شاخصههای سیاسی جامعه منتظراز دیدگاه آیت الله خامنه ای
شاخصههای سیاسی جامعه منتظراز دیدگاه آیت الله خامنه ای، از دانشنامه جامع مجازی ویکی مهدویت
از دیدگاه آیتالله خامنهای، جامعه منتظر دارای شاخصههای سیاسی مشخصی است که آن را شبیه به دوران حضور امام عصر میسازد. این شاخصهها برآمده از جهانبینی توحیدی است. مهمترین این ویژگیها وحدت و همدلی بین تمام اقشار جامعه است که بر اساس معرفت توحیدی شکل میگیرد. ولایتمداری نیز به عنوان محور اصلی اتصال مؤمنان و عامل جدایی از طاغوت، نقش اساسی. همچنین جامعه منتظر با کمالطلبی و تحولخواهی مشخص میشود، همواره وضع موجود را ناکافی میداند و برای رسیدن به جامعهای بهتر تلاش میکند. چنین جامعهای با امید به آینده و اعتماد به وعده الهی ظهور، هیچگاه دچار یأس نمیشود. در نهایت، عدالتخواهی از ویژگیهای بارز این جامعه است که با حرکت به سمت عدالت، شوق بیشتری برای ظهور امام عصر پیدا میکند.
شاخصههای سیاسی جامعه منتظر از دیدگاه رهبر انقلاب آیت الله خامنه ای
وحدتگرایی
در تفکر توحیدی، همدلی و یکپارچگی بین افراد جامعه و عدم تنازع و تفرق، ویژگی بسیار مهم جامعه منتظر است. منتظران ظهور، هیچگاه خود را گرفتار تنازعات و تخاصمات گوناگون قبیلهای، جناحی، ملی، طبقاتی و ... نمیکنند؛ بلکه میکوشند با تعاضد، تعاطی و تعاون، همه توان فکری و عملی خود را در راه رسیدن به جامعه توحیدی متکامل، تجمیع و ترکیب کنند؛ بنابراین از نظر آیتالله خامنهای یک رکن مهم جامعه توحیدی، وحدت است. به اعتقاد وی توحید صرفاً یک نظریه فلسفی و فکری نیست؛ بلکه یک روش زندگی برای انسانهاست؛ خدا را در زندگی خود حاکمکردن و دست قدرتهای گوناگون را از زندگی بشر کوتاه نمودن.[1] توحید اسلامی، الهامی است در زمینه حکومت، در زمینه روابط اجتماعی، در زمینه سیر جامعه، در زمینه هدفهای جامعه، در زمینه تکالیف مردم، در زمینه مسئولیتهایی که انسانها در مقابل خدا، در مقابل یکدیگر، در مقابل جامعه و در مقابل پدیدههای دیگر عالم دارا هستند[2]؛ بنابراین تفکر توحیدی، تعیینکننده نظام روابط اجتماعی و سیاسی و پایه وحدت جامعه به عنوان یک رکن اصلی جامعه توحیدی است.
پایه این وحدت اجتماعی در وحدت معرفتی است. نظام اجتماعی متنازع و ازهمگسیخته، محصول رویکرد معرفتی سست و ازهمگسیخته است. تشتت در افکار، امکان توافق در خصوص ارزشها و اغراض اجتماعی را از بین میبرد. در انبوه تعاریف و قرائتهای گوناگون که غالباً آمیخته با تفرعن، تکبر و خودبرتربینی است چگونه میتوان به وفاق اجتماعی و وحدت کلمه نزدیک شد؟ بنابراین مهمترین راه نیل به وحدت اجتماعی پایدار و پیشبرنده، وحدت بر اساس معرفت توحیدی است؛ معرفتی که از خدای حکیم علیم به بشر هدیه شده و کانون محکم اتصالات اجتماعی است که هیچ طوفان و حادثهای نمیتواند آن را از هم بگسلد: «قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ»[3] همین تفکر باید بر عرصه روابط سیاسی هم حاکم باشد، تا وحدت اجتماعی منسجمی شکل گیرد. البته با عوامل عارضی مثل استبداد فردی یا تحمیل قوانین متکی به آرای فردی یا جمعی بهصورت موقت میتوان افراد را به همزیستی در کنار هم واداشت؛ اما این همزیستی، پایدار نیست و دائم در معرض ازهمگسیختگی است. تنها راه نیل به وحدت پایدار، توحید است؛ بنابراین اساساً جامعه و اجتماع واقعی و نظام ارتباطی مستحکم تنها زمانی امکان شکلگیری دارد که وحدت بر اساس معرفت توحیدی شکل گرفته باشد.
علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان ذیل آیه ۱۰۳ سوره آل عمران(وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ») میفرماید: «شاید وجه اینکه اعتصام بحبل الله و متفرقنشدن را نعمت خدا خواند و فرمود: "اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ" این است که خواسته باشد بفرماید: اگر ما شما را به اعتصام و عدم تفرقه میخوانیم، بیدلیل نیست. دلیل بر اینکە شما را بدان دعوت کردهایم، همین است که خود به چشم خود، ثمرات اتحاد و اجتماع و تلخی عداوت و حلاوت محبت و الفت و برادری را چشیدید و در اثر تفرقه در لبه پرتگاه آتش رفتید و در اثر اتحاد و الفت، از آتش نجات یافتید» به بیان ایشان جامعهای کە با اجتماع دلهای مختلف و هدفهای گوناگون و هوا و هوسهای مختلف تشکیل شود - با در نظر گرفتن اینکه راهنمای چنین جامعهای واحد نیست، تا به هدفی واحد سوقش دهد؛ بلکه راهنماها به سبب اختلال امیال شخصی و تحکمات بیهوده فردی، متعدد است و به سوی هدفهای مختلف دعوت میکند و شدیدترین خلاف و اختلاف را پدید میآورد- خلاف و اختلاف، کارشان را به تنازع میکشاند و دائمًا به قتل و نزال و فنا و زوال، تهدیدشان میکند. این همان آتشی است که در حفره جهالت میافتد، و همه چیز را میسوزاند. کسی کە در آن حفره بیفتد، راه خلاص نجاتی ندارد.[4]
نکته مهم این است که اختلاف افکار را هیچگاه بهطور کامل نمیتوان از بین برد؛ بنابراین همیشه جامعه در معرض حدی از تفرق خواهد بود. به نظر علامه طباطبایی اختلاف افکار را میتوان با اجتماع ابدان جبران کرد. آنگاه که نمیتوان این اختلاف را از بین برد، دستکم با کنار هم نشاندن بدنهای افراد میتوان دلهای آنها را به هم نزدیک کرد. علامه در ادامه بحث پیشین و ذیل آیه ۱۰۵ همین سوره(«وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ») میفرماید: «بعید نیست که جمله "مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ" فقط به جمله: "وَاخْتَلَفُوا" متعلق باشد، و در این صورت، مراد از "اختلاف"، تفرق از حیث اعتقاد و مراد از "تفرق"، اختلاف و تشتت از حیث بدنها است. اگر تفرق را جلوتر از اختلاف ذکر فرمود، برای این بود که تفرقه و جدایی بدنها از یکدیگر، مقدمه جدایی عقاید است»[5]
بنابراین تنازع و تفرقه، یک خطر بزرگ و مرگبار برای هر جامعهای، از جمله جوامع اسلامی است و این تفرقه، جامعه را در لبه پرتگاه جهنم اخلاقی قرار خواهد داد و نظام جامعه را دچار ازهمگسیختگی خواهد کرد. چنین جامعهای دیگر جامعه نخواهد بود و انتظار هیچ امر مقدس و مطلوبی در آینده را نخواهد کشید. اساساً «جامعیت» جامعه در توحید کلمه است. جامعه متفرق جز تعدادی افراد متحیر نخواهد بود کە دائمًا با هم درگیرند. امکان انتظار از چنین جامعهای، امری نابجاست.
بنابراین یک ویژگی مهم برای قرب به عصر ظهور، توحید کلمه و کلمه توحید است؛ موضوعی که آرزوی موحدان و منتظران ظهور است: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ وَأَعْوَانِهِ وَالذَّابِّينَ عَنْهُ وَالْمُسَارِعِينَ إِلَيْهِ فِي قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَالْمُمْتَثِلِينَ لِأَوَامِرِهِ وَالْمُحَامِينَ عَنْهُ وَالسَّابِقِينَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَالْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ»(دعای ندبه) . وقتی بنیاد است در آن دوران منتظر عدل باشد، حق باشد، توحید باشد، اخلاص باشد، عبودیت خدا باشد... ما که منتظر هستیم، باید خودمان را به این امور نزدیک کنیم، خودمان را با عدل آشنا کنیم، آماده عدل کنیم، آماده پذیرش حق کنیم.[6]
اگر اختلاف و تفرقه بین دولتمردان و کارگزاران نظام اسلامی با عناوین جناحی یا به بهانههای دیگر حاکم شود، یا بین مردم و مسئولان، همدلی، مهربانی و محبت متقابل نباشد، یا اقشار مختلف جامعه با عناوین مختلف قومی، زبانی، منطقهای و. دچار تخاصم و تنافر باشند، این جامعه از وحدت سیاسی برخوردار نیست و جامعهای منتظر به شمار نمیآید. این وحدت باید متکی به اصول متین دینی و صادقانه باشد، نه تکنیکی و اقتضایی.
صلح ذات البین که امیرالمؤمنین(ع) در وصیت مهم خود، آن را بیان میکنند، فقط ائتلاف و اتّحاد ظاهری نیست که دو گروه و دو جمعیت بر سر یک چیز، قراردادی ببندند و ائتلاف ظاهری تشکیل دهند؛ از این بالاتر است؛ یعنی فیمابین همدیگر، دلها با هم صاف شود، ذهنها نسبت به یکدیگر خوشبین شود و هیچگونه تعرض و ایذایی از کسی و از جناحی به یک مجموعه دیگر صورت نگیرد.[7]
باید توجه داشت در اندیشه آیتالله خامنهای -بر پایه جهانبینی اسلامی- جامعه آرمانی و مطلوب، جامعهای است با ویژگیهای خاص و شبیهترین جوامع به این جامعه، جامعه منتظر است. اگر در عصر موعود وحدت و همدلی یکی از مهمترین شاخصها است، در عصر انتظار هم این ویژگی برجستگی دارد. اساساً جامعه منتظر، جامعهای است که آرمان مهدوی خود را به هر میزان که بتواند در خود محقق سازد یا به سمت آن حرکت کند. وحدتمداری و اتحاد و همدلی بر پایه نگاه توحیدی نیز یکی از این شاخصها است.
ولایتمداری و طاغوتستیزی
اگر جامعیت جامعه بدون وحدت و همدلی بین مردم و مسئولان معنا نمییابد، چگونه میتوان به این مطلوب دست یافت؟ در ذیل عنوان وحدت، به پایه معرفتی و نیز ضرورت کنار هم قرار گرفتن ابدان، به عنوان اساس وحدت اشاره شد؛ اما در اندیشه آیتالله خامنهای، ولایت، کانون اصلی اتصال و ارتباط افراد به هم و پایه شکلگیری جامعه توحیدی است. اساساً بدون ولایت، جامعه توحیدی شکل نخواهد یافت. ولایت است که امکان وحدت معرفتی و بینشی را در معرکه آرا و قرائتها بر پایهای منطقی و مستدل فراهم میکند. همینطور ولایت است که با بهرهگیری از امکانات حکومت اسلامی، ابدان متفرق را به بودن در کنار هم دعوت میکند.
بهطور کلی قدرت و روابط سیاسی، یکی از مهمترین عوامل اتصال و ارتباط مردم به هم است. بسیاری از مردم به دلیل الزامات یا نیازهای ناشی از قدرت حاکمه با هم ارتباط میگیرند و به این شکل، ساختار جامعه امکان اتصال و انسجام مییابد. این ارتباط، گاهی مبتنی بر زور و استبداد است. یک حاکم قلدر و جبار، مردم را وادار میکند بهگونهای خاص با هم سلوک داشته و نیازهای هم را پاسخگو باشند. این نوع روابط، پایه مستحکم و پایداری ندارد و در صورت آگاهی و انسجام مردم میتواند از هم گسیخته شود. گاهی هم پایه اتصال و ارتباط بین مردم، مبتنی بر مشارکتجویی و آزادی تعاملات سیاسی فراهم میشود. در چنین ساختاری، روابط بین مردم میتواند منسجمتر و محکمتر باشد؛ اما چون صرفاً متکی به نیازهای زمانمند و مادی است به راحتی میتواند از هم گسیخته شود.
در نظام دموکراسی، یا عقول مردم حاکم است یا امیال آنان؛ اما دست صاحبان زر و زور بهخصوص در نظامهای سرمایهسالار افکار را به سمت حاکمیت امیال میبرد و با همین ترفند، امکان مدیریت مکارانه خواستههای عمومی را فراهم میکند. فرجام چنین مسیری حاکمیت قوای وهمیه، غضبیه و شهویه و فحشاسالاری یا به تعبیر ساموئل هانتینگتون پورنوکراسی است.[8] این فرایند، نتیجهای جز ازهمگسیختگی خانواده به عنوان پایهایترین رکن شکلگیری جامعه ندارد.
در نظام مبتنی بر ولایت، اتصالات سیاسی و اجتماعی اولاً با کانونبخشی به منبع علم و عدالت معنا مییابد و ثانیاً نظام روابط اجتماعی مردم بر محوریت شخصیتی عالم و عادل، شکل میگیرد. از نظر آیتالله خامنهای -مد ظله العالی- ولایت، دارای دو بعد جدی است؛ ایجاد اتصال مؤمنان و انقطاع از مشرکان. به نظر وی یک ملت، یک جمعیت، پیروان یک فکر و یک عقیده، اگر دارای ولایت نباشند، بیخودی ولمُطْلّند. پیامبر برای پایهگذاری جامعه نهایی که هدف است، ابتدا نیاز به افراد خود دارد، به یک جمع پیوسته، متحد دارای هدف واحد، ایمان راسخ؛ لذا با نفوذ در کلام و عمل دعوت مینماید و شروع به تشکیل یک صف و یک جبهه در مقابل جبهه کفر میکند. ابتدا هنوز در جامعه جاهلی است. برای جلوگیری از هضم این جبهه قلیل در مکه جاهلی، باید این عده پولاد آبدیده شوند و به هم بجوشند... ولایت، این حالت بههمپیوستگی و همبستگی و جوشیدگی مسلمانان آغاز کار است که با دیگر جبههها بهکلی منقطعند و با خود چنگ در چنگ متحدند؛ یعنی بههمپیوستگی و همجبهگی و اتصال شدید یک عده انسانی که دارای فکر واحد(اصول، ارزش، ایدئولوژی) وجویای یک هدف واحدند و در یک راه قدم برمیدارند(مقصود) و تلاش و حرکت میکنند و یک فکر و عقیده را پذیرفتهاند. این جبهه باید افرادش متصل باشند و از دیگر جبههها و قطبها خودشان را جدا کنند، تا هضم نشوند. این را قرآن ولایت میگوید، کاری که رسول الله انجام داد.[9]
به نظر رهبر معظّم انقلاب، اگر میان مردم اختلاف باشد، از برداشتن بار امانت(جامعه، تمدن، عبودیت جمعی انسانها) که بر دوش آنهاست عاجز خواهند ماند و نمیتوانند این بار را به منزل برسانند. مثال دیگر بههمپیوستگی و ماناتی شیعه در دوران خلافت ضدشیعی است که اگر ولایت و مفهومش نبود، حفظ نمیشد. چه چیز این جمع را نگه داشته؟ وجود آن ولیای که ولایت را در میان مردم و پیروان توصیه میکند و آنها را بههم میبندد[10]؛ اما ولایت علاوه بر همبستگی بین مسلمین و مؤمنان، انقطاع و دورشدن از اهل شرک و طغیان را هم میطلبد؛ در غیر این صورت، نظام جامعه توحیدی از هم میپاشد:
توحید فقط عبارت نیست از اعتقاد به خدا؛ توحید عبارت است از اعتقاد به خدا، و کفر به طاغوت؛ عبودیت خدا، و عدم عبودیت غیر خدا؛ «قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا»[11] نمیگوید «لا نشرك به احدا» - البته یک جایی هم «احداً» دارد، اما اینجا اعم از آن است - میفرماید: «وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا» هیچ چیزی را شریک خدا قرار ندهید؛ یعنی شما اگر از عادات بیدلیل پیروی کنید، این برخلاف توحید است؛ از انسانها پیروی کنید، همین جور است؛ از نظامهای اجتماعی پیروی کنید، همین جور است - آنجایی که به اراده الهی منتهی نشود - همه اینها شرک به خداست، و توحید عبارت است از اعراض از این شرک. «فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى»[12]؛ کفر به طاغوت وجود دارد، بعدش هم ایمان به خدا.[13]
بنابراین در جامعه منتظر، ولایت، محوریت دارد و پیونددهنده قلوب، اذهان و ابدان مؤمنان و محافظ آنان در مقابل طواغیت و نیروهای مهاجم شیطانی است. در این صورت، نظام اجتماعی بسیار محکم و منسجمی شکل میگیرد که میتواند برای حرکت به سمت جامعه موعود برنامهریزی و تلاش کند. هر گروهی که این پیوند را با ولی عادل برقرار کند، قابلیت بیشتری برای اتصال به منبع اصلی نور و در نتیجه انتظار تکامل بخش خواهد داشت. بسیج در جامعه ایران چنین ویژگی دارد: «بسیج به معنای حضور و آمادگی در همان نقطهای است که اسلام و قرآن و امام زمان(عج) و این انقلاب مقدس به آن نیازمند است؛ لذا پیوند میان بسیجیان عزیز و حضرت ولی عصر (عج) مهدی موعود عزیز، یک پیوند ناگسستنی و همیشگی است»[14]
تمامطلبی و کمالجویی
گفته شد در نظرگاه آیتالله خامنهای، مجموعه معارفی که خطوط اصلی عملکرد و وظایف ما از آنها به دست میآید -یعنی جهانبینی و بینش اسلامی- پنج رکن دارد. محصول این معارف، چیزی جز تمامخواهی و کمالطلبی نیست.
به اعتقاد وی پس از توحید -به عنوان رکن اول- رکن دوم جهانبینی توحیدی، تکرار انسان است. «أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ»[15] کسی که قرآن و نهجالبلاغه و آثار دینی را نگاه کند، این تلقّی را بهخوبی پیدا میکند که از نظر اسلام، «تمام» این چرخ و فلک آفرینش، بر محور و وجود انسان میچرخد. میفرماید: «سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ»[16] همه اینها مسخر شمایند؛ یعنی الآن بالفعل شما مسخّر همهشان هستید و نمیتوانید تأثیری روی آنها بگذارید؛ اما بالقوه طوری ساخته شدهاید و عوالم وجود و کائنات بهگونهای ساخته شدهاند که همه مسخّر شمایند. مسخّر یعنی چه؟ یعنی توی مشت شمایند و شما میتوانید از همه آنها به بهترین نحو استفاده کنید. این نشاندهنده آن است که این موجودی کە خدا آسمان و زمین و ستاره و شمس و قمر را مسخّر او میکند، از نظر آفرینش الهی بسیار باید عزیز باشد. همین عزیزبودن هم تصریح شده است: «و لقد کرمنا بنی آدم(ع)[17] این تکرار، تکریمی است ر هم شامل مرحله تشریع و هم شامل مرحله تکوین است؛ تکرار تکوینی و تکرار تشریعی با آن چیزهایی که در حکومت اسلامی و در نظام اسلامی برای انسان معین شده است.[18] مبتنی بر این رکن میشود گفت «تمام» خلقت و امکانات عالم، مسخر انسان و در اختیار او قرار داده شده است و انسان برای سیر در مسیر تعالی میتواند تمام این امکانات را به خدمت بگیرد.
در اندیشه آیتالله خامنهای، رکن دیگر جهانبینی اسلامی، عبارت است از استعداد بیپایان انسان در دارابودن تمام چیزهایی که برای تعالی کامل انسان لازم است. انسان استعداد دارد که تا آخرین نقطه تعالی حیات ممکنات بالا برود؛ اما بقیه موجودات این امکان را ندارند. به نظر ایشان در آیه شریفه «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ» [19]«احسنتقویم» معنایش این نیست که ما جسم انسان را طوری آفریدهایم کە مثلاً سرش با دستش با چشمش با تنش تناسب دارد؛ این که مخصوص انسان نیست؛ هر حیوانی نیز همینطور است. در بهترین تقویم، یعنی در بهترین اندازهگیری انسان را آفریدهایم؛ یعنی آن اندازهگیریای است که رشد او دیگر نهایت و اندازهای ندارد؛ تا آنجایی میرود که در عالم وجود، سقفی بالاتر از آن نیست؛ یعنی میتواند از فرشتگان و از موجودات عالی و از همه اینها بالاتر برود. اگر بشر بخواهد این سیر را داشته باشد، جز با استفاده از امکانات عالم ماده ممکن نیست. این هم جزو مسلّمات است؛ لذا میگوید: «خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا»[20] بنابراین سیر تعالی و تکاملی انسان در خلأ نیست؛ با استفاده از استعدادهای ماده است؛ بنابراین با هم سیر میکنند؛ یعنی شکوفایی انسان، همراه با شکوفایی عالم ماده و عالم طبیعت است؛ این در شکوفایی او اثر میگذارد، او در شکوفایی این اثر میگذارد و پیشرفتهای شگفتآور را به وجود میآورد.[21]
آخرین رکن بینش اسلامی، این است که جریان عالم به سمت حاکمیت حق و به سمت صلح است؛ این بروبرگرد ندارد: «همه انبیا و اولیا آمدهاند تا انسان را به آن بزرگراه اصلیای سوق دهند کە وقتی وارد آن شد، بدون هیچگونه مانعی تمام استعدادهایش میتواند بروز کند. انبیا و اولیا این مردم گمگشته را مرتب از این کوه و کمر و دشتها و کویرها و جنگلها به سمت این راه اصلی سوق دادند و هدایت کردند. هنوز بشریّت به نقطه شروع آن صراط مستقیم نرسیده است؛ آن در زمان ولیعصر(ارواحنا فداه) محقّق خواهد شد؛ لیکن همه این تلاشها اصلاً بر اساس این بینش است که نهایت این عالم، نهایت غلبه صلح است؛ ممکن است زودتر شود، ممکن است دیرتر شود؛ اما بروبرگرد ندارد. قطعاً اینطوری است که در نهایت، صلح بر فساد غلبه خواهد کرد؛ قوای خیر بر قوای شر غلبه میکنند»[22]
بنابراین ارکان جهانبینی توحیدی، مبین این است که جهان خلقت با نظم و دقت بسیار توسط قدرت لایزال خدای علیم حکیم ساخته شده است. تمام این امکانات مسخر انسان است و انسان میتواند با بهکارگیری استعداد بینهایتش این امکانات تمامنشدنی را به خدمت بگیرد. استخدام این امکانات در خدمت تعالی و تکامل انسان است و بشر از این جهت تا بینهایت میتواند بالا برود. جامعه توحیدی اگر به این برداشت برسد، هیچگاه به بنبست نمیرسد و هیچ وقت به وضع موجود راضی نمیشود و دائمًا در اندیشه تسخیر عوالم جدید و رفع نواقص و تسریع در تکامل است. در جامعه منتظر این ویژگی بسیار جدیتر است:
«انتظار یعنی قانع نشدن، قبول نکردن وضع موجود زندگی انسان و تلاش برای رسیدن به وضع مطلوب، که مسلّم است این وضع مطلوب با دست قدرتمند ولی خدا، حضرت حجت بن الحسن، مهدی صاحب زمان -صلوات الله علیه و(عج) و(ارواحنا فداه) تحقق پیدا خواهد کرد»[23]
جامعه منتظر دنبال کاملترین است. بهترینها را از هر نوع خواهد؛ بیشترین منافع، برترین و بیشترین لذائذ، کاملترین و بینقصترین جوامع. دنبال بهترین شیوه حکومتداری است که عادلانهترین نظام قضایی، عالمانهترین دستگاه قانونگذاری و کارآمدترین و سالمترین سیستم اجرایی را در اختیار بشر قرار دهد.
با این مبنا حتی در صورت تشکیل یک کشور اسلامی با زیست موحدانه و نیز تشکیل تمدن نوین اسلامی که در آن، امت اسلامی از حیات طیبه و مواهب مادی و معنوی برخوردارند، کار تمام نیست؛ بلکه تازه آغاز راه است و بلکه هنوز بشریّت به نقطه شروع آن صراط مستقیم نرسیده است.[24]
جامعه منتظر بسیار بلندنظرتر و بلندهمتتر از آنی است کە تصور میشود: «انتظار داریم، یعنی هرچه خیر و عمل خوب انجام دادیم و به وجود آمده، کم و غیرکافی است و منتظریم، تا ظرفیت نیکی عالم پر شود»[25]
تحولخواهی و انقلابیگری
صاحبنظران، انقلاب را تغییر بنیادین در ارزشها و ساختارها میدانند.[26] حال اگر ارزشها و ساختارها به صورت بنیادین تغییر کرد، چرا باید باز هم انقلابی بمانیم و انقلابیگری کنیم؟ دیگر اینکه اگر نظام اسلامی شد، دولت، اسلامی شد، کشور و جامعه اسلامی شکل گرفت و تمدن نوین اسلامی هم محقق شد، دیگر چه نیازی به انتظار برای ظهور است؟ در پاسخ باید گفت:
اولاً، هیچگاه تغییر بنیادین در جامعه بعد از انقلاب و با سرنگونی حاکمان قبلی و جایبهجایی افراد رخ نمیدهد. در هر جامعه انقلابی و با هر نوع هدفی رسیدن به آرمانهای آن انقلاب، مسیری طولانی و مستمر است.
تا تحقق کامل آزادی و برابری با منطق سکولاریستی در انقلاب فرانسه قطعاً راهی طولانی است. درجه اول تغییر در تغییر جهت حاکمان و جامعه و ریلگذاری به سمت ارزشهای نوین است. در جامعه ما نیز تا زمانی که ارزشهایی مثل استقلال، آزادی، عدالت و... بهطور کامل تحقق نیابد، انقلابیگری همچنان باید یک لازمه مهم برای تحول تلقی شود. اندیشههای لیبرالیستی و کاپیتالیستی در نظام اقتصادی قبل از انقلاب حاکمیت داشته، هنوز در جامعه ما جان و جریان دارد. تا خلوص اقتصاد از این ارزشهای سرمایهمدار تکاثرطلب راه درازی در پیش است. همچنین نظام استبدادی به نظامی مردمی و قانونمدار مبدل شده است؛ اما رسوخ اندیشههای رضاخانی در خلقیت برخی کارگزاران و رسوب برخی ارزشهای طاغوتی و استبدادپیشه در برخی ساختارها، مسئله تحولخواهی و انقلابیگری را ضرورتی همیشگی ساخته است.
ثانیاً، نتیجه «کمالطلبی» و «تمامخواهی» با مبانی که ذکر شد، چیزی جز تحولخواهی و انقلابیگری مستمر نیست. در اندیشه کمالطلب و تعالیخواه امام خمینی(ره) و آیتالله خامنهای، حتی در صورت پاکسازی کامل تمام خلقیات و ساختارها از ارزشهای طاغوتی تازه میدان برای حرکت و پر کشیدن به عوالم برتر فراهم شده است؛ برای مثال در نظام طاغوتی، جبن و بزدلی و سفاکیت و تهوّر، محوریت دارد؛ اما در نظام توحیدی، شجاعت و محبت، جایگاهی برتر دارد. شجاعت و محبت نهایت ندارد. حد نهایی آن در امیرالمؤمنین(ع) است و جامعه هرچه هم سریع بدود، باز هم فاصله تا مقصد طولانی است. در بالاترین حد ممکن باید به سمتی رفت که کمال انقطاع از طاغوت و کمال اتصال به معدن عظمت محقق شود: «الهی هب لی کمال الانقطاع إلیک و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها إلیک حتی تخرق أبصار القلوب حجب النور فتصل إلى معدن العظمة»[27]
البته متن شریف این مناجات، ظاهراً بیان خواسته فردی است؛ اما همین مبنا در عرصه عمومی و بهعنوان خواست و آرمان جامعه معنا پیدا میکند. جامعه کمالخواه در طلب نهایت انقطاع «به سوی پروردگار» متعال است و این شوق طبیعتاً مستلزم «انقطاع» از شرایط و خلقیاتی است و این شرایط، همان شرایط حاکمیت طاغوت است. ذیل شاخص ولایتمداری مشخص شد که بدون «انقطاع از طاغوت»، «اتصال به الله» ممکن نیست. گسستگی از طاغوت با پیوستگی به توحید باید همزمان باشد.
در تعبیر دیگر، انقلاب معادل و مترادف بعثت است و بعثت نوعی برانگیختگی، رستاخیز و دگرگونی است[28] و بعثت به معنای برشوراندن دفینههای عقل میباشد: «فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَوَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَيُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَيَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَيُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ» [29]پس پیامبران را نعمت به میانشان بفرستاد. پیامبران از پی یکدیگر بیامدند، تا از مردم بخواهند که آن عهد را که خلقتشان بر آن سرشته شده، به جای آورند و نعمت او را که از یاد بردهاند، فرایاد آورند و از آنان حجت گیرند که رسالت حق به آنان رسیده است و خردهایشان را که در پرده غفلت، مستور گشته برانگیزند.
کمال عقول و استخراج دفینههای عقل، نهایت ندارد و تا زمان ظهور، امکان استخراج همه این دفینهها نیست. انسان کامل، معدن همه خیرات و خوبیها است. جامعه منتظر باید کمالطلب باشد و در انتظار بهترین انسان و تحقق بهترین جامعه در تمام ابعاد مادی و معنوی. ائمه طاهرین(علیهم السلام) منبع این خیرات بودهاند:
«سلسله اهل بیت نبی اکرم در طول تاریخ، خورشیدهای فروزانی بودهاند که در معنا توانستهاند بشریت روی زمین را با عالم غیب و با عرش الهی، متّصل کنند: "السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَيْنَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاءِ" [30]خاندان پیامبر، معدن علم، معدن اخلاق نیکو، معدن ایثار و فداکاری، معدن صدق و صفا و راستی، منبع همه نیکیها و زیباییها و درخشندگیهای وجود آدمی در هر عصر و عهدی بودهاند؛ هر یک چنین خورشید فروزانی بودهاند. امروز وجود مقدس حضرت حجت(ارواحنا فداه) در میان انسانهای روی زمین، منبع برکت، منبع علم، منبع درخشندگی، زیبایی و همه خیرات است. چشمهای ناقابل و تیره ما آن چهره ملکوتی را از نزدیک نمیبیند؛ اما او مثل خورشیدی درخشان است، با دلها مرتبط و با روحها و با باطنها متّصل است»[31]
بنابراین جامعه منتظر میداند که باید دنبال این معدن عظمت و رحمت باشد و خود را به آن متصل کند. با این نگاه است که محافظهکاری، قتلگاه انقلاب است[32] و انسان و جامعه منتظر هیچگاه نمیتواند به وضع موجود اکتفا کند، دائمًا در فکر اصلاح و انقلاب است. مدیریت و سلامت و کفایت بیشتری از مسئولان و حاکمان طلب میکند، خواهان رابطه بهتر بین مردم و مسئولان است و... .
با همین منطق میتوان توضیح داد چرا پس از تحقق تمدن نوین اسلامی نیاز به ظهور است. در اندیشه رهبر انقلاب سطح راقی جامعه منتظر را در تمدن نوین اسلامی میتوان جست؛ تمدنی که پیرو شکلگیری کشور اسلامی و پس از تشکیل امت اسلامی محقق میشود. چنین جامعهای بسیاری از ویژگیهای جامعه مطلوب و موعود را دارا است؛ با این وجود اولاً با مبانیایی که طرح شد، تمدن نوین اسلامی صرفاً مقدمهای برای حکومت جهانی حضرت حجت است؛ برای مثال در دوران جاهلیت، آرزوی ظهور اسلام داریم؛ اما به محض ظهور اسلام و مسلِم شدن مردم در حرف و عمل به برخی احکام، آیا مطلوب نهایی محقق شده است؟ قطعاً نه. تحقق تمدن نوین نیز چیزی شبیه به عبور از جاهلیت مدرن است. ثانیاً تمدن نوین صرفاً در محدودهای از جامعه جهانی محقق میشود، نه در کل جهان. ثالثاً عصر ظهور، عصر تربیت هزاران خمینی است؛ عصری است که امثال امام در آن یک استثنا نیستند. کمال انقطاع و اتصال صرفاً برای ایشان و عدهای محدود نخواهد بود. با عنایت ولی مطلق خدا هزاران فرد و شاید میلیونها نفر چنین امکانی خواهند داشت.
نتیجه اینکه جامعه منتظر، جامعهای است که توقف در تلاش و خواستن ندارد و پیوسته در اندیشه حرکت به سمت عرصههای نو و قلههای برتر است و هیچگاه وضع موجود را بینقص و کامل نمیبیند؛ بنابراین همیشه انقلابی است و تحولطلب.
امید و اعتماد
یکی از روشنترین شاخصها و در عین حال، ثمرات انتظار، تقویت روح امید و جلوگیری از یأس و واماندگی است. امید واقعی، مستلزم داشتن ویژگیهایی چند است؛ اولاً باید ایمان به خدای حکیم و علیم در جان جامعه مستقر باشد. خدایی که خالق نظام هستی است و نظام سیاسی و اجتماعی را مبتنی بر هدف مشخصی خلق کرده است - غرض اصلی او هم رساندن انسان به بالاترین درجه تکامل است- باید برای این مهم، نقشه راهی جامع و مانع را در اختیار بشر گذاشته باشد که در همه امصار و اعصار امکان اجرا و تحقق داشته باشد؛ بنابراین اولین لازمه امید، ایمان و اعتقاد به اسلام و جامعیت آن است. ثانیاً جامعه منتظر باید تحقق و اجرای این نقشه جامع را امکانپذیر بداند، نه طرح و نقشهای آرمانی که فقط مناسب رؤیاپردازی است؛ بنابراین امید به تحقق هم لازمه دیگر جامعه منتظر است. ثالثاً، این تحققپذیری، مبتنی بر معرفت به این نکته است که تنها انسان کامل و ولی مطلق خدا به دلیل علم کامل و عدالت جامع میتواند آن را در همه ابعاد محقق کند؛ بنابراین قطعاً جامعه منتظر، جامعهای است امیدوار؛ چون هم به برنامه جامع اسلام، مؤمن است و آن را تحققپذیر میداند و هم امکان تحقق را منوط به حضور ولی مطلق خدا میانگارد. بهعلاوه اینکه در شرایطی که امکان تحقق این آرزو نیست، انسان منتظر با توجه به حکمت پروردگار متعال و صادق بودن وعدههای او، حتماً باید امیدوار باشد:
«نیمه شعبان، مظهر امید به آینده است؛ یعنی همه امیدهایی که ما به چیزی پیدا میکنیم، ممکن است بشود، ممکن است نشود؛ اما امید به اصلاح نهایی بهوسیله ولی مطلق حضرت حق، حضرت صاحبالزمان(عج) و(ارواحنا فداه) امید غیر قابلتخلّف است: "السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَهُ"؛ وعده تضمین شده خداست. "السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعِلْمُ الْمَنْصُوبُ وَالْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ وَالْغَوْثُ وَالرَّحْمَةُ الْوَاسِعَةُ وَعَدًا غَيْرَ مَكْذُوبٍ" این وعده تخلّفناپذیر الهی است»[33]
ثمره سیاسی چنین امید و اعتمادی، بنبست ندیدن و تکاپوی دائم برای رهایی از وضع موجود و رسیدن به وضع مطلوب است:
«چند خصوصیت در عقیده مهدویت هست که این خصوصیات برای هر ملتی، به منزله خون در کالبد و در حکم روح در جسم است؛ یکی، امید است. گاهی اوقات دستهای قلدر و قدرتمند، ملتهای ضعیف را به جایی میرسانند که امیدشان را از دست میدهند. وقتی امید را از دست دادند، دیگر هیچ اقدام نمیکنند؛ میگویند چه فایدهای دارد؟ ما که دیگر کارمان از کار گذشته است؛ با چه کسی دربیفتیم؟ چه اقدامی بکنیم؟ برای چه تلاش کنیم؟ ما که دیگر نمیتوانیم. این، روح ناامیدی است و استعمارگران چون این اثر بزرگ امیدبخش را در اعتقاد به مهدویت دیده بودند، برای از بین بردن آن بسیار تلاش کردند»[34]
نتیجه امید و اعتماد به آینده روشن، مثبتاندیشی است. جامعه منتظر، کمالطلب است، تحولخواه و انقلابی است، ظلمستیز است و امیدوار به وعده الهی. چنین جامعهای انسانهای مثبتاندیش تربیت میکند؛ افرادی که نق زدن و انتقاد را همه وظیفه خود نمیدانند؛ بلکه با بهرهگیری از امکانات موجود، نگاه مثبت و همراه با حسن ظن به جامعه و مسئولان مومن خواهد داشت.[35]
تلاش برای عدالت و مبارزه با ظلم
از نظر آیتالله خامنهای، بدون تأمین عدالت اجتماعی، جامعه ما اسلامی نخواهد بود. به میزان تحقق عدالت میشود گفت جامعه اسلامی است. اگر کسی تصور کند که ممکن است دین الهی و واقعی - نه فقط دین اسلام- تحقق پیدا کند، ولی در آن، عدل اجتماعی به معنای صحیح و وسیع آن تحقق پیدا نکرده باشد، باید بدانند که اشتباه میکند.[36] عدالت و ظلمستیزی، یکی از بنیادیترین ارزشها در نظام سیاسی اسلام است. انبیای عظام(سلام الله علیهما) ز آدم تا خاتم که تشریف آوردهاند و انبیای بزرگ اولوالعزم که در بین مردم تشریف داشتهاند، همه آنها برای این بودند که پرچم توحید را و عدالت را در بین ملتها برپا کنند.[37] در امتداد این خط توحیدی مستمر، برجستهترین شعار مهدویت هم عبارت است از عدالت:
«برجستهترین خط، خط عدالت است. شما وقتی در همه روایات و آثاری که راجع به آن بزرگوار و راجع به آن دوران آمده نگاه میکنید، میبینید اغلب تکیه بر روی این نیست که مردم در آن دوران دیندار میشوند - با اینکه دیندار هم میشوند -؛ بلکه تکیه بر روی این است که مردم در آن وقت برخوردار از عدالت میشوند و قسط و عدل اقامه میشود»[38]
بر پایه اندیشه آیتالله خامنهای جامعه منتظر، جامعهای است که در آن، عدالت محوریت دارد و مردم و مسئولان، هم عدالت را خواهانند، و هم برای اجرای آن مجاهده میکنند؛ هم عدالت در درون جامعه و هم ناظر به شرایط بینالمللی. نتیجه عدالتخواهی، امیدبخشی به مستضعفان و ایجاد رعب در دل مستکبران است:
«اسلام ناب، اسلامی است که ابوجهلها از آن بترسند. اگر اسلامی بود که ابوجهلها و ابوسفیانها از آن نترسیدند و با آن دشمن نبودند، باید در اسلام بودنش شک کنیم. آن اسلامی هم که طبقات مستضعف و محروم به آن امیدوار نشوند و دل ندهند، اسلام نیست. اسلامی که نتواند آرزوهای خفته و فروخشته قشرهای مظلوم را در سطح دنیا - نه فقط در سطح کشور خودمان - زنده و احیا کند، شک کنید در اینکه این دین، اسلام باشد. همه بشریت متدین، منتظر مصلح است و همه مسلمین، منتظر مهدی موعودند و خصوصیت مهدی موعود در نظر مسلمانان این است که: "یملأ الله به الأرض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا". عدل و داد، استقرار عدالت در جامعه، از بین بردن ظلم از سطح زمین، خصوصیت مهدی موعود است. اسلامی که در آن، تلاش برای عدالت و مبارزه با ظلم نباشد، چطور میتواند اسلام باشد و بشریت به سمت آن حرکت کند؟ بشر به سمت آن چیزی حرکت میکند که مظهر آن، وجود مقدس مهدی باشد و او کسی است که در احادیث متواتر وارد شده که دنیا را از عدل و داد پر میکند و ظلم را ریشهکن میسازد»[39]
بنابراین هدف انبیای عظام و ائمه معصوم(علیهم السلام) عدالت است و حضرت حجت هم در پی اجرای عدالت است. جامعهای که امید به ظهور دارد و خواهان عدالت است، خودش باید در نظر و عمل برای تحقق آن حرکت کند. قانون عادلانه، اجرای عادلانه قانون و نظارت عادلانه بر آن، ویژگی سیاسی مهم جامعه منتظر است. مردم و مسئولان در چنین جامعهای تلاش خواهد کرد منطق عدالت بر روابط و ساختارهای سیاسی سیطره داشته باشد؛ در غیر این صورت، چنین جامعهای نمیتواند مدعی انتظار باشد. دولت ظهور، دولت عدالت است و منتظران این دولت خود باید به این ارزش گرایش داشته باشند و در حد مقدور برای آن هزینه و تلاش کنند.
پانویس
- ↑خامنهای، پیام به کنگره عظیم حـج، برگرفته از: پایگاه اطلاع رسـانی دفتـر حفظ و نشر آثار آیت اﷲ خامنهاي.https: //farsi.khamenei.ir
- ↑خامنهای، طرح کلی اندیشه اسلامی، ص ۲۰۷
- ↑آل عمران: ۶۴
- ↑طباطبایی، المیزان، ج ۳، ص ۵۷۴.
- ↑طباطبایی، المیزان، ج ۳، ص ۵۷۹.
- ↑خامنهای، سخنان رهبری در دیدار با اعضای بنیاد فرهنگی حضرت مهـدی موعود(عج) و مرکز تخصصی مهدویت قـم، برگرفته از: پایگاه اطلاعرسانی دفتـر حفـظ و نشـر آثار آیتاﷲ خامنهاي.https: //farsi.khamenei.ir
- ↑خامنهای، بیانات خطبههای نماز جمعه، برگرفته از: پایگـاه اطـلاعرسـانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتاﷲ خامنهاي.https: //farsi.khamenei.ir
- ↑عباسی، گفتوگو با ماهنامه سوره، سال 1384، ص ٤٣.
- ↑خامنهای، طرح کلی اندیشه اسلامی، ص ۵۱۹
- ↑خامنهای، طرح کلی اندیشه اسلامی، ص ۵۲۱
- ↑آل عمران: ۶۳
- ↑بقره: ۲۵۶
- ↑خامنهای، طرح کلی اندیشه اسلامی، ص ۵۲۱
- ↑خامنهای، بیانات در جشن بزر منتظران ظهور همزمان بـا هفتـهی بسـیج و روز ولادت حضرت مهدی، برگرفته از: پایگاه اطلاع رسانی دفتـر حفـظ و نشـر آثـار آیـتاﷲ خامنهاي https: //farsi.khamenei.ir
- ↑لقمان: ۲۰
- ↑جاثیه، ۱۳
- ↑اسراء: ۷۰
- ↑خامنهای، بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایــران، برگرفتــه از: پایگــاه اطــلاع رسانی دفتــر حفــظ و نشــر آثــار آیــتاﷲ خامنــهاي https: //farsi.khamenei.ir.
- ↑تین: ۴
- ↑بقره: ۲۹
- ↑خامنهای، خامنهای، بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایــران، برگرفتــه از: پایگــاه اطــلاع رسانی دفتــر حفــظ و نشــر آثــار آیــتاﷲ خامنــهاي https: //farsi.khamenei.ir.
- ↑خامنهای، خامنهای، بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایــران، برگرفتــه از: پایگــاه اطــلاع رسانی دفتــر حفــظ و نشــر آثــار آیــتاﷲ خامنــهاي https: //farsi.khamenei.ir.
- ↑خامنهای، دیدار با اقشار مختلف مردم در روز نیمـهی شـعبان، برگرفتـه از: پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتاﷲ خامنهاي.https: //farsi.khamenei.ir
- ↑خامنهای، خامنهای، بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایــران، برگرفتــه از: پایگــاه اطــلاع رسانی دفتــر حفــظ و نشــر آثــار آیــتاﷲ خامنــهاي https: //farsi.khamenei.ir.
- ↑خامنهای، دیدار با اقشار مختلف مردم در روز نیمـهی شـعبان، برگرفتـه از: پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتاﷲ خامنهاي.https: //farsi.khamenei.ir
- ↑محمدی، انقلا ب اسلامی، زمینهها و پیامدها. قم: معارف، ص ۲۷
- ↑مناجات شعبانیه
- ↑خامنهای، طرح کلی اندیشه اسلامی، صص ۳۴۰-۳۳۰
- ↑نهج البلاغه، خطبه 1
- ↑(دعای ندبه)
- ↑خامنهای، (١٣٧٨) بیانات در جشن بزر منتظران ظهور همزمان بـا هفتـهی بسـیج و روز ولادت حضرت مهدی، برگرفته از: پایگاه اطلاعرسانی دفتـر حفـظ و نشـر آثـار آیـتاﷲ خامنهاي https: //farsi.khamenei.ir
- ↑خامنهای، بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهـوری اسـلامی ایــران، .برگرفتــه از: پایگــاه اطــلاع رسانی دفتــر حفــظ و نشــر آثــار آیــتاﷲ خامنــهاي، https: //farsi.khamenei.ir.
- ↑خامنهای، (١٣٩٧) دیدار با اقشـار مختلـف مـردم در روز نیمـه شـعبان، برگرفتـه از: پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتاﷲ خامنهاي.https: //farsi.khamenei.ir
- ↑خامنهای، بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم بـه مناسـبت مـیلاد حضـرت مهــدی(عج)، برگرفتــه از: پایگــاه اطــلاع رسانی دفتــر حفــظ و نشــر آثــار آیــتاﷲ خامنــهاي، https: //farsi.khamenei.ir.
- ↑خامنهای، خامنهای، بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایــران، برگرفتــه از: پایگــاه اطــلاع رسانی دفتــر حفــظ و نشــر آثــار آیــتاﷲ خامنــهاي https: //farsi.khamenei.ir.
- ↑خامنهای، سخنرانی در دیـدار بـا مسـؤولان و کـارگزاران نظـام جمهـوری اســلامی، برگرفتــه از: پایگــاه اطــلاع رسانی دفتــر حفــظ و نشــر آثــار آیــتاﷲ خامنــهاي، https: //farsi.khamenei.ir.
- ↑خمینی، صحیفه امـام. (ج ١٣) تهران: مؤسسه تنظیم و نشـر آثـار امـام خمینی. ج ۱۷، ص ۹۸
- ↑خامنهای، دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت بـه مناسـبت هفتـه دولت و در آستانه نیمه شعبان، برگرفته از: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیـتاﷲ خامنهاي.https: //farsi.khamenei.ir
- ↑خامنهای، سخنرانی در خجسته سالروز ولادت امام زمان برگرفتـه از: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتاﷲ خامنهاي.https: //farsi.khamenei.ir
منابع
- قرآن کریم
- نهجالبلاغه
- خامنهای، سیدعلی. سخنرانی در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی. برگرفته از: پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای، ۱۳۶۸ الف. https: //farsi.khamenei.ir
- خامنهای، سیدعلی. سخنرانی در خجسته سالروز ولادت امام زمان. برگرفته از: پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای، ۱۳۶۸ ب. https: //farsi.khamenei.ir
- خامنهای، سیدعلی. سخنان رهبری در دیدار با اعضای بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود و مرکز تخصصی مهدویت قم. برگرفته از: پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای، ۱۳۶۹. https: //farsi.khamenei.ir
- خامنهای، سیدعلی. بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت میلاد حضرت مهدی. برگرفته از: پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای، ۱۳۷۶. https: //farsi.khamenei.ir
- خامنهای، سیدعلی. بیانات در جشن بزرگ منتظران ظهور همزمان با هفته بسیج و روز ولادت حضرت مهدی. برگرفته از: پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای، ۱۳۷۸. https: //farsi.khamenei.ir
- خامنهای، سیدعلی. بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران. برگرفته از: پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای، ۱۳۷۹ الف. https: //farsi.khamenei.ir
- خامنهای، سیدعلی. بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران. برگرفته از: پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای، ۱۳۷۹ ب. https: //farsi.khamenei.ir
- خامنهای، سیدعلی. بیانات خطبههای نماز جمعه. برگرفته از: پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای، ۱۳۸۱. https: //farsi.khamenei.ir
- خامنهای، سیدعلی. پیام به کنگره عظیم حج. برگرفته از: پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای، ۱۳۸۲. https: //farsi.khamenei.ir
- خامنهای، سیدعلی. دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت به مناسبت هفته دولت و در آستانه نیمه شعبان. برگرفته از: پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای، ۱۳۸۶. https: //farsi.khamenei.ir
- خامنهای، سیدعلی. دیدار با اقشار مختلف مردم در روز نیمه شعبان. برگرفته از: پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای، ۱۳۸۷. https: //farsi.khamenei.ir
- خامنهای، سیدعلی. سخنان رهبری در دیدار با اعضای بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود و مرکز تخصصی مهدویت قم. برگرفته از: پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای، ۱۳۹۰. https: //farsi.khamenei.ir
- خامنهای، سیدعلی. طرح کلی اندیشه اسلامی. بیجا: مؤسسه ایمان جهادی، ۱۳۹۲.
- خامنهای، سیدعلی. دیدار با اقشار مختلف مردم در روز نیمه شعبان. برگرفته از: پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای، ۱۳۹۷. https: //farsi.khamenei.ir
- خمینی، روحالله. صحیفه امام. جلد ۱۳. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۸ الف.
- خمینی، روحالله. صحیفه امام. جلد ۳. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۸ ب.
- طباطبایی، سید محمدحسین. المیزان. ترجمه محمدباقر موسوی همدانی. قم: اسلامی، بیتا.
- عباسی، حسن. گفتوگو با ماهنامه سوره. شماره ۱۷، ۱۳۸۴، ص ۴۳.
- محمدی، منوچهر. انقلاب اسلامی، زمینهها و پیامدها. قم: معارف، ۱۳۸۰.
برگرفته از
- مقاله شاخصه های سیاسی جامعه منتظر در اندیشه آیت الله خامنه ای، نوشته امیر سیاهپوش، مجله جامعه مهدوی، شماره اول، ص 57.


