ابقع
ابقع، از دانشنامه جامع مجازی ویکی مهدویت
ابقع در لغت به معنای «دو رنگ» یا «رنگارنگ» است و در روایات فریقین به عنوان یکی از نشانههای پیش از ظهور مطرح شده است. بر اساس روایات، ابقع با سپاهی قدرتمند در مصر یا شام ظاهر میشود، اما سرانجام توسط سفیانی شکست میخورد. اگرچه گزارشهای مربوط به ابقع در منابع اهل سنت(مانند کتاب الفتن ابن حماد) و شیعه(مانند الغیبة نعمانی و طوسی) آمده، اما بررسیهای سندی نشان میدهد برخی از این روایات از منابع اهل سنت به منابع شیعی راه یافتهاند.
منبع شناسی روایات ابقع
درباره واژه «ابقع» در منابع فریقین، روایات فراوانی ذکر شده است. کتاب «الفتن» اثر نعیم بن حماد مروزی(متوفای ۲۲۸ ق) از قدیمیترین منابع اهل سنت، بیشترین روایات مرتبط با این موضوع را در خود جای داده است[1]. این روایات سپس در مهمترین منابع حدیثی شیعه، همچون «الغيبة» اثر محمد بن ابراهيم نعمانی(متوفای ۳۶۰ ق)، [2]«الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد»[3] اثر شیخ مفید(متوفای ۴۱۳ ق) و «الغيبة»[4] اثر شیخ طوسی(متوفای ۴۶۰ ق) نقل و تبیین گردیده است .
ابقع در لغت
الأبقع و البقعة به معنای «اختلاف رنگ» است؛ به رنگ یا چیزی گفته میشود که بخشهای آن با یکدیگر متفاوت باشد. برای مثال، به کلاغ سیاهی که در سینهاش سفیدی وجود دارد «أَبْقَع» گفته میشود و به سگی که چنین رنگی دارد نیز «أَبْقَع» میگویند.[5]
در حدیثی آمده است: «به زودی بر شما «بُقعانِ» اهل شام مسلط خواهند شد» منظور از «بُقعان»، خدمتکاران و بردگان اهل شام هستند که به دلیل تفاوت رنگ پوستشان(سفید، سرخ یا سیاه) به چیز «أبقع»(دو رنگ یا ابلق) تشبیه شدهاند و مراد از آنان، رومیان و سودانیان است. [6]
در روایات مهدوی، در برخی موارد عبارت «الابقع» و در موارد دیگر «رایه الابقع»(پرچم ابقع) به کار رفته است. بر اساس روایات دسته اول، احتمالاً مقصود، مردانی هستند که دارای پوست یا نژادی رنگارنگ و مختلط هستند و بر اساس احتمال دوم، منظور پرچمهایی است که دارای رنگهای مختلف(مانند سیاه و سفید) هستند.
گزارش های اهل سنت
بخش عمدهای از گزارشهای مربوط به ابقع در کتاب «الفتن» ابن حماد گردآوری شده که از اعتبار سندی چندان بالایی برخوردار نیست. مجموعه روایات وی که به دوازده گزارش میرسد، این رویدادها را چنین توصیف میکند: «ابقع با سپاهی تنومند در مصر ظاهر میشود. سپاه سفیانی به مقابله با او شتافته، او را شکست میدهد و مصر را تصرف میکند. در برخی گزارشهای ابن حماد آمده است: « ابقع در مصر ظاهر شده و مردم را میکشد. سپس مردی زشت سیما علیه او قیام میکند و جنگ بزرگی درمیگیرد. آنگاه سفیانی ظاهر شده و بر هر دو پیروز میشود»
در مجموعه روایات دیگر نیز آمده که سه پرچم در شام برافراشته میشود که یکی از آنها پرچم ابقع است. در این زمینه از ابن حماد نقل شده: «هنگامی که میان مردم اختلاف افتد، سه پرچم در شام برافراشته میشود: پرچم ابقع، پرچم اصهب و پرچم سفیانی. سپاه سفیانی بر همه پیروز میشود» [7]
از مطالعه این روایات چنین برداشت میشود که سپاه ابقع در پی برپایی حکومت است.
گزارش های شیعه
در منابع معتبر شیعی همچون «الغیبة» نعمانی، «تفسیر عیاشی»، «الغیبة» شیخ طوسی و «الارشاد» شیخ مفید، روایتی مشترک با مضمونی نزدیک به هم نقل شده است. در این روایت، ابو جعفر، محمّد بن علىّ الباقر(ع) خطاب به جابر میفرمایند: «ای جابر! زمینگیر باش و دست و پا نزن تا زمانی که نشانههایی را که برایت میگویم ببینی؛ آنگاه [عمل کن] اگر به آنها برسی.
ولى از من بكسانى كه پس از من خواهند آمد بازگو كن و آواز دهندهاى كه از آسمان آواز خواهد داد و از سوى دمشق آوازه فتح و پيروزى بشما خواهد رسيد و يكى از آباديهاى شام بنام جابيه فرو خواهد رفت و بخشى از مسجد دمشق كه در سمت راست واقع شده سقوط كند و گروهى خارج از دين كه از ناحيه ترك باشند خروج كنند و بدنبالش در روم اغتشاش شود و برادران ترك روى آورند تا آنكه بجزيره فرود آيند و گروه خارج از دين رو ميان روى آورند تا آنكه برمله فرود آيند.
در آن سال اى جابر در هر ناحيه از مغرب اختلاف فراوانى روى خواهد داد پس نخستين سرزمينى كه ويران شود سرزمين شام باشد اين هنگام اختلافشان به سه پرچم انجامد: پرچم اصهب و پرچم ابقع و پرچم سفيانى پس سفيانى با ابقع برخورد كند و بجنگد و سفيانى او و پيروانش را بكشد و سپس اصهب را بكشد سپس همّتى بجز آنكه رو بسوى عراق كند نخواهد داشت و سپاهيانش بقرقيسياء گذر كنند و در آنجا بجنگند و يك صد هزار از ستمگران در آن جنگ كشته شوند و سفيانى سپاهى به كوفه روانه كند كه هفتاد هزار بشمار آيند و اهل كوفه را بكشند و بدار آويزند و اسير كنند.[8]
در گزارشی دیگر که شیخ در الغیبه نقل کرده است:
دولت اهل بيت پيامبر شما در آخر الزمان خواهد بود، ظهور آن دولت علاماتى هم دارد، پس وقتى كه علامات را ديديد، سر جايتان بنشيند و دست نگه داريد تا اينكه علامتهاى ظهور بيايد. پس زمانى كه اهل روم [اروپا] و تركها، غبار فتنه را عليه شما بلند كردند، و لشكرهاى دشمن آماده و تجهيز شد و خليفه شما كه اموالى را جمعآورى مىكرد از دنيا رفت و رهبرى درستكار به جاى او بنشيند، پس بعد از چند سالى مردم از بيعتش درمىآيند و زوال و نابودى حكومت [يعنى بنى عباس] از همان سمتى مىرسد كه شروع شده بود. اهل روم و تركها باهم مخالفت مىكنند و جنگ در روى زمين بسيار زياد مىشود.
[در همين زمان] منادى در قلعه دمشق ندا مىدهد: واى بر اهل زمين از شرّى كه نزديك شده است و قسمت غربى مسجد [اموى] به زمين فرو مىرود، بهطورى كه ديوارش يكباره خراب و ويران مىشود. در شام سه نفر قيام مىكنند كه همگى خواهان
سلطنت و حكومت هستند: يكى از آنها ابلق و ديگرى سرخمو و سرخرنگ و سومين نفر از اهل بيت ابى سفيان است و در منطقه كلب خروج كرده، و مردم را در دمشق جمع مىكند. اهل مغرب به سمت مصر خروج مىكنند.
همينكه آنها وارد مصر مىشوند، ورودشان علامت و نشانه خروج و سلطنت سفيانى است. قبل از سفيانى كسى قيام مىكند كه مردم را به ولايت آل محمّد(علیهم السلام) دعوت مىكند. تركها در حيره و سپاه روم هم در فلسطين مستقر مىشوند و در همان زمان عبد اللّه سبقت گرفته و دو سپاه در قرقيسيا و در كنار نهر باهم برخورد مىكنند و جنگ سختى درمىگيرد، و صاحب لشكر مغرب همهجا سير مىكند [شهرها را تصرف مىكند] و مردها را كشته و زنها را به اسارت مىگيرند و بعد از آن به قيس بازمىگردد. محمّد بن سفيانى هم در شهر جزيره مستقر مىشود و يمانى مىآيد و كشته مىشود و آنچه كه او و سپاهش از اموال جمعآورى كرده بودند را سفيانى به غنيمت مىگيرد.
بعد از آن به كوفه رفته و دوستان آل محمّد(علیهم السلام) را به قتل مىرساند و مرد بزرگ و نامدارى از آنها را هم مىكشد. آنگاه مهدی(عج) قيام مىكند و فرمانده و سپهسالار او شعيب بن صالح است.[9]
تحلیل سند شناسی
روایات این حماد به دلیل عدم اعتبار شخص مولف و رویکرد او در گزینش روایات همواره مورد بحث بوده است . از دوازده روایت که برخی از آنها با در چند باب نقل شده اند میتوان دو دسته کلی را تمایز داد:
روایات منقول از ائمه معصوم(ع): مانند روایاتی که از حضرت علی[10](ع) و امام باقر[11](ع) نقل شده است.
روایات منقول از صحابه: مانند روایاتی که از أرطاة[12]، محمد بن الحنفیه[13] و عمار بن یاسر روایت شده است.
نکته قابل تأمل آن است که مضامین مشابهی از برخی از این راویان، بهویژه امام باقر(ع) و عمار بن یاسر، در منابع حدیثی شیعه نیز گزارش شده است.
اما روایت موجود در «الغیبة» شیخ طوسی، از این جهت متفاوت است که برخی راویان سند آن از اهل سنت هستند و اساساً این روایت به امام معصوم(ع) منتهی نمیشود، بلکه نقل یک صحابی پیامبر خدا(ص) - عمار یاسر - است. [14]
توجه به روایات، میتوان دریافت که قیام سفیانی بدون رقیب و معارض نخواهد بود و او با گروههای مختلفی از جمله ابقع درگیر خواهد شد.
تحلیل محتوایی روایات
در روایات فریقین بهطور اجمالی مشخص میشود که پرچم ابقع و سفیانی در منطقه مصر یا شام با یکدیگر درگیر خواهند شد و در نهایت، پیروزی از آن سپاه سفیانی است. با این حال، در روایات اهل سنت، در تقاطع این سه جریان، سخنی از ظهور یا قیام امام مهدی(عج) به میان نیامده است؛ اما در روایات شیعی، ظهور و قیام امام مهدی(عج) پس از لشکرکشی سفیانی رخ خواهد داد. بر پایه برخی گزارشها، امام(عج) در آستانه قیام، در مدینه یا مکه به سر میبرد.
پانویس
- ↑ابن حماد، الفتن، ص 147، ص 148، ص 195، ص 196، ص 196، ص 198، ص 198، ص 198، ص 199، ص 200، ص 209، ص 209.
- ↑نعمانی، الغیبه، ص 280، ص 281.
- ↑مفید، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ص 372، ص 373.
- ↑طوسی، الغیبه، ص 442، ص 463.
- ↑فراهیدی، العین، ج 1، ص 184، این منظور، لسان العرب، ج 8، ص: 18
- ↑فراهیدی، العین، ج 1، ص 184.
- ↑ابن حماد، الفتن، ص 147، ص 148، ص 195، ص 196، ص 196، ص 198، ص 198، ص 198، ص 199، ص 200، ص 209، ص 209.
- ↑نعمانی، الغیبه، ص 280، ص 281.؛ عیاشی، تفسير العياشي، ج 1، ص: 64 مفید، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ ج 2؛ ص 372، طوسی، الغیبه، 442.
- ↑طوسی، الغیبه، ص 463.
- ↑ابن حماد، الفتن، ص 198
- ↑ابن حماد، الفتن، ص 198
- ↑ابن حماد، الفتن، ص 195
- ↑ابن حماد، الفتن، ص 196
- ↑عَنْ نَصْرِ بْنِ اللَّيْثِ الْمَرْوَزِيِّ عَنِ ابْنِ طَلْحَةَ لَلْجَحْدَرِيِ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ لَهِيعَةَ عَنْ أَبِي زُرْعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ أَنَّهُ قَالَ...(الغيبة للطوسي؛ النص؛ ص 463)
منابع
- نعیم ابن حماد، الفتن مصحح: شورى، مجدى بن منصور، دوم، دار الكتب العلمية، بیروت، 1423.
- نعمانی، محمد بن ابراهيم، الغيبة، محقق: غفارى، علىاكبر، تهران، مكتبة الصدق، 1397.
- مفید، محمد بن محمد، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ محقق: مؤسسة آل البيت(علیهم السلام)، چ 1، قم: كنگره شيخ مفيد، 1413 ق.
- طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، تصحیح عبادالله تهرانی وعلی احمد ناصح، قم، دارالمعارف الاسلامیه، 1411 ق.
- فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، نشر هجرت، قم، 1405 ق
- ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، مصحح: مير دامادى، جمال الدين، بیروت: دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع- دار صادر، 1414 ق


