ما بثلاثین من وحشه
ما بثلاثین من وحشه، از دانشنامه جامع مجازی ویکی مهدویت
بر اساس روایت «ما بثلاثین من وحشة»، امام مهدی(عج) در دوران غیبت، همواره با سی تن از یاران ویژه همراه هستند و این همراهی، احساس وحشت و تنهایی را از ایشان دور میکند. این حدیث معتبر، نخستین بار در «الکافی» کلینی نقل شده و سپس در منابع معتبر دیگری مانند «الغیبة» نعمانی و شیخ طوسی و نیز «بحارالأنوار» تکرار گردیده است.
سند روایت با وجود راویانی چون احمد بن محمد(اشعری یا برقی) و حسن بن علی وشاء - که همگی موثق هستند - اعتبار دارد. هرچند علی بن ابیحمزه در ادامه به انحراف گرایید، اما بر اساس دیدگاه معتبر رجالی، روایات دوره استقامت وی - که زمانی از وکلای مورد اعتماد امام کاظم(ع) بود - معتبر شمرده میشود.
در تحلیل محتوایی، مراد از «سی نفر»، همراهی افرادی خاص با امام(عج) است. با توجه به روایات دیگر که غیبت کبرا را با همراهی محدودتری توصیف میکنند، به نظر میرسد این سی نفر در دوره غیبت صغرا همراه امام هستند. این همراهی با مفهوم غیبت منافاتی ندارد، چرا که غیبت به معنای قطع کامل ارتباط نیست، بلکه به معنای پنهانزیستی از دید عموم است، در حالی که امام(عج) همواره با یاران ویژهای در ارتباط هستند.
منابع حدیث
روایت برای نخستین بار در «الکافی»، اثر ثقةالاسلام کلینی(ره)، نقل شده[1] و سپس با همان سند، توسط شاگرد ایشان، نعمانی در «الغیبة» و نیز ابوالصلاح حلبی تکرار گردیده است. [2] همچنین شیخ طوسی(ره) در کتاب «الغیبة»، این حدیث را با سندی متفاوت روایت کرده است. [3] از جمله منابع متأخر نیز میتوان به « بحار الانوار[4] و معجم احادیث امام مهدی[5] اشاره کرد.
سند حدیث
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:.
سند روایت با عبارت «عدة من أصحابنا» آغاز میشود. برای شناسایی این افراد، میتوان به راوی پس از آنان در سند، یعنی احمد بن محمد، استناد نمود. این نام میان دو تن از محدثان قمی؛ یعنی «احمد بن محمد عیسی اشعری» و «احمد بن محمد بن خالد برقی» مشترک است که هر دو، توثیق شدهاند.[6]
شاگردان احمد بن محمد بن عیسی اشعری، راویانی چون محمد بن یحیی، علی بن موسى کمندانی، داود بن کوره، احمد بن إدریس و علی بن إبراهیم بن هاشم هستند. در مقابل، شاگردان احمد بن محمد بن خالد برقی نیز شامل علی بن ابراهیم، علی بن محمد بن عبدالله بن أذینه، احمد بن عبدالله بن أُمَیّه و علی بن الحسن میشوند. [7]با توجه به شمار قابل توجه این شاگردان و توثیق شماری از ایشان -همچون علی بن ابراهیم- میتوان «عِدّه من أصحابنا» را در ابتدای سند، موثق به شمار آورد.
حسن بن علی وَشّاء، از عالمان برجستهی کوفه است که نجاشی با عبارت «كان من وجوه هذه الطائفة» او را توثیق نموده است.[8]
در مورد علی بن ابیحمزه بطائنی باید گفت که وی در آغاز، از اصحاب و وکلای نامدار امام کاظم(ع) به شمار میرفت؛ اما پس از شهادت آن حضرت، به انگیزههایی مالی،[9] از پذیرش امامت امام رضا(ع) سر باز زد و به همراه گروهی از هماندیشان خود، فرقهی مشهور واقفیه را بنیان نهاد. به همین جهت، در میان عالمان رجالی، دو دیدگاه متفاوت دربارهی روایات نقلشده از او وجود دارد:
دیدگاه نخست، وی را از سران فرقه واقفیه دانسته و روایات منقول از او را فاقد اعتبار میداند. کشی در این زمینه، روایاتی در مذمت وی نقل کرده است؛ از جمله در روایتی از امام رضا(ع) آمده است که حضرت خطاب به او فرمودند: «یَا عَلِیُ أَنْتَ وَ أَصْحَابُكَ شِبْهُ الْحَمِیر» یعنی «ای علی، تو و یارانت همانند خرانید»[10]
این بیان امام(ع) به روشنی، شدت انحراف او و همراهانش را از مسیر حق نشان میدهد.
در مقابل، دیدگاه دوم که در میان اندیشمندان متقدم رواج داشته، با ارائه روشی تحلیلی، نقدهای صرفاً تضعیفمحور را به چالش میکشد. اساس این روش، تفکیک دورههای استقامت و انحراف راویان است. شیخ طوسی در کتاب «العدة» با تصریح به این مسئله میفرماید: «آنچه غالیان، متهمان و ضعفا روایت کردهاند، اگر بتوان دوران استقامت و غلو آنان را تشخیص داد، روایات دوره استقامتشان معتبر و قابل عمل است و روایات دوره انحرافشان ترک میشود»
ایشان سپس به نمونههای عینی اجرای این روش اشاره میکنند: «به همین دلیل، اصحاب ما به روایات ابوالخطاب در دوران استقامت او عمل نموده و روایات دوره انحرافش را رها کردهاند. همین رویه درباره احمد بن هلال و ابن ابی العزاقر نیز جاری است» [11]
بدون شک، با توجه به تصریح شیخ طوسی در کتاب «العدة» مبنی بر عمل اصحاب به روایات دوران استقامت راویان، و با ملاحظه این که علی بن ابیحمزه در دوران پیش از شهادت امام کاظم(ع) -که از راویان موثق و از وکلای مورد اعتماد آن حضرت به شمار میرفت- هیچ نقطه ضعفی در اعتبار روایی وی وجود نداشته و عموم اصحاب، با اطمینان از او حدیث اخذ میکردند، میتوان به گونهای معقول به صدور روایات نقلشده از او در دوره استقامتش اطمینان حاصل نمود.
مراد از «وَ مَا بِثَلَاثِينَ مِنْ وَحْشَةٍ»
منظور از «ثلاثین»
در تبیین دلالت عدد «سی» در این روایت، اگرچه منابع به صورت گذرا به این موضوع پرداختهاند، اما میتوان به دیدگاههای برخی از عالمان اشاره کرد. علامه مجلسی در این زمینه میفرماید: «امام(عج) با حضور سی تن از یاران ویژه و وفادار خویش، هیچ گونه احساس وحشت نمیکنند؛ اما تفسیر دیگری که این عبارت را به هیبت سیسالگی امام(عج) تعبیر کردهاند، بعید به نظر میرسد» [12]
همچنین مولی صالح مازندرانی در شرح خود بر الکافی،[13] محدث نوری در «جنة المأوی»[14] و سید محمد صدر در «تاریخ الغیبة الصغرا»[15] نیز همین دیدگاه را تأیید و تقویت نمودهاند.
به نظر میرسد ظاهر عبارت روایت بر همراهی افراد دلالت دارد، نه چیز دیگر. چرا که در حدیث، واژهی «بِثَلاثین» به کار رفته و «باء» در آن برای مصاحبت و همراهی است. بر این اساس، مقصود آن است که امام مهدی(عج) با همراهی و پیوند این سی نفر، هیچ گونه وحشتی ندارد و تفسیرهای دیگر -غیر از همراهی افراد- با ظاهر این ترکیب بیانی سازگار نیست.
حضور در دوران غیبت
پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا این سی نفر تنها در یک دوره خاص همراه امام هستند و پس از وفاتشان، گروه دیگری جایگزین میشوند، یا اینکه در سراسر دوران غیبت، تنها همین افراد همواره در رکاب امام باقی میمانند؟
با استناد به ظاهر حدیث و اطلاق آن، به نظر میرسد این افراد در هر دورهای با امام باشند؛ اما از آنجا که محال است تمامی این سی نفر عمری طولانی داشته باشند، تحلیل چگونگی حضور ممتد آنان در کنار امام با اشکال مواجه میشود. شاید بتوان با استناد به روایات دیگر، میان دو دوره غیبت صغرا و کبرا تمایز قائل شد. زیرا در برخی روایات، همراهی امام در دوران غیبت کبرا تنها به یک فرد خاص منحصر شده است. چنانکه امام صادق(ع) در این زمینه فرمودهاند:
«إِنَّ لِصَاحِب هَذَا الْأَمْرِ غَيْبَتَيْنِ إِحْدَاهُمَا تَطُولُ حَتَّى يَقُولَ بَعْضُهُمْ مَاتَ وَ بَعْضُهُمْ يَقُولُ قُتِلَ وَ بَعْضُهُمْ يَقُولُ ذَهَبَ فَلَا يَبْقَى عَلَى أَمْرِهِ مِنْ أَصْحَابِهِ إِلَّا نَفَرٌ يَسِيرٌ لَا يَطَّلِعُ عَلَى مَوْضِعِهِ أَحَدٌ مِنْ وَلِيٍّ وَ لَا غَيْرِهِ إِلَّا الْمَوْلَى الَّذِي يَلِي أَمْرَهُ»[16] «همانا صاحب اين امر داراى دو غيبت است يكى از آن دو چندان به درازا مىكشد كه پارهاى از مردم بگويند: مرده است، و بعضى گويند: كشته شده، و عدّهاى از ايشان مىگويند: او رفته است، و از اصحابش جز افراد اندكى كسى بر امر او باقى نمىماند و از جايگاهش هيچ كس از دوست و بيگانه آگاهى نمىيابد مگر خدمتگزارى كه به كارهاى او مىرسد»
باز در روایت دیگری از امام باقر آمده است:
«يَكُونُ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَيْبَةٌ فِي بَعْضِ هَذِهِ الشِّعَابِ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى نَاحِيَةِ ذِي طُوًى حَتَّى إِذَا كَانَ قَبْلَ خُرُوجِهِ أَتَى الْمَوْلَى الَّذِي كَانَ مَعَهُ حَتَّى يَلْقَى بَعْضَ أَصْحَابِهِ فَيَقُولُ كَمْ أَنْتُمْ هَاهُنَا فَيَقُولُونَ نَحْوٌ مِنْ أَرْبَعِينَ رَجُلًا...[17] صاحب اين امر را در يكى از اين درّهها غيبتى است و با دست خود به ناحيه ذى طوى كه نام كوهى است در اطراف مكّه اشاره نمود تا آنكه قبل از خروجش خدمتكار مخصوص او كه پيوسته با اوست بيايد تا با پارهاى از اصحاب وى ملاقات كند و گويد: شما در اينجا چند نفريد؟ و آنان مىگويند: حدود چهل مرد»
در این روایت، عبارت «کانَ قَبْلَ خُرُوجِهِ» به عنوان قرینهای روشن بر دوران غیبت کبرا دلالت دارد که در آن، تنها خدمتکار ویژهی امام(عج)، همراهیِ حضرت را بر عهده دارد.
بنابراین با توجه به این قرائن، به نظر میرسد میتوان حضور سی نفر همراه را به دوره غیبت صغرا نسبت داد، در حالی که در غیبت کبرا، همراهی با امام(عج) به صورت محدودتر و عمدتاً منحصر به خدمتکار ویژهای است که در روایات بدان اشاره شده است.
تناقض با عزلت و غیبت امام
بی گمان، این مفاد روایت با مفهوم غیبت و عزلت امام(عج) هیچ ناسازگاری ندارد، زیرا مراد از غیبت، کنارهگیری از جامعه و پنهانزیستی است، نه قطع کامل هرگونه ارتباط. به بیان دیگر، با وقوع غیبت، امام(عج) از دسترس عموم مردم خارج شده و عزلت گزیدهاند، اما برای رفع احساس تنهایی، خداوند سی تن از یاران ویژه را همواره همراه ایشان قرار داده است. بنابراین، حضرت مهدی(عج) به حقیقت و هویت واقعی خویش در میان مردم حاضر نیستند، هرچند ممکن است به شکلی ناشناس و در قالب فردی عادی در بین جامعه زیست نمایند.[18]
پانویس
- ↑کلینی، الکافی، ج 1، ص 340، ح 16.
- ↑نعمانی، الغیبه، ص 188، ح 41؛ حلبی، تقریب المعارف، ص 431.
- ↑طوسی، الغیبه، ص 162.
- ↑مجلسی، بحار الانوار، ج 52، ص 157.
- ↑کورانی و همکاران، معجم الأحاديث الإمام المهدي، ج 5، ص 47.
- ↑نجاشي، رجال، ص 77 و 83 .
- ↑حلی، رجال، ص 272.
- ↑نجاشي، رجال، ص 39.
- ↑کشی، رجال، ص 405.
- ↑کشی، رجال، ص 404. نمونههای دیگر رک: کشی رجال، ص 404 الی 406.
- ↑طوسی، العده، ج 1، ص 151.
- ↑مجلسی، مرآة العقول، ج 4، ص 50.
- ↑مولی صالح مازندرانی، شرح بر کافی، ج 6، ص 244.
- ↑مولی صالح مازندرانی، شرح بر کافی، ج 6، ص 244.
- ↑محمد صدر، تاریخ غیبت صغرا، ج 2، ص 135.
- ↑نعمانی، الغیبه، ص 171.
- ↑نعمانی، الغیبه، 182.
- ↑صدر .موسوعه امام مهدی(تاریخ غیبت کبرا)، ج 2، ص 70.
منابع
- حلبی، ابوالصلاح، تقی بن نجم، تقریب المعارف، قم: الهادی، 1404 ق، اول.
- حلّى، حسن بن يوسف بن مطهر، رجال العلامة الحلي- خلاصة الأقوال في معرفة أحوال الرجال، 1 جلد، منشورات المطبعة الحيدرية، نجف اشرف، 1381 ق، دوم.
- صدر، محمد، تاريخ الغيبة الصغرى، دار التعارف للمطبوعات، بيروت(لبنان)، 1412 ه. ق.
- طوسی، محمد بن الحسن، الغيبة، مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، قم: دار المعارف الإسلامية، 1411 ق، اول.
- طوسی، محمد بن الحسن، عدۀ الاصول، قم: ستاره، 1417.
- کشی، محمد بن عمر، رجال کشی، مشهد: مؤسسه نشر دانشگاه، ۱۴۰۹ ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى محمد، تهران: دار الكتب الإسلامية، 1407 ق، چهارم
- کورانی، علی، المعجم الموضوعی لاحادیث الامام المهدی(عج)، بیروت: دارالمرتضی، 1430 ق.
- مازندرانى، محمد صالح بن احمد، شرح الكافي- الأصول و الروضة(للمولى صالح المازندراني)، محقق / مصحح: شعرانى، ابوالحسن، المكتبة الإسلامية، تهران، 1382 ق.
- مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار(علیهم السلام)، بیروت: دار إحياء التراث العربي، 1403 ق.
- مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول(ص)، محقق: رسولى محلاتى، هاشم، تهران: دار الكتب الإسلامية، 1404 ق.
- نجاشی، احمد بن علی، رجال النجاشی، موسسه نشر اسلامی، قم، 1365 ش، ششم.
- نعمانی، محمد بن ابراهيم، الغيبة، محقق: غفارى، على اكبر، تهران: نشر صدوق، 1397 ق.


