تیتوس بورکهارت
تیتوس بورکهارت، از دانشنامه جامع مجازی ویکی مهدویت
یکی از مستشرقان آلمانی تبار که در حوزه هنر و مطالعات دینی از خود آثاری به ثبت رسانده است. نظریات مهدوی او با ادبیات عرفانی تلفیق گردیده است. از مهمترین سخنان او بحث عالم هورقلیا است.
معرفی شخصیت
تیتوس بورکهارت[1](1908 ـ 1984)، یک سوئیسی آلمانیتبار بود که زندگی خود را وقف مطالعه و تبیین جنبههای گوناگون حکمت و سنت کرد.[2] وی فرزند كارل بوركهارت، مجسمه ساز سوئيسي است كه خانوادهاي معروف و از اهالي بال بودهاند و عموي وي، مورخ مشهور هنر، ياكوب بوركهارت ميباشد. تيتوس بوركهارت در خانوادهاي متولد شد كه اهل هنر بودند و لذا در محیطی پرورش يافت که عامل افزایش دلبردگیها و دغدغههای فکری و پژوهشی او تا پایان عمرش بود. بوركهارت نخستين سالهاي مدرسهاش را حدود زمان جنگ جهاني اول در بازل، شهري در مرز سوئيس و فرانسه گذراند. وي، سرانجام در سال 1984 در شهر لوزان ديده از جهان گشود.[3]
حیات علمی
بوركهارت علاقه فراواني به مطالعه هنر قرون وسطي و قديم داشت و در سال 1935 پس از مسافرت به آفريقاي شمالي و سكونت در شهرهاي مغرب، مخصوصاً فاس، شيفته و علاقهمند به هنر و تمدن اسلامي شد و مانند پدربزرگ خود ـ كه اولين بار به توصيف اماكن مقدس اسلام به زبانهاي اروپايي پرداخته بود ـ به پژوهش پيرامون هنر اسلامي پرداخت. او نسبت به اسلام صرفاً يك پژوهشگر ميداني نبود، بلكه تحت سيطره اسلام و انديشه اسلامي هم قرار گرفت و به اسلام روي آورد و اسم ابراهيم عزالدين را براي خود برگزيد. او براي مطالعه عميق انديشههاي اسلامي، مدتي در مدرسه قديمي فاس به دروس طلبگي پرداخت و پس از گذراندن علوم رسمي، به سوي عرفان و گرايشهاي دروني و تاويلي دين قدم برداشت.[4]
تیتوس بورکهارت از جمله اندیشمندانی است که هنر و معماری اسلامی را با نگرشی متفاوت با آنچه در غرب معمول بوده و از دیدگاهی معنایی، بررسی و تجزیه و تحلیل کرده است. او خصوصیات و ویژگی هنر اسلامی و سرچشمه آن را برگرفته از روح اسلامی میدانست.[5] در دهههای ۵۰ و ۶۰ میلادی، بورکهارت مدیر هنری انتشارات Urs Graf در لوزان و اولتن بود. فعالیت اصلی او در این سالها تولید و چاپ نسخههای نفیسی از دستنوشتههای تذهیبشده قرون وسطایی بود.[6]
وی با آثاري كه در زمينه هنر معنوي و قدسي و پيرامون مباني عرفاني هنر اسلامي تألیف کرد، پايهگذار انديشههايي شد كه پس از او بسياري از مسلمانان و هنرپژوهان اسلامي را تحت تاثير افكار خود قرار داد؛ به طوري كه حتي انديشمنداني چون دكتر سيد حسين نصر كه از انديشمندان سنتگرا ميباشد، تفكر خويش درباره هنر مقدس را برگرفته از انديشههاي تيتوس بوركهارت ميداند.[7]
برخی از آثار وی که به فارسی ترجمه شدهاند، عبارتند از:
- کتاب هنر اسلامی؛ در این کتاب، اصول عقلی و نقش معنوی آفرینش هنری در قالبهای اسلامی با غنایی قابل توجه عرضه شده است.
- کتاب هنر مقدس؛ در این اثر، مباحثی از قبیل متافیزیک و زیباییشناسی در هندوییسم، بودیسم، تائوئیسم، مسیحیت و اسلام، مطرح شده است.
- کتاب درآمدی بر آیین تصوّف؛ بورکهارت در کتاب مذکور به تعریف و ماهیت باطنیگرایی و بررسی بنیانهای نظری تصوف اسلامی، پرداخته است.
- مقاله: ارزشهای جاویدان در هنر اسلامی؛
- مقاله: روح هنر اسلامی؛
- مقاله: مدخلی بر اصول و روش هنر دین.
آرا و نظرات مهدوی تیتوس بورکهارت
بوركهارت علاوه بر انس با هنر اسلامي و خصوصاً هنر مقدس، گرايش فراواني به مباني عرفان اسلامي دارد. ترجمه فصوص الحكم ابنعربي ـ كه از كلاسيكترين متون عرفان اسلامي تلقي ميگردد ـ و ترجمه الانسان الكامل عبدالكريم جيلي، موجب شد كه وي در بسياري از مقالات خود به فراخور مبحث، به مسأله توحيد، وحدت و كثرت، رمزگرايي در هنر اسلامي، هندسه مقدس، انسان كامل، كون جامع، تجلي صفات و انديشه امامت در تفكر شيعه اشاره داشته باشد.[8]
سخنان او درباره تفكر شيعه پيرامون امامت و مهدويت تا حدي تداعيگر سخنان هانري كربن در مسأله مهدويت ميباشد. با خواندن سخنان بوركهارت درباره امامت و مهدويت، احساس ميشود كه سخن او مبتني بر انديشهها و پژوهشهاي هانري كربن است. همانطور كه پيش از اين اشاره شد، هانري كربن با وجود آنكه رسماً از سنتگرايان نبود، اما انديشههاي او پيرامون سنت ديني بسيار نزديك با مباني سنتگرايان ميباشد و تا حدي سنتگراياني همچون بوركهارت و يا سيد حسين نصر نيز كه از همكاران علمي هانري كربن تلقي ميشدند، تحت تاثير افكار او بودهاند.[9]
تیتوس بورکهارت برای روشن ساختن ماهیت خاص تشیع میگوید: «آنچه تشیع را بهویژه از اسلام سنی متمایز میکند، نظریه آن درباره خلافت است؛ بر اساس این نظریه، قدرت و نفوذ معنویای که پیامبر به علی، پسرعمو و دامادش، اعطا کرد، در امامان مقدس خاندان او استمرار مییابد»[10] وي معتقد است، شيعيان با اعتقاد به امام عصر(عج) كه او را زنده ميدانند و بر اين باورند كه او در ميان مردم زندگي ميكند، به گونهاي معتقد به ارتباط معنوي ميان امام و توده مردم هستند و اين را حاكي از بيان يك حقيقت باطني ميداند: «آخرين امام شيعه – كه طبق نظر شيعه اثنا عشري دوازدهمين آنهاست – نمرده است، بلكه از انظار جهانيان پنهان مانده است و در عين حال با پيروان وفادار خويش ارتباط معنوي دارد. اين نظريه تعبير ديني يك حقيقت باطني است»[11]
بوركهارت با الهام از ادبيات عرفاني معتقد است كه در جهان سنتي، در هر لحظه از تاريخ، قطبي كه به منزله قلب عالم و محور است، در جهان وجود دارد كه واسطه ميان خداوند و توده مومنان است و به واسطه او بر مردم نزول رحمت ميگردد. اين قطب يك حقيقت باطني و معنوي است كه سمبل و نماد كون جامع و انسان كامل است:
در هر جهان سنتي، در هر لحظه از تاريخ آن قطبي كه به منزله قلب عالم است و به واسطه او بركت آسمان بر زمين نازل ميشود، حكومت ميكند. اين قطب بيش از هر چيز، مبين يك حقيقت معنوي و تمثيل نظام وجود است. وجود او همان حضور الهي در مركز عالم - و يا در مركز عالمي خاص و يا در مركز نفس انساني، به مقتضاي مراتب مختلف است – ولي معمولاً مظهر و مثل حقيقي آن شخص وليّ يا اوليا كه مقام معنوي آنها در سلسله مراتب مختلف هستند به منزله قطب عالم است[11].
بورکهارت در ادامه سخنانش پيرامون مقام معنوي و باطني قطب عالم يا امام ميگويد: شيعيان از امامان خود خاطرههاي غم انگيزي دارند كه اين خاطرهها يا به جهت شهادت دلخراش آنان است و يا به جهت غيبت آخرينشان -امام مهدی(عج) - كه زندگي او در مكاني ميان آسمان و زمين ـ عالم هورقليا است، عالمي که هانري کربن تحت تأثير انديشههاي شيخيه، مفصل از آن سخن رانده و به آن وفادار بود: «خاطره ايامي كه امامان شيعه هنوز به طور مرئي حضور داشتند، پايان غم انگيز و دردناك برخي از ائمه اطهار و غيبت آخرينشان و آرزوي رسيدن به محل مرموزي ميان آسمان و زمين كه در آنجا مأوي دارد، به مذهب شيعه لحن و صبغه خاصي بخشيده است»[11]
نقد نظریه تیتوس بورکهارت درباره عالم هورقلیا
شیخ احمد احسائی مؤسس فرقه شیخیه درباره عالم هورقلیا میگوید: هورقلیا در اقلیم هشتم قرار دارد و به معنای «ملک دیگر» است. این عالم، دو شهر دارد: یکی در مغرب به نام «جابرسا» و دیگری در مشرق با عنوان «جابلقا» که دیواری از آهن این دو شهر را احاطه کرده است... امام عصر(عج) در دوران غیبت، در سرزمینی از این عالم به نام شمروخ و در روستای کرعه زندگی میکند. هر گاه امام عصر(عج) بخواهد در اقلیمهای هفتگانه داخل شود، ملبّس به صورتی از صورتهای اهل این عوالم میشود؛ با این حال، هیچ کس او را نمیبیند و نمیشناسد.[12]
همانطور كه پيش از اين اشاره شده بود، كربن شديداً تحت تاثير شيخيه، معتقد به عالم ميانه، عالمي حد واسط ميان عالم ماده و عالم تجرد بود كه همان، عالم مثال يا عالم هورقليا است و تحت تاثير عالم مثال سهروردي و تطبيق آن با عالم هورقليا از جانب شيخ احمد احسائي و ديگر بزرگان شيخيه معتقد بود كه امام عصر(عج) در عالم غير مادي يا عالم هورقليا زندگي ميكند و حتي تشرفات و ملاقاتهاي مومنان با امام عصر(عج) را متعلق به این عالم ميدانست. بیتردید نگرش بورکهارت در اینباره و بیان آن در مقاله وی حاکی از تأثیرپذیری او از کربن است. سخنان بوركهارت درباره عالم هورقليا اينچنين است:
خاطره ايامي كه امامان شيعه هنوز به طور مرئي حضور داشتند، پايان غم انگيز و دردناك برخي از ائمه اطهار و غيبت آخرينشان و آرزوي رسيدن به محل مرموزي ميان آسمان و زمين كه در آنجا مأوي دارد، به مذهب شيعه لحن و صبغه خاصي بخشيده است كه آن را ميتوان به عنوان علاقه و شور وافر براي رسيدن به بهشت و آن حالت عصمت و كمالي كه در اول و آخر زمان قرار گرفته است، توصيف كرد.[12]
به نظر میرسد بورکهارت عقاید شیخیه را به عنوان اعتقادات اصیل شیعه در نظر گرفته و بر این اساس به توصیف و تبیین برخی از موضوعات دینی مانند غیبت امام مهدی(عج) و محل زندگی ایشان، پرداخته است؛ در حالی که شیعیان امامیه، از همان زمان تأسیس فرقه شیخیه، آن را یکی از مذاهب انحرافی شیعه میدانستند که با انگیزههای بشری و اهداف مادی شکل گرفته است. شاید علت گرایش بورکهارت به عقاید شیخیه، برجستگی و نمود بیشتر بعضی از جنبههای ماورایی در این فرقه باشد که با ذوق هنری بوکهارت مناسبت بیشتری داشته است؛ چنانکه وی معتقد است بیان حقیقت لطیف و دقیق تشیع با زبان متعارف و مقبول عمومی، ناگزیر به نوعی «اسطورهپردازی» منتهی میشود.[13]
اعتقاد به حیات امام مهدی(عج) با بدن هورقلیایی، در واقع به معنای انکار حیات مادی ایشان روی زمین است؛ زیرا اگر مراد این است که امام زمان(عج) در عالم مثال و برزخ زندگی میکند، پس حیات حضرت مانند حیات مردگان در عالم برزخ است و این با احادیثی که به ضرورت وجود حجت و امام بر روی زمین دلالت دارند، هیچ سازگاری ندارد. علاوه بر این، زندگی کردن امام مهدی(عج) با بدن هورقلیایی، صرفا ادعایی بدون دلیل است که هیچ دلیل عقلی و نقلی بر آن اقامه نشده است.[14]
آیتالله ابراهیم امینی در رد معتقدان به عالم هورقلیا مینویسد: اگر منظور این است که امام زمان(عج) اجزاء ترابى و بدن مادى خويش را رها نموده به عالم مثال صعود نموده است و اكنون از موجودات زمينى و مادى به شمار نمىرود تا آثار و لوازم ماده در وى ضرورت داشته باشد، اين سخن قطعنظر از اين كه فى حد نفسه، مطلب غيرمعقولى است، با براهين عقلى و نقلى امامت سازش ندارد؛ زيرا آن براهين دلالت مىكنند كه هميشه بايد در بين افراد انسان، فرد كاملى كه تمام كمالات انسانيت در وى به فعليت رسيده و در متن صراط مستقيم ديانت قرار گرفته و هدايت و رهبرى افراد را عهدهدار باشد، وجود داشته باشد تا نوع انسان بىغايت نماند و احكام الهى در بين آنان محفوظ بماند و حجت بر بندگان خدا تمام گردد و آن فرد برگزيده عبارتست از وجود مقدس امام زمان(عج)؛ و اگر مراد از عالم هورقليا نقطهاى از همين جهان مادى باشد، اين سخن با عقيده ما اختلافى ندارد ليكن اين احتمال با ظاهر كلام معتقدان به عالم هورقلیا، سازش ندارد و بر روى هم سخن غير معقولى است.[15]
پانویس
- ↑Titus Burckhardt(1984-1908) .
- ↑2. http: //www.worldwisdom.com/public/authors/Titus-Burckhardt.aspx.
- ↑موسوی، سید رضی، شرقشناسی و مهدویت، ص 340.
- ↑موسوی، سید رضی، شرقشناسی و مهدویت، ص 340.
- ↑سرتیپیپور، محسن، بنمایههای هنر اسلامی در اندیشه تیتوس بورکهارت، فصلنامه علمی معماری و شهرسازی صفّه، ص 91.
- ↑2. http: //www.worldwisdom.com/public/authors/Titus-Burckhardt.aspx
- ↑موسوی، سید رضی، شرقشناسی و مهدویت، ص 341.
- ↑موسوی، سید رضی، شرقشناسی و مهدویت، ص 343.
- ↑موسوی، سید رضی، شرقشناسی و مهدویت، ص 344.
- ↑Burckhardt, Titus, Art of Islam, p.38.
- الفبپتيتوس بوركهارت، نظري به اصول و فلسفه هنر اسلامي، غلامرضا اعواني، مجموعه مباني هنر معنوي، گرد آوري علي تاجديني، چاپ دوم، دفتر مطالعات ديني هنر، تهران، ش 1376، ص 44
- الفباحسائی، احمد، جوامع الکلم، ج 8، صص 421 و 422.
- ↑Burckhardt, Titus, Art of Islam, p.38.
- ↑عابدی، احمد، مهدویت و فرقههای انحرافی؛ فرقه شیخیه، صص 304-305.
- ↑امینی، ابراهیم، دادگستر جهان، شفق، 1360: ص 88.
منابع
- موسوی، سید رضی، شرقشناسی و مهدویت، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)، قم، 1379
- سرتیپیپور، محسن، بنمایههای هنر اسلامی در اندیشه تیتوس بورکهارت، دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده معماری و شهرسازی، فصلنامه علمی معماری و شهرسازی صفّه، دوره 17، شماره اول، 1387.
- بوركهارت، تيتوس نظري به اصول و فلسفه هنر اسلامي، اعوانی، غلامرضا، مجموعه مباني هنرمعنوي، گرد آوري علي تاجديني، چاپ دوم، دفتر مطالعات ديني هنر، تهران، (1376) .
- احسائی، احمد جوامع الکلم، الغدیر، البصره، 1430.
- امینی، ابراهیم، دادگستر جهان، شفق، قم، (1383) .
- عابدی، احمد، مهدویت و فرقههای انحرافی؛ فرقه شیخه، فصلنامه انتظار، سال اول، شماره دوم، (1380) .
- http: //www.worldwisdom.com/public/authors/Titus-Burckhardt.aspx.
- Burckhardt, Titus.(2009), Art of Islam Language and meaning, World Wisdom, Bloomington, Indiana


