دوایت مارتین دونالدسن
دوایت مارتین دونالدسن، از دانشنامه جامع مجازی ویکی مهدویت
بررسی افکار مستشرقان در مساله مهدویت پژوهی با توجه به انعکاس آن در میان غربیان از اهمیت خاصی برخوردار است. دوایت .م. دونالدسن از جمله مستشرقین دوران معاصر است که با تالیف کتاب مذهب شیعه به شهرت رسید. وی در بخش مهدویت کتاب خود پاره ای از ناداوری ها نموده است. تردید در اصل مساله مهدویت ومساله ظهور امام عصر(عج) از جمله آن ها است
بررسی جایگاه قران و حدیث در مباحث مهدویت و اعتبار بخشی این دو منبع مهم در تبیین مساله مهدویت و اعتبارسنجی کلام ابن خلدون در منظومه فکری اهل سنت از جمله نقدهایی محتوایی به کلام دونالدسن است. همچنین پیدایش تفکر مهدویت متاثر از فرقه کیسانیه و ناعدالتی های دوران بنی امیه نیست.
زندگی نامه
دوایت. م. دونالدسن(۱۹۷۶-۱۸۸۴ م)، نویسنده شناختهشده کتاب مذهب شیعه، از آمریکا و فارغالتحصیل کالج واشنگتن است. وی بیست و شش سال(۱۹۴۰-۱۹۱۴ م) در ایران و مشهد بهعنوان مبلغ کلیسای مشایخی سکونت داشت و همراه با همسرش به برخی از سرزمینهای اسلامی سفر کرد.
آثار دونالدسن بیشتر شیعهپژوهانه است؛ از جمله:
- مذهب شیعه یا تاریخ اسلام در ایران و عراق(لندن، ۱۹۳۰ م)
- محمد و غزالی(۱۹۱۸ م)
- سلمان فارسی(۱۹۲۹ م)
- اندیشه امامت نزد شیعه(۱۹۲۱ و ۱۹۳۱ م)
- قانون جدید ایران(۱۹۳۴ م)
- ازدواج عرفی در اسلام(۱۹۳۶ م)
- الکامل(۱۹۳۸ م) .[1]
کتاب مذهب شیعه مهمترین اثر دونالدسن است که اخیراً به فارسی ترجمه شده و شامل موضوعاتی چون فرهنگ، تاریخ سیاسی، کتابشناسی، عالمان شیعه، فرقههای انحرافی و مباحث عمده کلامی است. بررسیها نشان میدهد که این کتاب قابل نقدهای فراوانی است. نویسنده با رویکردی سنیمابانه، روایی و اندکی تحلیلی کوشیده است پژوهشی علمی ارائه دهد، اما در این میان داوریهای ناروایی داشته، بهویژه درباره امام دوم و سوم شیعیان بسیار به خطا رفته و کتاب مملو از دادهها و تحلیلهای اشتباه است.
کتاب در ۳۳ فصل تدوین شده است فصل بیست و یکم کتاب وی به «امام منتظر» اختصاص دارد. بررسی اصل مسئله مهدویت در فریقین، مهدویت در شیعه، تولد حضرت، مسئله غیبت امام و مکان آن، رجعت و دجال، از جمله مباحث این فصل به شمار میرود.
دونالدسن در فصل بیست و یکم کتاب خود، ابتدا به بیان اصل مهدویت از منظر اهل سنت پرداخته است. وی کلمه «مهدی(عج) را بهصورت اسم مفعول، به معنای «هدایتشده» میداند؛ زیرا خداوند او را هدایت کرده است و او شایستگی هدایت دیگران را دارد. به باور او، از نگاه قرآنی، «مهدی(عج) به معنای شخص هدایتشده وجود ندارد؛ بلکه معنای اسم فاعلی آن از آیه ۵۴ سوره حج و آیه ۳۱ سوره فرقان به دست میآید و بعدها از این آیات برای تأیید ظهور حضرت مهدی بر پایه احادیث استفاده شده است[2]
دونالدسن معتقد است قرآن هرگز امید به آمدن مهدی منتظر را تأیید نمیکند و تنها احادیث به این موضوع پرداختهاند؛ احادیثی که از ارزش و اعتبار خاصی برخوردار نیستند و برساخته مسلمانان بعدی هستند[3]
سپس وی در ادامه به بیان تفسیر شیعی از مهدویت میپردازد و به شیعیان نسبت میدهد که مسئله مهدویت در قرآن بهصراحت وجود ندارد و از مهدی سخنی در آن نیست و آنان برای جبران این کمبود به احادیث تمسک کردهاند[4] بهعنوان نمونه، آیات مرتبط با قیامت را به قیام امام مهدی تفسیر کردهاند.
دونالدسن با توجه به اینکه با واقعیتی به نام مهدویت در جامعه روبرو است، با نگاه تاریخینگری به بحث مهدویت میپردازد. از این رو برای پیدایش و ترویج آن به دنبال دلایل اجتماعی و تاریخی است. وی گسترش تفکر مهدوی را از زمان پیشرفت بنیامیه(۴۱-۱۳۲ ق) و ناکامی تأسفبار دنیای اسلام در رسیدن به عدالت و مساوات در طول آن دوران میداند و معتقد است در آغاز سال ۶۶ هجری، پس از شهادت امام حسین(ع) همراه با جنگ و آشوبهای داخلی، اصطلاح «مهدی(عج) برای محمد بن حنفیه به کار رفت و پیروان وی او را مهدی نامیدند و در کوه رضوی منتظر او هستند. از آن زمان به بعد، فرهنگ مهدویت شکل گرفت و بر پایه آن احادیثی ساخته شد[5]
یکی از انتقادات همیشگی به مستشرقان، انتخاب روشهای خاص و جانبدارانه آنان در پژوهشهای خود است. طبیعتاً دونالدسن نیز یکی از کسانی است که روش انتخابی وی در کتاب «مذهب شیعه» دارای نقایص فراوان و با مبانی شیعه ناسازگار است.
روش تاریخینگری در برابر روش پدیدارشناسانه
برخی از اسلامشناسان غربی در نگاه به اسلام و تمدن اسلامی، شیوه تاریخینگری را انتخاب نمودهاند و کوشیدهاند تا اسلام را بهعنوان پدیدهای که در زمان و مکان خاص و در برههای از تاریخ رخ داده است، تحلیل کنند. در این شیوه پژوهش، تلقی محقق این است که یک پدیده تحت تأثیر زمینههای خاص یک دوران، عناصر و عوامل پیشین خود به وجود آمده است؛ بهگونهای که بستر تاریخ تعیینکننده هویت یک رخداد تاریخی قلمداد میگردد. در برابر آن، شیوه پدیدارشناسانه به بررسی ماهیت یک پدیده بهصورت شبکهای و فرازمانی و فرامکانی مینگرد؛ بهطوری که در این شیوه پژوهش، بیش از آنکه به عوامل تحقق تاریخی و شرایط ایجاد آن نگریسته شود، به عناصر و مؤلفههای درونی آن نگریسته شده و به آن پدیده نگاهی توصیفی و ارگانیک میشود و کوشش میگردد تا ماهیت آن مورد بررسی قرار گیرد. بدین جهت در این روش تحقیق، اهمیتی که به بیان و تفسیر مکانیسم و ساختار پدیده داده میشود، به ریشههای تاریخی، صدق و کذب آن توجه ندارد و بر خلاف روش تاریخینگری، در این شیوه نه علت و نه دلیل هیچیک مطرح نیست.[6]
دونالدسن همچون دیگر خاورشناسان، دستکم در بحث تفکر مهدویت، با روش تاریخینگری به آموزه مهدویت توجه کرده است. وی همه مسائل را از روزنه یک برهه تاریخی صدر اسلام و جریان کیسانیه میبیند. به جای آنکه به توصیف این مؤلفه دینی از دیدگاه کلامی و آراء موجود در متون دینی با تکیه بر سخن مسلمانان بپردازد، از زاویه تاریخی به آن نظر دارد. از این رو به اهمیت و جایگاه مسئله مهدویت در اسلام توجه نمیکند و توجه ندارد که اعتقاد به مهدویت ریشه در افکار و اعتقادات اسلامی دارد.
مسئله مهدویت، جدای از جریانات تاریخی و مدعیان مهدویت، قابل بررسی است و وجود جریانات انحرافی همچون مدعیان دروغین هیچ لطمهای به اصل مسئله مهدویت و پذیرش اعتقادی آن وارد نمیسازد. حتی با قرائن و شواهد تاریخی که در ادامه خواهد آمد، میتوان اثبات کرد که مسئله مهدویت پیش از جریان کیسانیه وجود داشته است.
انتخاب گزینشی منابع و نگرش سنیمابانه
دونالدسن سعی کرده است در کتاب خود از منابع شیعی استفاده کند. لذا در مباحث روایی و عقیدتی شیعه از کمال الدین شیخ صدوق به طور فراوان استفاده کرده است. همچنین از کتاب الغیبه شیخ طوسی به مقدار محدود، آن هم در بحث نواب اربعه، بهره برده است. آنچه در نقل از کمال الدین صدوق قابل توجه است، انتخاب گزینشی روایات تولد حضرت، مانند مراقبت پرندگان از حضرت و رشد عجیب امام، است که به نوعی با رویکرد اسطورهشناسی و غالیانه مواجه است.[7]
از دیگر کاستیهای پژوهش وی، نگرش سنیمابانه به مسئله مهدویت است؛ زیرا وی در آغاز فصل «امام منتظر»، مسئله مهدی را از منظر اهل سنت بررسی کرده است. همچنین از منابع اهل سنت مانند مسند احمد و صحیح بخاری [8]در بخش شیعی استفاده کرده است.
در یک پژوهش علمی و روشمند، جهت قضاوت منصفانه، ضمن اعتبارسنجی مصدر مورد استفاده، باید تمامی روایات مورد استناد مورد اعتبارسنجی قرار گیرد. انتخاب گزینشی منابع و روایات و همچنین بهرهبردن از سخنان دیگران بدون راستیآزمایی مستقل، از بزرگترین ضعفهای اثر دونالدسن در کتاب «مذهب شیعه» است. بدیهی است به دنبال آن، نتایج بهدستآمده نیز غیرمطلوب و دارای کاستی است و نمیتواند عقیده یک مذهب را اثبات کند
جایگاه قرآن در تبیین معارف مهدویت
دونالدسن با استناد به برخی آیات، معتقد است قرآن توسط روایات بر مسئله ظهور امام مهدی دلالت دارد و مسلمانان بعدها از آیات برای تأیید ظهور حضرت مهدی استفاده نمودهاند. وی به نوعی از منظر فریقین قائل به این نکته است که در قرآن به حضرت مهدی و اسم ایشان اشارهای نشده است[9] در مجموع دیدگاه وی ناظر به این است که از اساس مسئله مهدویت در قرآن جایگاهی ندارد.
در قالب چند نکته به شبهه وی پاسخ داده میشود:
سطوح معارف مهدوی در قرآن
با درنگ در آیات وحی و نیز بررسی احادیث فریقین درباره سطح معارف آیات پیرامون موضوع مهدویت، میتوان معارف مهدوی را به دو دسته کلی تقسیم نمود:
مهدویت در سطح ظواهر(سطح تنزیلی قرآن)
اگر کسی مفهوم عربی کلام خدا و یا در رتبهای عمیقتر، مقدمات تفسیر را بر اساس شیوه محاوره عقلانی بداند، میتواند مراد خداوند را در این سطح دریابد. معارف مهدویت در این سطح اندک است. با تأملی در آیات قرآن، آیه ۵۵ سوره مبارکه نور و آیات ۳۲-۳۳ سوره توبه را میتوان در این سطح دانست. زیرا بر اساس ادله، انحصار تحقق وعده استخلاف[10] و اظهار دین[11] که بر دو پایه درونمتن(آیات) و برونمتن(احادیث و قرائن دیگر) استوار است، به عصر ظهور قابل انطباق است.
مهدویت در سطح بطونی آیات
قرآن کریم از یک سو کتاب هدایت انسانهاست و به زبان آنان سخن گفته، و از سوی دیگر بیانکننده همه معارفی است که در سعادت انسان مؤثر است و چون بیان همه این معارف در قالب الفاظ محدود قرآن میسّر نیست، بخشی مهم از آنها در قالب معانی باطنی بیان شده است. بطن، معنای مبطون و پوشیده از مدلول آیات است که مراد خداوند هست، اما در نظر بدوی از مفهوم بسیط از کلام عربی قرآن و یا در رتبه برتر با فراهم بودن مقدمات تفسیر از سطوح ظاهری آیات قرآن، بر اساس شیوه محاوره عرفی به دست نمیآید[12]
قرآنپژوهان برای اثبات وجود بطون قرآن به ادله قرآنی و روایی تمسک جستهاند که در جای خود مورد بررسی قرار گرفته است.[13]برای نمونه، از این آیه شریفه: «قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُکُمْ غَوْرًا فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِمَاءٍ مَعِینٍ» با توجه به کلام امام کاظم(ع) که میفرماید: «إذا غاب عنکم إمامکم فمن یأتیکم بإمام جدید»، به امام غایب تأویل شده است.[14]
براین اساس، وجود سطوح متفاوت اعم از ظاهری و باطنی در قرآن کریم امری پذیرفته شده است. حداقل بطن به معنای تأویل(به دو معنای تجرید خصوصیات و تعمیم بر موارد مشابه به خاطر وجود ملاک حکم و تحقق عینی آیات خدا) در نصوص روایی شیعه و اهل سنت نقل شده و از نظر هر دو گروه تلقی به قبول شده است[15] البته نگاه باطنگرایی در تفسیر و همچنین شرایط پذیرش روایات تأویلی دارای آسیبهایی است که در محل خود مورد بحث قرار گرفته است[16]
به نظر میرسد دونالدسن با اقتباس از خاورشناسان پیش از خود، معتقد است قرآن در زمینه مهدویت سخنی ندارد. نوع برداشت مسلمانان، خصوصاً آیات تأویلی را که با روایات عجین شده است، برساخته مسلمانان دانسته است.
پاسخ به شبهه عدم تصریح اسم ائمه در قرآن
درباره شبهه قدیمی عدم تصریح اسم ائمه در قرآن، گفتنی است شیوه تبیین معارف قرآن گونههای مختلفی دارد:
گاهی معرفی افراد به نام است، مانند: «وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِدْرِیسَ(ع)[17] و «وَ إِسْماعِیلَ وَ الْیَسَعَ وَ یُونُسَ وَ لُوطاً وَ کُلًّا فَضَّلْنا عَلَى الْعالَمِینَ»[18]
گاهی معرفی با اوصاف است، مانند داستان حضرت سلیمان(ع) که میفرماید: «قالَ الَّذی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتاب»[19]؛ کسی که دانشی از کتاب(آسمانی) داشت، گفت. یا درباره آیه «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ»[20] که بنابر تصریح بسیاری از علمای اهل سنت، درباره امیرالمؤمنین(ع) نازل شده است. سعدالدین تفتازانی آنگاه که دلالت آیه بر امامت امام علی(ع) را مطابق نظریه شیعه تقریر کرده، گفته است: به اتفاق مفسّران، این آیه درباره علی بن ابیطالب(ع) نازل شده است که انگشترش را در حال رکوع به سائل داده است[21] همینگونه است کلام مؤلف و شارح المواقف فی علم الکلام[22] از این دست توصیفات در قرآن بسیار فراوان است.
در ارتباط با مسئله مهدویت نیز با نوع توصیفی روبرو هستیم و آیاتی مانند: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا»[23] و «هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ»[24] توصیفی از مسئله مهدویت است.
قرآنپژوهان فریقین در ذیل آیه ۵۵ سوره نور، تطبیق قوم موعود و جانشینی و خلافت مستضعفان بر روی زمین و حاکمیت صالحان و نیکان در این آیه را به نحو تأویل یا تنزیل بر امام مهدی و یارانشان انکار نکردهاند. برخی از مفسّران شیعه، اعم از افرادی که روش روایی یا روش اجتهادی دارند، همسو با احادیث اهل بیت، درباره این آیه تحقق وعده را به عصر ظهور منحصر میدانند.[25] اهل سنت، قدر متیقن خطاب در این آیه را صحابه میدانند و وقوع این وعده را در دوران خلفا میدانند.[26] اما برخی از آنان قوم موعود را منحصر در عصر خلفا ندانستهاند و به تطبیق دوباره آیه در عصر ظهور تصریح کردهاند.[27]
همچنین در آیه ۳۳ سوره توبه، غلبه نهایی حق بر باطل و شکست جبهه کفر و فساد و نفاق و گسترش و فراگیری دین حق، که اختصاص به عصر ظهور دارد، مد نظر مفسّران قرار گرفته است[28]
بنابراین، گرچه نام حضرت مهدی در قرآن نیست، ولی صفات و خصوصیات حکومت او در قرآن آمده است. اصولاً قرآن در معرفی افراد، مصالح عالی را در نظر میگیرد. گاهی مصالح ایجاب میکند که افراد را با نام معرفی کند و گاهی مصالح ایجاب میکند که تنها به صفات افراد بپردازد[29]
جایگاه حدیث در مباحث مهدویت
یکی دیگر از مسائلی که دونالدسن بر پایه آن در صدد تضعیف اصل مسئله مهدویت است، ساختگی بودن احادیث مهدی است. به نظر میرسد نقل ساختگی بودن روایات، در ابتدا ناشی از روشن نبودن زمینهها و سوابق تألیف آثار حدیثی و سپس متأثر از فرضیهها و آرای برخی محققان غربی درباره شکلگیری حدیث است.
گلدزیهر در مطالعات خود درباره حدیث و گسترش و تدوین آن، به این نظریه رسیده است که تألیف مجموعههای حدیثی(مانند صحیح بخاری) به شیوه علمی یا بر اساس روشهای متداول در تألیف کتب صورت نگرفته است؛ بدین معنا که گردآورندگان آنها آثار خود را نه بر اساس منابع پیشین، بلکه از طریق گردآوری روایات شفاهی و کنار هم قرار دادن روایات همموضوع پدید آوردهاند. او زمان شروع به نگارش کتب حدیث را سالهای پایانی قرن دوم و نیمه نخست قرن سوم تخمین میزند. هر چند او این دیدگاه را درباره حدیث اهل سنت ارائه میکند که نحوه شکلگیری آن با حدیث شیعی تفاوت جدی دارد، اما دیدگاه او تعمیم داده شده و به نظر میرسد برخی مانند دونالدسن همین نظریه را در قالب ساختگی خواندن روایات مهدویت و گسترش آن در قرون بعدی ترویج دادهاند.
درباره این سخنان و مشابه آن، نکات قابل ذکری است:
زمان دقیق روایات و منابع کهن شیعی
دونالدسن به طور دقیق زمان روایات مهدویت را بیان نمیکند و تنها به دویست سال بعد از کیسانیه اشاره دارد که تقریباً به اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم باز میگردد. اما از نظر نباید دور داشت که قسمت عمده منابع شیعی قرن سوم و حتی دوم و اول - معروف به اصول اربعمائه - به دست ما نرسیده است و افرادی مانند کلینی(م ۳۲۹ ق) کتاب خود را به استناد این اصول که در اختیار آنها بوده، تألیف کردهاندهمچنین جوامع معتبر حدیثی شیعه از روی آثار پیشین نگاشته شدهاند. تصریح ابنبابویه در آغاز کتاب «من لا یحضره الفقیه» و نیز تعبیرات شیخ طوسی در ابتدای مشیخه «تهذیب الاحکام» و در پایان «استبصار» همگی گویای این است که احادیث این کتابها از منابع پیشین برگرفته شده است. مرحوم صدوق در این باره میگوید: «... و آنچه در این کتاب ذكر شده تمامى مأخوذ و دريافت شده از اصول مشهورى است كه همه اعتماد بر آنهاست و احكام(مذهب جعفرى) را از آنها بايد گرفت»[30] طوسی در مشیخه مینویسد: «اینک که به توفیق الهی از تألیف این کتاب(تهذیب الاحکام) فراغت یافتم، طرق روایت این اصول و مصنفات را ذکر میکنیم و آن را در نهایت اختصار میآوریم، به این هدف که اخبار از حالت مرسل بودن خارج و به مسندات ملحق شوند»[31]
از این رو نقل احادیث در جوامع شیعی بر اساس اسلوب خاص و نقل از منابع مکتوب پیش از خود بوده است. و از طرف دیگر، موارد فراوانی وجود دارد که راوی میگوید که از امام سؤالی کرده و امام به او گفتهاند «بنویس» و سپس مطلب را بر او املاء کردهاند. این موارد را محققان در پژوهشهای خود یاد کردهاند. گزارش سید بن طاووس در مهج الدعوات درباره اصحاب امام کاظم(ع) که میگوید آنها الواحی در دست داشتند و به محض آنکه درباره یک مسئله فقهی سخن میگفت آن را مینوشتند، در کتابهای حدیث و رجال نقل شده است[32] از همه مهمتر، نوشتههای خود ائمه است که به «نسخه» معروف است. این نسخهها در اختیار اصحاب قرار میگرفت. نسخه علی بن سوید السائی از امام کاظم(ع) [33]، نسخه عبدالله بن ابی اویس از امام صادق(ع)،[34] نسخه احمد بن عبدالله بن احمد بن عامر از امام رضا(ع) [35] نمونهای از آن نسخههاست.
امروزه با آماده شدن برنامههای نرمافزاری کتب حدیث، بهترین زمینه برای منبعیابی کتب حدیثی یا همان تحلیل فهرستی به وجود آمده است. بنابراین، گرایش مستشرقانی مانند دونالدسن که تاریخ اندیشه مهدویت را به دویست سال بعد از جریان مهدویت محمد بن حنفیه میدانند، با وجود اشکالات مبنایی مهمی که دارد و از عدم شناخت ماهیت سند و نقش آن در مدارک تاریخی ناشی میشود، یافتن مصادر مکتوب یک کتاب میتواند تاریخ یک اندیشه را سالها و چه بسا قرنها جلو ببرد و بر اصالت آن اندیشه مهر تأیید بزند. مسئله مهدویت هم که در منابعی مانند الکافی مرحوم کلینی(م ۳۲۹ ق)، الغیبه مرحوم نعمانی(م ۳۶۰ ق)، کمال الدین مرحوم شیخ صدوق(م ۳۸۱ ق) و الغیبه شیخ طوسی(م ۴۶۰ ق) ذکر شده است، با توجه به قرائن و شواهدی قابل دستیابی و تحلیل فهرستی است. پژوهشهای استاد محمدجواد شبیری زنجانی درباره کتاب الغیبه نعمانی و کمال الدین صدوق نمونهای از تحلیل فهرستی است[36]
2 مساله جانشینی ائمه
با بررسی اوضاع سیاسی-فرهنگی شیعه در قرون ابتدایی، مسأله امامت به عنوان یکی از ارکان اسلام به شمار میرود. مشکل اصلی، تثبیت این مسأله در سالیان ابتدایی رشد اسلام بود. اتفاقات پس از رحلت پیامبر اسلام و حضور همهجانبه بنیامیه در صحنه سیاست، باعث گردید مسأله امامت رو به فراموشی سپرده شود. امامان شیعه با توجه به این شرایط در تلاش بودند اصل امامت را زنده نگه دارند و برای رعایت امنیت، در موارد زیادی حتی از معرفی صریح جانشین خود اجتناب میکردند. یاران خاص امامان نیز که از جانشینان ائمه بیاطلاع بودند و یا در صورت اطلاع مجاز به افشای آن نبودند، احادیث شامل مهدویت را در کتابهای خود یا نقل نکردهاند و یا به طور اجمال از کنار آن گذشتهاند. تحریم نام حضرت، اختفاء ولادت امام مهدی در کنار تلاشهای دستگاه بنیعباس، نمونههایی از شرایط دوران حضرات معصومین درباره مسأله مهدویت است[37]بنابراین انتظار وجود حجم گستردهای از روایات در دوران ابتدایی اسلام وجهی ندارد.
جایگاه کلام ابن خلدون در منظومه فکری اهل سنت
یکی دیگر از ادلهای که دونالدسن در جهت خدشه وارد کردن به اصالت مسئله مهدویت بدان استناد جسته، کلام ابن خلدون است. وی با استناد به سخن ابن خلدون – که به انکار مهدویت پرداخته است – اعتقاد دارد که تمام اهل سنت به ظهور مهدی اعتقاد ندارند.[38]
با بررسی مباحث مهدویت در کتب اهل سنت، منکران مهدویت در مقابل پذیرندگان بسیار اندکند و قوت این آموزه به اندازهای است که فقط شمار کمی به انکار آن جرأت یافتهاند که بیشتر آنان نیز در قرون اخیر میزیند. از متقدمین میتوان ابن خلدون را نام برد.[39] به تبع وی، برخی از اندیشمندان دنیای معاصر مانند رشید رضا(م ۱۳۵۴ ق)، احمد امین مصری(م ۱۳۷۳ ق)، محمد فرید وجدی(م ۱۹۵۴ م)، و گروهی از اباضیه عمان مانند احمد الخلیلی و سعید بن مبارک القنوبی، با تضعیف احادیث به انکار مهدویت پرداختهاند.[40]ریشه نقد احادیث نیز به عواملی مانند ارزیابی سندی آنها از روایات یا نوعی نگرش روشنفکری بازمیگردد.
آنچه در این زمینه مهم است، اینکه این گروه به شدت مورد انتقاد اهل سنت قرار گرفتهاند. «إبراز الوهم المكنون من كلام ابن خلدون» تألیف احمد الصدیق الغماری(م ۱۳۸۰ ق) و کتاب «تحدیق النظر فی أخبار الإمام المنتظر» نوشته شیخ محمد عبدالعزیز بن مانع(م ۱۳۸۵ ق) در رد کلام ابن خلدون نگارش یافته است. سید محمد صدیق حسن خان(م ۱۳۰۷ ق) در «الإذاعة لما كان و ما يكون بين يدي الساعة» و محمد بن جعفر الکتّانی(م ۱۳۴۵ ق) در «النظم المتناثر من الحديث المتواتر» از دیگر کسانی هستند که فصلی را بر رد ابن خلدون تدوین کردهاند. کتاب «المهدی و أحمد أمین» به نگارش محمد علی زهیری نجفی و کتاب «مع الدكتور أحمد أمین فی حدیث المهدی و المهدویة» به قلم محمد أمین زینالدین(م ۱۴۱۹ ق)، ردیههایی است بر احمد امین مصری؛ همچنین کتاب «إلی مشیخة الأزهر» تألیف شیخ عبدالله السبیتی العراقی، ردیه دیگری است بر کتاب «المهدیة فی الإسلام» سعد محمد حسن(م ۱۴۰۸ ق) .
کتاب «الرد على من كذب بالأحاديث الصحيحة الواردة في المهدي(عج) اثر عبدالمحسن العباد، یکی از برجستهترین آثار این عرصه است که در مقابل کتاب شیخ عبدالله بن زید آل محمود به دفاع از مسئله مهدویت پرداخته است؛ همچنین کتاب «الاحتجاج بالأثر على من أنكر المهدي المنتظر»، نوشته شیخ حمود بن عبدالله التویجری، از اساتید دانشگاه اسلامی مدینه، ردیه دیگری است بر عبدالله بن زید آل محمود
با این توصیف، منکران در میان اهل سنت چندان جایگاهی ندارند، اما به جهت اهمیتی که ابن خلدون در جامعهشناسی و تاریخ دارد و اثر مهم او در این زمینه – مقدمه ابن خلدون – منشأ اثر بوده، موجب گردیده است تا نظر نادرست او در زمینه مهدویت مورد توجه اسلامشناسان غربی مانند دونالدسن قرار گیرد. آنان در شناخت مسئله مهدویت، به جای رجوع به متون اصلی و منابع اولیه، به این آثار رجوع میکنند؛ در حالی که نباید فراموش نمود که اهمیت اندیشمندی در یک عرصه از علوم، موجب نمیگردد تا سخنان او در دیگر زمینهها جدی و تخصصی تلقی شود. ابن خلدون از جمله کسانی است که در جامعهشناسی جایگاه خاصی دارد، اما این امر دلیل نمیشود تا سخنان او در زمینه مهدویت موثق و دارای اعتبار باشد.
کیسانیه و مسئله مهدویت
آخرین استناد دونالدسن در تضعیف مسئله مهدویت، پیدایش اندیشه مهدویت را با به وجود آمدن ناعدالتیهای حکومت بنیامیه و مسئله شهادت امام حسین(ع) و پس از آن، یعنی در دوران قیام مختار، جستجو میکند. او معتقد است اصطلاح مهدی برای محمد بن حنفیه به کار رفت و پیروان وی او را مهدی نامیدند و در کوه رضوی منتظر او هستند. به زعم وی، پس از او اندیشه مهدویت شکل گرفت.[41]
آنچه در این مختصر قابل بررسی است، بیان چند نکته میباشد:
- همانگونه که پیش از این اشاره شد، دونالدسن به منابع حدیثی قرون ابتدایی و بازتاب این آموزه در مجموعهای از روایات منقول از پیامبر(ص) که صحابه یا تابعین آنان را گزارش دادهاند، توجه نکرده است. منشأ این سوءبرداشت به انتخاب روش تاریخنگری وی بازمیگردد.
- وجود ناعدالتیها و دشمنیهای بنیامیه با اهل بیت پیامبر(ص)، تنها بهعنوان بستر و زمینه پیدایش یک آموزه است، نه علت به وجود آوردن آن. از این رو، گره زدن ناعدالتیهای دوران بنیامیه نمیتواند بهعنوان علت به وجود آمدن اندیشه مهدویت تلقی گردد. خوشبینانهترین راه این است که بگوییم کیسانیه با توجه به تفکر مهدویت، در تشخیص مصداق دچار اشتباه گردیدند، همانگونه که فرقههای دیگر شیعی مانند واقفیه – با صرفنظر از مسائل مالی در سازمان وکالت – در تشخیص مصداق دچار خطا شدند.
- ظهور مهدی یا ادعای مهدویت لزوماً به این معنا نیست که کسی خود یا دیگری را مهدی بنامد؛ بلکه ممکن است در شکلهای دیگری این ادعاها مطرح شود که از جمله آنها نسبت دادن برخی خصایصی است که در مجموعه یک دایره کلی، در تعریف مهدویت جای میگیرد. برای نمونه، اگر برای میتی ادعا شود که او نمرده و زنده است تا تمام دنیا را فتح کند، میتوان آن را نوعی ادعای مهدویت دانست. بر همین اساس باید گفت یکی از قدیمیترین این نوع ادعاها، به واقعه رحلت پیامبر اسلام(ص) مربوط میشود که عمر بن خطاب در مورد پیامبر اسلام این تعبیر را آورده است: «نَظُنُّ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) لَا يَمُوتُ حَتَّى يَفْتَحَ الْأَرْضَ بِوَعْدِ اللَّهِ» گمان من این است که رسول خدا نخواهد مرد تا آنکه بر اساس وعده خداوند تمام زمین را فتح کند[42] و تعابیر دیگری شبیه به آن در منابع دیگر وجود دارد.[43]
این مطلب اگر صحیح باشد، صرفاً نظریات شخصی و محدودی بوده است، اما به نحوی نشاندهنده ریشههای وجود و حضور چنین تفکری در مراحل نخستین تاریخ اسلام است. اما در دوران محمد بن حنفیه، به شکل منسجمتری توسط پیروان وی مطرح گردید.[44] - طرح این تفکر از جانب این گروه، برگرفته از فضای ذهنی آن دوران است، زیرا آنان از انتظارات ناظر به مهدی سوءاستفاده کردند. کما اینکه در دوران بعدی مدعیان دیگری مانند نفس زکیه، عباسیان و اسماعیلیه از این اندیشه بهره بردند.
- اختلافات درونفرقهای کیسانیه مانند کربیان[45]، سرّاجیان[46] و هاشمیه[47] با یکدیگر، پس از وفات محمد بن حنفیه، نشاندهنده سوءاستفاده آنان از این آموزه است. مهمتر از آن، مبارزات ائمه طاهرین(ع) با این فرقه [48]و زوال آنان در انتهای قرن سوم، ساختگی و بیپایه بودن اندیشه آنان را اثبات میکند.
پانویس
- ↑دوایت م دونالدسن، مذهب شیعه(تاریخ اسلام در ایران و عراق)، ج ۱، ص ۵۴-۵۵.
- ↑دوایت م دونالدسن، مذهب شیعه(تاریخ اسلام در ایران و عراق)، ج ۲، ص ۶۵.
- ↑همان، ص ۶۶-۶۷.
- ↑همان: ص ۶۸-۶۹
- ↑همان، ص ۶۷.
- ↑سید رضی موسوی گیلانی، شرق شناسی و مهدویت، ص ۵۰.
- ↑دوایت م دونالدسن، مذهب شیعه(تاریخ اسلام در ایران و عراق)، ج ۲، ص ۶۵ به بعد.
- ↑دوایت م دونالدسن، مذهب شیعه(تاریخ اسلام در ایران و عراق)، ج ۲، ص ۸۰-۸۲.
- ↑دوایت م دونالدسن، مذهب شیعه(تاریخ اسلام در ایران و عراق)، ج ۲، صص ۶۶-۶۷ و ۶۹.
- ↑وعد، ۵۵
- ↑توبه، ۳۳
- ↑فتح الله نجارزادگان، بررسی تطبیقی آیات مهدویت و شخصیت شناسی امام مهدی، ص ۳۵.
- ↑فتح الله نجارزادگان، رهیافتی به مکاتب تفسیری، صص ۲۲۰-۲۵۰.
- ↑سید شرف الدین حسینی استرآبادی، تأويل الآيات الظاهرة، ج ۱، ص ۶۸۳؛ سید هاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القران: ج ۵، ص ۴۴۸.
- ↑فتح الله نجارزادگان، رهیافتی به مکاتب تفسیری، صص ۲۳۶-۲۴۰
- ↑همان، صص ۲۴۱-۲۴۸
- ↑مریم؛ ۵۶.
- ↑انعام؛ ۸۶.
- ↑نمل؛ ۴۰.
- ↑مائده؛ ۵۵
- ↑سعد الدین تفتازانی، شرح المقاصد، ج ۵، ص ۲۷۰.
- ↑میر سید شریف جرجانی، شرح المواقف، ج ۸، ص ۳۶۰
- ↑نور، ۵۵
- ↑توبه، ۳۳
- ↑فضل بن الحسن طبرسی، مجمع البيان فى تفسير القرآن، ج ۷، ص ۲۳۹؛ محمد بن حسن طوسی، التبيان فى تفسير القرآن، ج ۷، ص ۴۵۴؛ ابوالفتوح حسین بن علی رازی، روض الجنان و روح البیان، ج ۴، ص ۵۳.
- ↑فخر الدین رازی، مفاتیح الغیب، ج ۲۴، ص ۴۱۲؛ محمد قرطبی، الجامع الاحکام القران، ج ۱۲، ص ۲۹۹؛ محمود آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القران العظیم، ج ۱۰، ص ۳۰۰-۳۰۲.
- ↑ابنکثیر دمشقی، کتاب التفسیر، ج ۳، ص ۳۰۱؛ دیوبندی، محمود حسن تفسیر کابلی، ج ۴، ص ۳۷۴.
- ↑فتح الله نجارزادگان، بررسی تطبیقی آیات مهدویت و شخصیت شناسی امام مهدی، صص ۱۱۷-۱۳۶.
- ↑رک: رحیم کارگر، مهدویت پیش از ظهور، ص ۵۳.
- ↑محمد بن علی بن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۳
- ↑محمد بن حسن طوسی، تهذيب الأحكام، ج ۱، ص ۵
- ↑علی بن موسی ابن طاووس، مهج الدعوات و منهج العبادات، ص ۲۲۰.
- ↑احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشي، ص ۲۷۶.
- ↑احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشي، ص ۲۲۴.
- ↑همان ، ص ۲۲۹.
- ↑رک: شبیری زنجانی، محمد جواد، الکات النعمانی و کتابه الغیبه، علوم حدیث، پژوهشگاه قران و حدیث، تهران، دانشکده علوم حدیث .شماره سوم.
- ↑محسن الویری، نقد نظریه ای در پیدایش شیعه اثنی عشری، ص ۶۸
- ↑دوایت م دونالدسن، مذهب شیعه(تاریخ اسلام در ایران و عراق)، ج ۲، ص ۶۷
- ↑عبدالرحمن بن خلدون، مقدمه ابن خلدون، ج ۱، ص ۶۰۷-۶۳۹.
- ↑محمد معینیفر ومحسن جوادیفر، اندیشه مهدویت از منظر اباضیه، ص ۲۵۱.
- ↑دوایت م دونالدسن، مذهب شیعه(تاریخ اسلام در ایران و عراق)، ج ۲، ص ۶۷.
- ↑مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج ۵، ص ۶۳.
- ↑رک: احمد بن یحیی بلاذری، ۱۹۹۶: ج ۱، ص ۵۶۶؛ محمد بن سعد، الطبقات الكبرى ج ۲، ص ۲۰۶.
- ↑روح الله بهرامی، کیسانیه، جریان های فکری و تکاپوی سیاسی ص ۲۱۷.
- ↑ابن کرب ضریر ازچهره های کیسانی است و پیروان او به کربیه معروف گردیدند. ابن کرب از اعضای اصلی جریان کیسانیه است که پس از مرگ محمد بن حنفیه با انکار مرگ وی او را مهدی دانستند. وی و طرفدان وی معتقدبه حیات و مهدویت محمد بن حنفیه بوده اند.
- ↑حیان سراج از شخصیت های معروف کیسانی بوده است . اصحاب او به سراجیه و حیانیه اشتهار یافته اند. وی در دوران امام صادق می زیسته و معتقد به حیات ومهدویت محمد بن حنفیه بوده است
- ↑جریان هاشمیه پس از مرگ محمد ابن حنفیه به امامت ابوهاشم فرزند وی اعتقاد پیدا کرد.
- ↑روح الله بهرامی، کیسانیه، جریان های فکری و تکاپوی سیاسی ص ۲۳۳.
منابع
- الویری، محسن، نقد نظریهای در پیدایش شیعه اثنی عشری، فصلنامه دین و ارتباطات، فصلنامه پژوهشی دانشگاه امام صادق، تهران، دانشگاه امام صادق. 1374.
- مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، بور سعید، مکتبه الثقافیه الدینیه. بی تا.
- محمد بن سعد بن منيع الهاشمي البصري، الطبقات الكبرى تحقيق محمد عبد القادر عطا، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول 1410.
- ابن بابويه، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه، محقق غفارى، على اكبر، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم 1413
- ابن طاووس، على بن موسى، مهج الدعوات و منهج العبادات، محقق كرمانى، ابوطالب و محرر، محمد حسن قم، دار الذخائر 1411.
- ابنخلدون، عبد الرحمن، مقدمه ابن خلدون؛ ترجمه محمد پروين گنابادي، تهران، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ پنجم . 1366.
- امین مصری، احمد، ضحی الاسلام، بيروت، انتشارات دارالكتاب العربي، چاپ دهم. بی تا.
- آل محمود، عبدالله بن زید، مجموعه رسائل الشیخ عبدالله بن زید آل محمود، ریاض، مکتبه العبیکان . 1423.
- آلوسی، محمود، روح المعانی فی تفسیر القران العظیم، تحقیق محمد حسین العرب، بیروت، دارالفکر، 1417 ق.
- بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القران، تهران، بنیاد بعثت. 1416.
- بخاری الجعفی، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری تحقیق د. مصطفى دیب البغا، بیروت، دار ابن کثیر الیمامه. 1407.
- بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تصحیح سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر. 1996.
- بهرامی، روح الله، کیسانیه، جریان های فکری و تکاپوی سیاسی، تهران، پژوهشکده تاریخ اسلام. 1394 ش
- تفتازانی، سعد الدین، شرح المقاصد، منشورات رضی، قم. 1409 ق.
- جرجانی، میر سید شریف، شرح المواقف، منشورات شریف رضی.قم 1412 ق.
- حسينى استرآبادى سيد شرف الدين على، تأويل الآيات الظاهرة، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعهى مدرسين حوزه علميه قم. 1409.
- دوایت م دونالدسن، ترجمه احمد وند، عباس و قزوینی نظم آبادی، محمد، مذهب شیعه(تاریخ اسلام در ایران و عراق)، قم پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، بوستان کتاب. 1395.
- دیوبندی، محمود حسن، تفسیر کابلی، تهران، نشر احسان. 1385.
- رازی، ابوالفتوح حسین بن علی، روض الجنان و روح البیان، قم، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی. 1404 ق.
- رازی، فخر الدین، مفاتیح الغیب، قم، مرکز نشر مکتب الاعلام الاسلامی. 1411.
- رشيد رضا، محمد، تفسير المنار، انتشارات دارالمعرفه، بيروت. بی تا.
- شبیری زنجانی، محمد جواد، الکات النعمانی و کتابه الغیبه، علوم حدیث، پژوهشگاه قران و حدیث، تهران، دانشکده علوم حدیث .شماره سوم، 1419.
- سجستانی، أبو داود سليمان بن الأشعث، سنن ابی داودمحقق: محمد محی الدین عبدالحمید، بیروت، المكتبة العصرية، صيدا – بيروت. بی تا.
- طوسى، محمد بن الحسن، تهذيب الأحكام، محقق، خرسان، حسن الموسوى دار الكتب الإسلاميه، تهران. 1407.
- العباد، عبدالمحسن بن حمد، عقده اهل السنه و الاثر فی المهدی المنتظر، ترجمه سید هادی خسرو شاهی.بوستان کتاب، قم. 1386.
- عَداب محمود الحَمش، المهدی المنتظر فی روایات اهل السنة و الشیعة الامامیه – دراسة حدیثیة نقدیه، چاپ اول، دارالفتح للنشر و التوزیع، اردن –عمان. 1421.
- فرید حجاب، محمد، المهدی المنتظر بین العقیدة الدینیه و المضمون السیاسی، نشر موسسي الوطنیه للکتاب، الجزایر. 1404
- قرطبی، محمد، الجامع الاحکام القران، دارالکتاب العربی، قاهره . 1387 ق.
- قشیری النیسابوری، مسلم بن الحجاج، صحیح مسلم تحقیق محمد فواد عبد الباقی دار احیاء التراث العربی – بیروت بی تا
- کارگر، رحیم، مهدویت پیش از ظهور، دفتر نشر معارف، قم. 1388 ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران. 1407.
- كشى، محمد بن عمر، رجال الكشي- إختيار معرفة الرجال، محقق طوسى، محمد بن الحسن ومصطفوى، حسن، مشهد، مؤسسه نشر دانشگاه مشهد 1409
- متقی هندی، علاء الدین علی بن حسام الدین، کنز العمال محقق بکری حیانی - صفوه السقا، موسسه الرساله، بیروت 1401
- معینی فر، محمد؛ جوادی صدری، محسن، اندیشه مهدویت از منظر اباضیه، مشرق موعود شماره 45، موسسه آینده روشن، قم 1397 ش.
- موسوی گیلانی، سید رضی، شرق شناسی و مهدویت، قم، انتشارت بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود. 1391.
- نجار زادگان، فتح الله، رهیافتی به مکاتب تفسیری، انتشارات دانشکده اصول الدین، قم. 1387.
- نجار زادگان، فتح الله، بررسی تطبیقی آیات مهدویت و شخصیت شناسی امام مهدی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم 1390.


