حسین بن سعید بن حماد(اهوازی)
حسین بن سعید بن حماد(اهوازی)، از دانشنامه جامع مجازی ویکی مهدویت
حسین بن سعید اهوازی، از دانشمندان مورد اعتماد شیعه است که از امام رضا، امام جواد و امام هادی(علیهم السلام) روایت نقل کرده است. دوران رشد علمی را در کوفه سپری و پس از بازگشت به اهواز، در اواخر عمر به قم رفت و در منزل حسن بن ابان اقامت گزید. وی صاحب سی کتاب در موضوعات فقه، تفسیر، کلام، اخلاق و مهدویت است. روایات مهدوی خود را از راویان موثقی چون فضاله بن ایوب، ابن ابی عمیر، صفوان بن یحیی و حماد بن عیسی نقل کرده است. این میراث توسط حسین بن حسن بن ابان و احمد بن محمد بن عیسی به طبقات بعدی منتقل شد و در نهایت توسط کلینی، صدوق و مشایخ ایشان تدوین و تثبیت گردید.
زیست نامه
حسین بن سعید اهوازی، از چهرههای برجسته حدیثی و فقهی شیعه در سده سوم هجری، دوران رشد و نموّ علمی و فرهنگی خویش را در کوفه سپری نمود؛[1] پس از طی سالها اقامت و تحصیل در کوفه، حسین بن سعید به همراه برادرش حسن، به اهواز بازگشت و مدتی در آن دیار ساکن شد. اما سرانجام، در اواخر عمر خویش، رهسپار شهر قم گردید؛ شهری که در آن عصر، بهتدریج به یکی از کانونهای اصلی تشیّع و حدیث تبدیل شده بود و محدّثان و فقیهان بزرگی را در خود جای داده بود. وی در قم، در منزل حسن بن ابان(از راویان و شخصیتهای علمی آن سامان) اقامت گزید و تا پایان عمر در این شهر ماندگار شد.[1]
آثار
حسین بن سعید، افزون بر جایگاه رفیعش در عرصه نقل حدیث، صاحب تألیفات و تصنیفات ارزشمندی است که تعداد آنها را سی کتاب برشمردهاند. این آثار که حوزههای گوناگونی از فقه، اخلاق، تفسیر، کلام، دعا، مناقب و ملاحم را دربرمیگیرد، کتابهای وی بدین قرار است: کتاب وضو، کتاب نماز، کتاب زکات، کتاب روزه، کتاب حج، کتاب نکاح و طلاق، کتاب وصایا، کتاب فرائض، کتاب تجارات، کتاب اجارات، کتاب شهادات، کتاب ایمان و نذرها و کفارات، کتاب حدود و دیات، کتاب بشارات، کتاب زهد، کتاب اشربه(نوشیدنیها)، کتاب مکاسب، کتاب تقیه، کتاب خمس، کتاب مروت و تجمل، کتاب صید و ذبائح(شکار و قربانیها)، کتاب مناقب، کتاب مثالب، کتاب تفسیر، کتاب مؤمن، کتاب ملاحم، کتاب مزار، کتاب دعا و کتاب رد بر غالیان، کتاب عتق و تدبیر. [2]
شرح حال رجالی
حسین بن سعید اهوازی، از راویان برجسته و مورد اعتماد امامیه، از سه امام معصوم؛ یعنی امام رضا، امام جواد و امام هادی(علیهم السلام)، حدیث نقل کرده است[3]. این افتخار صحبت و روایت از سه پیشوای شیعه، نشان از جایگاه والا و زمانهپُربارِ او دارد که در دوره انتقال از عصر حضور تا آستانه غیبت صغری میزیسته و حلقه اتصالی میان نسل نخستین راویان و محدّثان بعدی محسوب میشود.
شیخالطائفه، ابوجعفر محمد بن حسن طوسی(متوفای ۴۶۰ قمری)، که از بزرگترین عالمان رجالشناس و فقیهان شیعه بهشمار میرود، در دو اثر بنیادین خود، یعنی «رجال الطوسی» و «فهرست»، بهصراحت از حسین بن سعید یاد کرده و وی را «ثقه»(مورد اعتماد و راستگفتار) دانسته است. [4]
اخذ میراث مهدوی
حسین بن سعید اهوازی، بخش مهمّی از روایات مهدوی خود را از طریقِ جمعی از راویان برجسته و موردِ اعتماد امامیه دریافت و نقل کرده است. این راویان که هر یک از چهرههای شاخص حدیثی سدههای دوم و سوم هجری بهشمار میروند، عبارتند از: فضاله بن ایوب،[5] علی بن ابی حمزه،[6] ابن ابی عمیر،[7] صفوان بن یحیی،[8] حمادبن عیسی،[9] نضربن سوید،[10] نقل کرده است. تمامی این راویان توثیق شده اند[11] و تنها علی بن ابی حمزه علاوه بر آنکه از مشایخ مشهور وی نیست او را ضعیف دانسته اند.[12]
انتقال میراث
در میان راویان و محدثان امامیه، حسین بن حسن بن ابان و احمد بن محمد بن عیسی هر یک سهمی ویژه در انتقال روایات مهدوی داشتهاند؛ حسین بن حسن بن ابان عهده دار نقل نشانه های ظهور بوده و احمد بن محمد بن عیسی به مواردی مانند نهی از قیام، یاران حضرت و علل غیبت پرداخته است. این میراث در طبقات بعدی توسط محمد بن یحیی، احمد بن ادریس و در طبقه سوم محمد بن یعقوب کلینی[13] و محمد بن حسن بن ولید[14] رواج یافته است.
موضوعات مهدوی حسین بن سعید اهوازی
مهدی(عج) از نسل امام حسین(ع)
أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ الْأَهْوَازِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ أَبِي هَارُونَ الْعَبْدِيِّ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ فِي حَدِيثٍ لَهُ طَوِيلٍ اخْتَصَرْنَاهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِفَاطِمَةَ ع يَا بُنَيَّةِ إِنَّا أُعْطِينَا أَهْلَ الْبَيْتِ سَبْعاً لَمْ يُعْطَهَا أَحَدٌ قَبْلَنَا نَبِيُّنَا خَيْرُ الْأَنْبِيَاءِ وَ هُوَ أَبُوكِ وَ وَصِيُّنَا خَيْرُ الْأَوْصِيَاءِ وَ هُوَ بَعْلُكِ وَ شَهِيدُنَا خَيْرُ الشُّهَدَاءِ وَ هُوَ عَمُّ أَبِيكَ حَمْزَةُ وَ مِنَّا مَنْ لَهُ جَنَاحَانِ خَضِيبَانِ يَطِيرُ بِهِمَا فِي الْجَنَّةِ وَ هُوَ ابْنُ عَمِّكَ جَعْفَرٌ وَ مِنَّا سِبْطَا هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ هُمَا ابْنَاكَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ مِنَّا وَ اللَّهِ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ مَهْدِيُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ الَّذِي يُصَلِّي خَلْفَهُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ ثُمَّ ضَرَبَ بِيَدِهِ عَلَى مَنْكِبِ الْحُسَيْنِ ع فَقَالَ، مِنْ هَذَا ثَلَاثاً[15]. رسول خدا(ص) خطاب به فاطمه عليها السّلام فرمودند: دخترم! به ما اهل بيت هفت چيز داده شده است كه به هيچكس پيش از ما داده نشده است؛ پيامبر ما بهترين پيامبران است كه پدر توست، و وصى ما بهترين اوصيا است كه شوهر توست، و شهيد ما بهترين شهدا است كه عموى پدر تو حمزه [سيّد الشهدا] است، و كسى كه دو بال دارد و در بهشت با آنها به پرواز درمىآيد از ماست كه پسرعمويت جعفر است، و دو سبط اين امّت از ما هستند كه دو پسر تو حسن و حسين هستند و قسم به خداوندى كه غير از او خدايى نيست، مهدى اين امّت كه عيسى بن مريم پشت سرش نماز مىگزارد از ماست. آنگاه رسول خدا(ص) با دست مباركشان به شانه حسين(ع) زده و سه مرتبه فرمودند: [مهدى] از نسل اين است.
فلسفه غیبت
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ يَقُومُ الْقَائِمُ وَ لَيْسَ لِأَحَدٍ فِي عُنُقِهِ عَهْدٌ وَ لَا عَقْدٌ وَ لَا بَيْعَةٌ[16] امام صادق(ع) فرمود: قائم ما قيام ميكند و در گردن او براى هيچ كس پيمان و قرار داد و بيعتى نيست.
ارزش منتظران
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص طُوبَى لِمَنْ أَدْرَكَ قَائِمَ أَهْلِ بَيْتِي وَ هُوَ يَأْتَمُّ بِهِ فِي غَيْبَتِهِ قَبْلَ قِيَامِهِ وَ يَتَوَلَّى أَوْلِيَاءَهُ وَ يُعَادِي أَعْدَاءَهُ ذَلِكَ مِنْ رُفَقَائِي وَ ذَوِي مَوَدَّتِي وَ أَكْرَمُ أُمَّتِي عَلَيَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ[17].امام باقر(ع) از رسول خدا(ص) روايت كند كه فرمود: خوشا بر احوال كسى كه قائم اهل بيت مرا ادراك كرده و در غيبت و پيش از قيامش پيرو او باشد، دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد، چنين كسى در روز قيامت از رفقا و دوستان من و گرامىترين امّت من خواهد بود.
یاران حضرت
وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع كَمْ يَخْرُجُ مَعَ الْقَائِمِ ع فَإِنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّهُ يَخْرُجُ مَعَهُ مِثْلُ عِدَّةِ أَهْلِ بَدْرٍ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا قَالَ وَ مَا يَخْرُجُ إِلَّا فِي أُولِي قُوَّةٍ وَ مَا تَكُونُ أُولُو الْقُوَّةِ أَقَلَّ مِنْ عَشَرَةِ آلَافٍ.[18] ابو بصير گويد: شخصى از اهل كوفه از امام صادق(ع) پرسيد: به همراه قائم(ع) چند نفر خروج مىكنند كه مىگويند او به همراه سيصد و سيزده تن كه شمار اصحاب جنگ بدر است خروج مىكند. فرمود: او به همراه اصحابى نيرومند خروج مىكند و آن كمتر از ده هزار تن نيست.
حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي هَرَاسَةَ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ شِمْرٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: كَأَنِّي بِأَصْحَابِ الْقَائِمِ ع وَ قَدْ أَحَاطُوا بِمَا بَيْنَ الْخَافِقَيْنِ فَلَيْسَ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا وَ هُوَ مُطِيعٌ لَهُمْ حَتَّى سِبَاعُ الْأَرْضِ وَ سِبَاعُ الطَّيْرِ يَطْلُبُ رِضَاهُمْ فِي كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى تَفْخَرُ الْأَرْضُ عَلَى الْأَرْضِ وَ تَقُولُ مَرَّ بِيَ الْيَوْمَ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ ع.[19]
جابر بن يزيد از امام باقر(ع) روايت كند كه فرمود: گويا اصحاب قائم(ع) را مىبينم كه به مشرق تا مغرب احاطه پيدا كردهاند و هر چيزى حتّى درندگان و پرندگان وحشى مطيع آنها باشند و خشنودى آنها را طلب كنند تا به غايتى كه زمينى بر زمينى ديگر ببالد و بگويد: امروز يكى از ياران قائم(ع) بر من گذشت.
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرٍ الْحَضْرَمِيِّ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ قُمْتُ مِنْ عِنْدِ أَبِي جَعْفَرٍ ع فَاعْتَمَدْتُ عَلَى يَدِي فَبَكَيْتُ فَقَالَ مَا لَكَ فَقُلْتُ كُنْتُ أَرْجُو أَنْ أُدْرِكَ هَذَا الْأَمْرَ وَ بِيَ قُوَّةٌ فَقَالَ أَ مَا تَرْضَوْنَ أَنَّ عَدُوَّكُمْ يَقْتُلُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ أَنْتُمْ آمِنُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّهُ لَوْ قَدْ كَانَ ذَلِكَ أُعْطِيَ الرَّجُلُ مِنْكُمْ قُوَّةَ أَرْبَعِينَ رَجُلًا وَ جُعِلَتْ قُلُوبُكُمْ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ لَوْ قُذِفَ بِهَا الْجِبَالَ لَقَلَعَتْهَا وَ كُنْتُمْ قِوَامَ الْأَرْضِ وَ خُزَّانَهَا [20]
عبد الملك بن اعين گويد: در نزد امام باقر(ع) از جا برخاستم و(از پيرى) تكيه بر دستم زده گريستم، حضرت فرمود: تو را چه شده؟ عرض كردم: من اميد آن داشتم كه تا نيروئى در تن دارم حكومت حقه شما و پيروزيتان را درك كنم؟ فرمود: آيا خوشنود نيستيد كه دشمنان شما همديگر را بكشند، و شما آسوده در خانههاى خود باشيد، براستى اگر اين جريان بشود، (و هنگام ظهور و پيروزى ما گردد) بر مردى از شما نيروى چهل مرد داده شود و دلهاى شما چون پارههاى آهن گردد كه اگر با آنها بكوهها زنند آنها را از جاى بركند، و شما در آن زمان حاكمان روى زمين و خزينه داران آن باشيد.
نشانه های ظهور
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَبَانٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيِّ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ الْبَصْرِيِ عَنْ مَيْمُونٍ الْبَانِ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي فُسْطَاطِهِ فَرَفَعَ جَانِبَ الْفُسْطَاطِ فَقَالَ إِنَّ أَمْرَنَا قَدْ كَانَ أَبْيَنَ مِنْ هَذِهِ الشَّمْسِ ثُمَّ قَالَ يُنَادِي مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ فُلَانُ بْنُ فُلَانٍ هُوَ الْإِمَامُ بِاسْمِهِ وَ يُنَادِي إِبْلِيسُ لَعَنَهُ اللَّهُ مِنَ الْأَرْضِ كَمَا نَادَى بِرَسُولِ اللَّهِ ص لَيْلَةَ الْعَقَبَةِ.[21] ميمون البان گويد: من در خيمه امام باقر(ع) نشسته بودم كه امام يك طرف خيمه را بالا زد و فرمود: امر ما از اين آفتاب روشنتر است، سپس فرمود: نداكنندهاى از آسمان ندا مىكند كه امام فلان پسر فلان است و نام او را مىبرد و ابليس- لعنه اللَّه- نيز از زمين ندا كند همچنان كه در شب عقبه بر رسول خدا(ص) ندا كرد.
محمد بن الحسن رضي الله عنه قال حدثنا الحسين بن الحسن بن أبان) عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيسَى بْنِ أَعْيَنَ عَنِ الْمُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ أَمْرَ السُّفْيَانِيِّ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ وَ خُرُوجُهُ فِي رَجَبٍ.[22] معلّى بن خنيس از امام صادق(ع) روايت كند كه فرمود: خروج سفيانى از امور محتوم است و در ماه رجب واقع خواهد شد.
محمد بن الحسن رضي الله عنه قال حدثنا الحسين بن الحسن بن أبان)دِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الصَّيْحَةُ الَّتِي فِي شَهْرِ رَمَضَانَ تَكُونُ لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ لِثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ مَضَيْنَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ.[23] حارث بن مغيره از امام صادق(ع) روايت كند كه فرمود: صيحه آسمانى كه در ماه رمضان واقع مىشود در شب بيست و سوم آن ماه خواهد بود.
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَبَانٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيِّ عَنِ الْحَكَمِ الْحَنَّاطِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ وَرْدٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: اثْنَانِ بَيْنَ يَدَيْ هَذَا الْأَمْرِ خُسُوفُ الْقَمَرِ لِخَمْسٍ وَ كُسُوفُ الشَّمْسِ لِخَمْسَ عَشْرَةَ وَ لَمْ يَكُنْ ذَلِكَ مُنْذُ هَبَطَ آدَمُ ع إِلَى الْأَرْضِ وَ عِنْدَ ذَلِكَ يَسْقُطُ حِسَابُ الْمُنَجِّمِينَ.[24]
ورد از امام باقر(ع) روايت كند كه فرمود: پيش از اين امر دو علامت ظاهر شود يكى ماه گرفتگى در پنجم و ديگرى خورشيد گرفتگى در پانزدهم و از زمان هبوط آدم(ع) تا آن زمان چنين اتفاقى نيفتاده باشد و اينجاست كه حساب منجّمان ساقط مىشود.
حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ أَخِيهِ عَلِيٍّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ مَيْمُونٍ الْبَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ ع قَالَ: خَمْسٌ قَبْلَ قِيَامِ الْقَائِمِ ع الْيَمَانِيُّ وَ السُّفْيَانِيُّ وَ الْمُنَادِي يُنَادِي مِنَ السَّمَاءِ وَ خَسْفٌ بِالْبَيْدَاءِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّكِيَّةِ.[25]
ميمون البان از امام صادق(ع) روايت كند كه فرمود: پيش از قيام قائم(ع) پنج نشانه به ظهور آيد: يمانى و سفيانى و منادى آسمانى و فرو رفتن زمين در بيداء و كشتن نفس زكيّه.
وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ قُدَّامَ الْقَائِمِ مَوْتَتَانِ مَوْتٌ أَحْمَرُ وَ مَوْتٌ أَبْيَضُ حَتَّى يَذْهَبَ مِنْ كُلِّ سَبْعَةٍ خَمْسَةٌ الْمَوْتُ الْأَحْمَرُ السَّيْفُ وَ الْمَوْتُ الْأَبْيَضُ الطَّاعُونُ.[26]
سليمان بن خالد گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه مىفرمود: پيش از قيام قائم(ع) دو مرگ و مير عمومى رخ دهد، يكى مرگ سرخ و ديگر مرگ سپيد، تا به غايتى كه از هر هفت تن پنج تن برود. مرگ سرخ با شمشير و مرگ سپيد با طاعون است.
روز قیام
1) حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع يَخْرُجُ الْقَائِمُ ع يَوْمَ السَّبْتِ يَوْمَ عَاشُورَاءَ يَوْمَ الَّذِي قُتِلَ فِيهِ الْحُسَيْنُ.[27] ابو بصير گويد: امام باقر(ع) فرمود: قائم(ع) در روز شنبهاى كه مصادف با عاشوراست ظهور كند همان روزى كه حسين(ع) در آن به شهادت رسيد.
در مجموع میراث مهدوی حسین بن سعید اهوازی، با تکیه بر شش محور بنیادین(نسلِ حسین، فلسفه غیبت، ارزش منتظران، یاران حضرت، نشانههای ظهور و روزِ قیام)، تصویری جامع از معارفِ مهدویت ارائه میدهد. این روایات، از یکسو، انتظار فعّال و همراه با تولّی و تبرّی را بهعنوانِ وظیفه منتظران تبیین میکنند، و از سوی دیگر، نشانههای ظهور(حتمی و غیرحتمی) را با جزئیات زمانی و مکانی معرّفی مینمایند. در نهایت، با تأکید بر اینکه مهدی از نسل حسین(ع) است و روز ظهور، عاشورای حسینی است، پیوند ناگسستنی قیام مهدوی با خون سیدالشهداء و آرمان کربلا، بهعنوان رکن اساسی این میراث حدیثی، تثبیت میشود.
پانویس
- الفبطوسی، محمد بن حسن، « فهرست»، ص 149.
- ↑طوسی، محمد بن حسن، « فهرست»، ص 149.
- ↑خوئی، ابوالقاسم، معجمرجالالحديث ج 5، ص 244.
- ↑طوسی، محمد بن حسن، «رجال»، ص 355؛ طوسی، محمد بن حسن، « فهرست»، ص 150.
- ↑کلینی، محمدبن یعقوب، (ع) الکافی»، ج 8، ص 294.
- ↑صدوق، محمد بن علی، «كمال الدين و تمام النعمة»، ج 2، ص 654.
- ↑همان، ج 2، ص 654.
- ↑همان، ج 2، ص 655.
- ↑کلینی، محمدبن یعقوب، (ع) الکافی»، ج 8، ص 294؛ صدوق، محمد بن علی، «كمال الدين و تمام النعمة»، ج 2، ص 650 .
- ↑صدوق، محمد بن علی، «كمال الدين و تمام النعمة»، ج 2، ص 655.
- ↑به ترتیب راویان نجاشی، احمد بن علی، «رجال»، ص 311، 590، 120، 143، 427.
- ↑ابن الغضائری، رجال، ص 83 و کشی، محمد بن عمر، «رجال»، ص 404.
- ↑کلینی، محمدبن یعقوب، (ع) الکافی»، ج 8، ص 294؛ صدوق، محمد بن علی، «كمال الدين و تمام النعمة»، ج 2، ص 650.
- ↑صدوق، محمد بن علی، «كمال الدين و تمام النعمة»، ج 2، ص 655.
- ↑طوسی، محمد بن حسن الغيبة، كتاب الغيبة، ص 191.
- ↑کلینی، محمدبن یعقوب، « الکافی»، ج 1، ص 342
- ↑صدوق، محمد بن علی، «كمال الدين و تمام النعمة»، ج 1، ص 286
- ↑صدوق، محمد بن علی، «كمال الدين و تمام النعمة»، ج 2، ص 654
- ↑صدوق، محمد بن علی، «كمال الدين و تمام النعمة»، ج 2، ص 673.
- ↑کلینی، محمدبن یعقوب، « الکافی»، ج 8، ص 294.
- ↑صدوق، محمد بن علی، «كمال الدين و تمام النعمة»، ج 2، ص 650
- ↑صدوق، محمد بن علی، «كمال الدين و تمام النعمة»، ج 2، ص 650 .
- ↑صدوق، محمد بن علی، «كمال الدين و تمام النعمة»، ج 2، ص 650 .
- ↑صدوق، محمد بن علی، «كمال الدين و تمام النعمة»، ج 2، ص 655
- ↑صدوق، محمد بن علی، كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 649
- ↑صدوق، محمد بن علی، كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 655
- ↑صدوق، محمد بن علی، «كمال الدين و تمام النعمة»، ج 2، ص 654
منابع
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407، چاپ چهارم.
- خويى، ابوالقاسم، معجم رجال الحديث، مركز نشر آثار شيعه، قم، 1410، اول.
- طوسي، محمد بن الحسن، رجال، انتشارات حيدريه، نجف، 1381.
- نجاشى، احمد بن على، رجال النجاشي، انتشارات جامعه مدرسين، قم، 1407 .
- محمد ابن بابویه، صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، تحقیق علیاکبر غفاری، دوم، انتشارات اسلامیه، تهران، 1395.
- طوسى، محمد بن الحسن، الغيبة، محقق: تهرانى، عباد الله و ناصح، اول؛ على احمد، دار المعارف الإسلامية، قم 1411 ق.
- کشی، محمد بن عمر، «رجال»، اول، انتشارات دانشگاه مشهد، مشهد، 1384.


