم و فوری میان این دو واقعه تفسیر کرد، بلکه بیانگر نقش بنیادین و محوری حکومت مهدوی در فراهمآوری بسترهای لازم برای تحقق قیامت است.
نکته اساسی در این روایت، تأکید بر این اصل است که زمان ظهور کاملاً در حوزه اختیارات و مشیت الاهی قرار دارد و هرگونه تلاش برای تعیین وقت مشخص برای آن را باطل میشمرد.
نشانههای ظهور
در بررسی نشانههای ظهور در روایات، پژوهشگران مهدوی معمولاً آنها را به دو دسته حتمی و غیرحتمی تقسیم میکنند. نشانههای حتمی که با واژگانی مانند «المحتوم» مشخص شدهاند، عموماً شامل پنج مورد اصلی میشوند: خروج سفیانی، خسف بیداء، قیام یمانی، قتل نفس زکیه و ندای آسمانی. در کتاب «عیون اخبار الرضا(ع)» نیز روایات محدودی به این موضوع اختصاص یافته است.
در روایتی از امام رضا(ع) نقل شده که فرمودند: «تا زمانی که آسمان از ندا دادن نام صاحبامر و زمین از فرو بردن لشکر [سفیانی] آرام نگیرد، شما نیز آرام باشید»[39] در این روایت به ندای آسمانی و خروج سفیانی اشاره شده است.
دوران خروج امام
در دوران ابتدایی خروج و ظهور امام، روایات فراوانی وجود دارد که حکایت از همراه داشتن میراث انبیای الاهی توسط امام مهدی(عج) دارد.
در روایتی از کتاب «عیون اخبار الرضا(ع) زمانی که قیام امام مهدی میرسد برای حضرت پرچمی است که خود به خود باز میشود؛ و خداوند آن را به سخن مىآورد او میگوید: «اى ولىّ خدا! قيام كن و دشمنان خدا را بكش» و اين دو(يعنى باز شدن پرچم و نطق او) دو علامت و نشانه براى او هستند. و نيز شمشيرى غلاف شده دارد، كه وقتى زمان قيامش فرا رسد آن شمشير از غلاف خود خارج مىشود و خداوند آن را به سخن مىآورد شمشير صدا مىزند و مىگويد» اى ولىّ خدا بپا خيز كه ديگر براى تو جائز نيست از پيكار با دشمنان خدا باز ايستى» پس، حضرت قيام مىكند و دشمنان خدا را- در هر جا به دست آورد- مىكشد[40]در این روایت سخن از پرچم یا شمشیر انبیای الاهی به خصوص میراث نبوی نیست و احتمال دارد که پرچم و یا شمشیر شخص خود امام باشد؛ اما نکته قابل توجه آن است که در منابع دیگری این سنخ روایت با این ویژگی گزارش نشده است و میتواند از روایات خاص صدوق دانست.
اما به هرحال در صورت پذیرش، این روایت نشان میدهد که ظهور حضرت مهدی(عج) با نشانههای روشنی همراه خواهد بود که برخی از آنها جنبه معجزهآسا داشته و به اذن الاهی محقق خواهند شد.
یاران امام مهدی در عصر ظهور
حرکت جهانی امام مهدی نیاز به یارانی دارد که در روایات به دو دسته بشری و غیر بشری اشاره شده است.
یاران بشری
در روایات شیعی، به موضوع یاران امام به صورت گسترده پرداخته شده است. در کتاب «عیون الأخبارالرضا(ع)، روایتی نسبتاً بلند از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که در آن به ویژگیهای یاران امام مهدی(عج) اشاره میشود. پیامبر(ص) در این روایت خطاب به ابی بن کعب میفرمایند: پیامبر اکرم(ص) در توصیف یاران امام مهدی(عج) فرمودند: «برای مهدی گنجهایی است - نه از طلا و نقره- بلکه از اسبهای کاملالخلقت و نیرومند، و پیادهنظامی با نشانههای مشخص. خداوند از دورترین شهرها به تعداد اهل بدر(سیصد و سیزده نفر) برای او سپاه گرد میآورد. او نوشتهای لاک و مهر شده در دست دارد که در آن تعداد و نامهای اصحابش، نسب و شهرهایشان، خلق وخو، ظاهر، چهره و کنیه آنان ثبت شده است. این افراد جنگاورانی فرمانبردار و مجدّ در عمل هستند»[41]
در این نظام دقیق و برنامهریزیشده، حضرت عیسی بن مریم(ع) به عنوان یکی از شخصیتهای برجسته الاهی، به یاری امام مهدی(عج) خواهند شتافت. در منابع فریقین روایات متعددی به موضوع نزول ایشان در عصر ظهور اشاره کردهاند. از جمله امام رضا(ع) فرمودهاند: «هنگامی که مهدی از فرزندان من قیام کند، عیسی بن مریم(ع) نزول خواهد کرد و پشت سر او نماز خواهد خواند» [42] بر اساس روایات دیگر کار کرد نزول حضرت عیسی نصرت و یاری امام است.
محوریت اطاعت از امام مهدی(عج) و یاری رساندن به ایشان نشان دهنده وحدت ادیان و نقش انبیا در تکمیل حکومت جهانی را نشان میدهد. و نشان میدهد که تحقق آرمانهای الاهی، نیازمند هماهنگی و همکاری همه نیروهای صالح در عرصه جهانی است.
فرا بشری
در دستهای از روایات، به یاوران فرابشری امام اشاره شده است. در روایت معروف ابن شبیب — پس از بیان وقایع محرم — به چهار هزار فرشته اشاره شده که برای یاری امام حسین(ع) نازل شدند، ولی به اذن الاهی نرسیدند و تا زمان ظهور در کنار قبر آن حضرت باقی میمانند. این فرشتگان با ظاهری ژولیده و حالتی حزنآلود، در زمان ظهور به یاران امام مهدی(عج) میپیوندند و شعار «یالثارات الحسین(ع) سر میدهند [43] این موضوع بیانگر پیوند عمیق بین قیام عاشورا و نهضت جهانی مهدوی است، بهگونهای که حتی فرشتگان الهی نیز در این مسیر مشارکت دارند.
یا در روایتی دیگر آمده است: «در سمت راست آن حضرت و ميكائيل در سمت چپ ايشان خواهند بود» [44] قرار گرفتن جبرئیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ امام، نشاندهنده نظام خاص الاهی در حمایت از حجت خدا است. در روایت دیگری آمده است؛ بادها را فرمانبردار او خواهم كرد، ابرهاى سخت و سهمگين را در مقابل او و براى او خوار و ذليل خواهم نمود و او را به آسمانها خواهم برد و با لشكريانم ياريش خواهم نمود و با ملائكهام مدد خواهم رساند [45]
به نظر میرسد سنخ این روایات که در منابع دیگری فراوان نقل شده است [46]تصویر جامعی از حمایتهای فرابشری از حکومت مهدوی ارائه میدهند. از یک سو، حضور فرشتگانی که قرنها در انتظار ظهور به سر بردهاند و از سوی دیگر، همراهی فرشتگان مقرب الاهی، همگی بیانگر عظمت و اهمیت قیام جهانی امام عصر(عج) است. این حمایتها نه تنها جنبه مادی دارد، بلکه بیشتر جنبه معنوی و روحانی آن مورد تأکید است، چرا که فرشتگان مظهر رحمت و قدرت الاهی هستند و حضور آنان در کنار امام، نشانه تأیید و پشتیبانی پروردگار از این نهضت جهانی است.
دوران ظهور
دوران ظهورحضرت مهدى(عج) كه درخشانترين فراز تاريخ و روشنترين دوران زندگى انسانى است، ويژگىهاى فراوانى دارد از جمله مهمترين آنها حاكميت واپسين معصوم و حجت الاهى است که به ایام الله شهره شده است [47] همانطور که در تحلیل کمی بیان شد بیشترین روایات در این اثر متعلق به این دوران است که خود در گونههای مختلفی جای گذاری میشود:
حاکمیت توحید
در عصر ظهور، حاکمیت توحیدی امام مهدی(عج) به صورت کامل و همهجانبه تحقق خواهد یافت. روایتی که امام رضا(ع) از پیامبر اکرم(ص) نقل میکنند - «وَ يَجْمَعَ الْخَلْقَ عَلَى تَوْحِيدِي؛ و خلق را بر توحيد و يكتاپرستى گرد آورد» [48] - به وضوح نشان میدهد که امام زمان(عج) همه انسانها را حول محور توحید ناب الاهی گرد هم خواهد آورد. این وحدت حقیقی، که از عمیقترین لایههای معرفتی و ایمانی نشأت میگیرد، تنها در سایه حکومت جهانی امام معصوم(ع) امکان تحقق مییابد. چنین وحدتی نه صرفاً در ظواهر و شعائر، بلکه در باطن و حقیقت ایمان مردم ریشه خواهد دواند.
این حاکمیت الاهی است که در آن احکام اسلامی به طور کامل اجرا خواهد شد. همانگونه که در روایت نبوی آمده است: «قائم کسی است که حلال و حرام را آنگونه که من حلال و حرام کردهام، به اجرا میگذارد» [49] امام مهدی(عج) دقیقاً بر اساس همان معیارهایی که پیامبر اکرم(ص) تعیین فرمودند، به تشریح و اجرای احکام میپردازد. این بیان نشان میدهد که کوچکترین تغییری در حدود الاهی ایجاد نخواهد شد و تمام احکام به همان صورتی که در شریعت محمدی(ص) آمده است، اجرا میشود.
در روایتی دیگر، پیامبر خدا(ص) میفرماید: «و حدود الاهی را برپا کرده، اجرا میکند، به حکم خداوند حکم میکند»[50] این روایت بر دو جنبه اساسی حکومت امام زمان(عج) تأکید دارد: نخست، برپاداشتن دقیق حدود الاهی که ضامن سلامت و امنیت جامعه است، و دوم، قضاوت و حکمرانی بر اساس معیارهای الاهی که تضمینکننده عدالت واقعی در جامعه میباشد. محور این دو جنبه، اراده الاهی است که بر الاهی بودن ماهیت این حکومت تأکید دارد.
تمام این حاکمیت بر اساس یک نظام الاهی شکل خواهد گرفت. در روایتی از پیامبر خدا آمده است: خداوند را تصديق مىكند و قبول دارد و خداوند نيز او را در گفتارش تصديق مىنمايد[51]روایت که به «یصدق الله» و «یصدقه الله» اشاره دارد، بیانگر رابطه دوسویه میان امام زمان(عج) و پروردگار متعال است. از یک سو امام(عج) سخنان الاهی را تصدیق میکند و از سوی دیگر خداوند نیز او را در گفتار و رفتار تأیید مینماید. این تأیید الاهی نشانگر آن است که حکومت مهدوی نه یک طرح بشری، بلکه تحقق عینی اراده الاهی در زمین است.
عدالت گستری
نماد تحول در دوران ظهور، عدالت گستری است در روایات فراوان و از جمله این اثر پیامبر خدا میفرماید: «چتر عدالت را در سراسر جهان بر سر همه جهانيان بگستراند همان طورى كه پرچم ظلم و ستمكارى همه جا را تيره و تار ساخته بود» [52] تعبیر روایت نشان میدهد همانگونه که ظلم به تمام معنا بر جهان حاکم شده است، عدالت نیز به همان اندازه فراگیر و همهجانبه خواهد بود.
در عبارتی دیگر باز رسول خدا در شان امام مهدی فرمودند: «به عدل حكم مىكند و به عدالت دستور مىدهد»[53] این عبارت بیانگر دو بعد نظری و عملی عدالت در حکومت مهدوی است؛ هم در مقام قانونگذاری و هم در مقام اجرا، عدالت محور اصلی خواهد بود. این تعبیر نشان میدهد عدالت در عصر ظهور تنها یک شعار نیست، بلکه در تمام سطوح حکمرانی نهادینه خواهد شد.
این عدالت همهجانبه که در روایت به آن اشاره شده است، تمام شئون زندگی بشر را دربرمیگیرد؛ از عدالت فردی و اخلاقی گرفته تا عدالت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی. در چنین نظامی، حقوق همه انسانها به صورت مساوی رعایت میشود و تبعیض و ناعدالتی جایی در آن ندارد.
تحول سیاسی
امام مهدی(عج) با قیام جهانی خود، نظام ظالمانه حاکم بر جهان را به طور ریشهای دگرگون خواهد ساخت. این تحول عظیم که پیشنیاز ضروری برای استقرار عدالت الاهی است، دارای ویژگیهای منحصر به فردی میباشد که در روایات معصومین(ع) به روشنی تبیین شده است. پیامبر اکرم(ص) در بیانی ژرف فرمودهاند: «زمين را با آخرين آنان از لوث وجود دشمنانم پاك خواهم كرد. [54] این تعبیر نورانی نشاندهنده آن است که پاکسازی زمین از لوث وجود دشمنان، امری فراگیر و همهجانبه خواهد بود. این پاکسازی تنها به حذف فیزیکی ظالمان محدود نبوده، بلکه شامل زدودن تمامی آثار و پیامدهای مخرب حکومت آنان در ساختارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه نیز میشود.
در روایتی دیگر آمده است: «يَقْتُلُ أَعْدَاءَ اللَّهِ حَيْثُ ثَقِفَهُمْ» دشمنان خدا را در هر کجا که یافت شوند، میکشد[55] قید «حیث ثقفهم»(هر جا که یافت شوند) بیانگر جهانی بودن این تحول است. این رویکرد قاطعانه، محدود به مرزهای جغرافیایی خاصی نبوده و تمامی کانونهای فساد و طغیان را در سراسر گیتی در بر خواهد گرفت.
حاکمیت جهانی
در روایات متعددی به وسعت بیسابقه حکومت امام زمان(عج) اشاره دارد. در این اثر به دو گزارش در این باره اشاره شده است. در روایتی از پیامبر خدا آمده است: « ... وَ لَأُمَلِّكَنَّهُ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا ...شرق و غرب عالم را به ملك و در اختيار او درخواهم آورد» [56]و باز در عبارتی دیگر امده است. «آخرين آنان قائم است كه خداوند متعال با دست او شرق و غرب عالم را فتح مىنمايد» [57]
فعل«لأملكنه»(در متن حدیث) با تأکید بر فاعل بودن خداوند، مشروعیت الاهی این حکومت را نشان میدهد. این یک تفویض اختیار از سوی خداوند است، نه یک قدرتگیری زمینی. همچنین عبارت مشارق الأرض و مغاربها، اشاره به شرق و غرب نمادی از وحدت تمام تمدنها و فرهنگها تحت پرچم توحید است و به روشنی بر جهانشمولی کامل این حکومت تأکید دارد.
انتقام در عصر ظهور
روایات حکومت مهدوی با یکدیگر همداستان نبوده اما روح کلی آنان، سیره حکومتی امام مهدی(عج) را بر اساس دستورات الاهی و قرآن دانسته است، با این وصف سخن از انتقام امام مهدی در برخی روایات ذکر شده است. عبد السّلام بن صالح هروىّ گويد: به حضرت رضا(ع) عرض كردم: «نظرتان در باره اين حديث كه از امام صادق(ع) روايت شده است، چيست، كه حضرت فرمودهاند: «زمانى كه قائم(ع) قيام كند فرزندان قاتلان حسين(ع) را بخاطر كردار پدرانشان خواهد كشت؟ حضرت فرمودند: همين طور است، عرض كردم پس معنى اين آيه چيست: «وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى[58]؛ هيچ كس بار گناه ديگرى را به دوش نخواهد كشيد» فرمودند: خداوند در تمام گفتارهايش درست گفته است، لكن فرزندان قاتلان حسين(ع) از كردار پدرانشان راضى هستند و به آن افتخار مىكنند و هر كس از كارى راضى باشد مثل كسى است كه آن را انجام داده، و اگر كسى در مشرق كشته شود و ديگرى در مغرب از اين قتل راضى باشد، نزد خدا با قاتل شريك خواهد بود، و قائم(ع) در هنگام قيام خود، بخاطر رضايتشان از كردار پدران، ايشان را خواهد كشت» [59]
در روایت دیگری حضرت فرمودند: «به وسیله او از دشمنان انتقام گرفته می شود»[60]
دجال
طرح بحث دجال در میراث شیعی نسبت به اهل سنت به صورت تقلیل یافته گزارش شده است. به ویژه در منابع اولیه شیعی گزارشهای محکمی درباره آن وجود ندارد. در این اثر به صورت کلی از دجال سخن گفته شده است. در این باره رسول خدا(ص) فرمود: «هر كس در آخر الزّمان با ما به ستيز برخيزد و بجنگد، مانند آنست كه در لشكر دجّال با ما به جنگ برخاسته باشد»[61] تشبیه مبارزان ضد اهل بیت در آخرالزمان به همراهان دجال، نشانگر شدت خطر و عمق انحراف این گروه است. این تشبیه به خوبی بیان میکند که چنین افرادی در همان سطح دجال قرار دارند و از همان جبهه باطل محسوب میشوند.
جایگاه مردم در عصر ظهور
در لابه لای متون حدیثی این اثر، خطابهای متعددی از ائمه معصومین(ع) به مردم دیده میشود که دو جنبه اساسی حکومت مهدوی را ترسیم میکنند: نجاتبخشی مؤمنان و عواقب سخت رویگردانی مخالفان. امام رضا(ع) با تعبیر«الْمُطَاعُ فِي ظُهُورِه؛ اطاعتشده در ظهورش [62] بر حاکمیت مطلق و همه جانبه امام زمان(عج) تأکید میورزد که هم شامل ولایت تکوینی و هم ولایت تشریعی میشود. این حاکمیت جهانی در روایت «وَ مَنْ تَبِعَهُ نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُ هَلَك؛ هر که از او پیروی کند نجات یابد و هر که از او تخلف ورزد هلاک شود [63]؛ نشان دهنده دو سرنوشت کاملاً متمایز برای پیروان و مخالفان آن حضرت است. این دوگانگی در سرنوشت انسانها، در عبارت «رَحْمَةً عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ عَذَاباً عَلَى الْكَافِرِين؛ رحمتی برای مؤمنان و عذابی برای کافران»[64]به وضوح بیان شده است.
استمرار حاکمیت اولیای الاهی تا قیامت
در بررسی دوران پس از امام مهدی(عج)، روایات متعددی به مسئله رجعت و تداوم حکومت الاهی اشاره دارد. امام رضا(ع) در پاسخ به پرسش مأمون درباره رجعت، با استناد به قرآن و سنت پیامبر(ص) تأکید میفرمایند که رجعت حقیقتی انکارناپذیر است که در امتهای پیشین نیز وجود داشته است. ایشان به حدیث نبوی اشاره میکنند که پیامبر(ص) فرمود: «هر آنچه در امتهای گذشته اتفاق افتاده، در این امت نیز دقیقاً به همان شکل رخ خواهد داد»[65]
همچنین در روایتی دیگر، امام رضا(ع) از پیامبر خدا(ص) نقل میکنند که فرمود: «. ثُمَّ لَأُدِيمَنَّ مُلْكَهُ وَ لَأُدَاوِلَنَّ الْأَيَّامَ بَيْنَ أَوْلِيَائِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة؛ قطعاً حکومت او را ادامه خواهم داد و روزگار را تا روز قیامت در میان اولیای خود دستبهدست خواهم کرد»[66] فعل «لادیمن» با صیغه تأکیدی، بیانگر تداوم ابدی حکومت امام مهدی(عج) است. این استمرار، نه به شکل فیزیکی، بلکه به عنوان یک نظام الاهی تا قیامت تداوم خواهد یافت.
این استمرار و چرخش قدرت در میان اولیای خداوند خواهد بود و حکومت در میان صالحان تا روز قیامت دست به دست میشود. از این رو، این نظام حکومتی موقتی و گذرا نخواهد بود. این وعده الاهی در واقع تصویرگر تداوم پروژه الاهی در زمین است که با ظهور امام عصر(عج) به نقطه اوج خود رسیده و تا پایان تاریخ بشریت ادامه خواهد یافت. چنین برداشتی، امید به آینده را در دل مؤمنان زنده نگه میدارد و نشان میدهد که حکومت الاهی هرگز از زمین قطع نخواهد شد.
پانویس
- ↑صدوق، محد بن علی، عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 3
- ↑صدوق، محد بن علی عیون اخبار الرضا، ج 1 ص ۲۷۲، ۴ حدیث.
- ↑همان، ص ۴۰ – ۶۹
- ↑همان، ج ۱، ص ۶۸
- ↑همان، ج ۱، ص ۵۸، ۶۲، ۶۸
- ↑همان، ج ۱، ص ۲۷۲
- ↑همان، ج ۲، ص ۲
- ↑همان، ج ۲، ص ۲۴
- ↑همان، ج ۲ ص ۲۵۴
- ↑برای مقایسه رجوع شود به: صدوق، عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 273؛ همو، 1385، ج 1، ص 229؛ نیز رجوع شود به: همو، ج 1، ص 273؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 480؛ و نیز صدوق، علل الشرایع، ج 1، ص 245.
- ↑رک: صدوق، عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 131 و 200.
- ↑صدوق، محمد بن علی، کمال الدین ج 2، ص 370، حدیث 1 و 2، ص 371، ح 5.
- ↑صفار، محمد بن الحسن بصائر الدرجات، ج 1، ص 320.
- ↑صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص: ۵۶، ۵۷، ۶۸، ۶۹.
- ↑همان، ج ۱، ص ۴۱.
- ↑همان، ص ۴۲-۴۵
- ↑همان، ص ۴۸
- ↑همان، ج ۱، ص ۴۱ و ج ۲، ص ۷.
- ↑همان، ج ۱، ص ۴۱.
- ↑همان، ج ۱، ص ۶۷
- ↑همان، ج ۲، ص ۶۶
- ↑همان، ج ۱، ص ۴۱
- ↑همان، ص ۴۴
- ↑همان، ص ۴۴
- ↑همان، ص ۶۲
- ↑همان، ج ۱، ص ۶۳
- ↑همان، ج 1، ص 273.
- الفبهمان، 1، ص 68.
- ↑کلینی، الکافی، ج 1، ص 370 ح 2 و 3 و 6.
- ↑فرهنگ معین، ص ۳۶۴؛ فرهنگ عمید، ص ۱۹۰
- ↑انوری، حسن، فرهنگ فشرده سخن، ج ۱، ص ۵۸۹
- ↑صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 36
- ↑همان، ص 122 و 266
- ↑صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ج 1، ص 258
- ↑صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، ج 2 ص 59
- ↑همان، ج 2، ص 66.
- ↑همان، ج 2، ص 266.
- ↑همان، ج ۲، ص ۶۰.
- ↑همان، ص 310- 311.
- ↑همان، ج 1، ص 63.
- ↑همان، ج 1، ص 63
- ↑همان، ج 2، ص 200
- ↑همان، ج ۱، ص ۲۹۹
- ↑همان، ج 1، ص 63.
- ↑همان، ج 1، ص 262.
- ↑نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه، ص 310؛ ابن قولویه، جعفر بن مممد، کامل الزیارات، ص 84، 120.
- ↑صدوق، محمد بن علی، خصال، ج 1، ص 108
- ↑همان، ج 1، ص 264
- ↑همان، ج ۱، ص ۵۸
- ↑همان، ج ۱، ص ۶۳
- ↑همان، ج 1، ص 62
- ↑همان، ج 2، ص 66
- ↑همان، ج 2، ص 62
- ↑همان، ج 1، ص 264.
- ↑همان، ج 1، ص 63.
- ↑همان، ج 1، ص 262.
- ↑همان، ج 1، ص 65.
- ↑انعام، 164.
- ↑همان، ج 1، ص 273.
- ↑همان، ج 1، ص 58
- ↑همان، ج 2 ص 47.
- ↑همان، ۲، ص ۲۶۶.
- ↑همان، ج ۲، ص 60.
- ↑همان، ج ۲، ص ۶.
- ↑همان، ج ۱، ص ۲۰۱.
- ↑همان، ج ۱، ص ۲۶۴
منابع
- ابن قولويه، جعفر بن محمد، كامل الزيارات؛ محقق امينى، عبد الحسين، اول، دار المرتضوية، نجف اشرف، 1356 ش
- انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، سخن، تهران، 1381.
- صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا. مصحح: مهدی لاجوردی. تهران: نشر جهان، 1387.
- صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة. تحقیق: علیاکبر غفاری. تهران: انتشارات اسلامیه، 1395
- صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، قم: كتاب فروشى داورى، 1385
- صدوق، محمد بن على، الخصال، محقق: غفارى، على اكبر، اول، قم: جامعه مدرسين، 1362
- صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، محقق كوچه باغى، محسن بن عباسعلى، دوم، قم، مکتبه ایت الله مرعشی، 1404 ق
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407.
- نعمانی، محمد بن ابراهيم، الغيبة، محقق: غفارى، علىاكبر، تهران، مكتبة الصدق، 1397.
- عمید، حسن، فرهنگ عمید، تهران: امیر کبیر، 1364.
- معین، محمد، فرهنگ معین، تهران: زرین، 1386


