التَّنْوِيه
التَّنْوِيه، از دانشنامه جامع مجازی ویکی مهدویت
تنویه به معنای «بلندآوازه کردن»، «مشهور کردن» و «بر سر زبان انداختن» است؛ مثل وقتی که نام کسی را پرآوازه میکنند.در روایات مربوط به امام زمان(عج) عبارت مهم «إیّاکم و التَّنویه»(بپرهیزید از بلندآوازه کردن) آمده است. این یک هشدار جدی از سوی امامان به شیعیان است. منظور اصلی این است که شیعیان، نام و نشان دقیق امام غایب را برای همگان فاش نکنند. این کار یک استراتژی امنیتی بود تا دشمنان نتوانند امام را شناسایی و به او آسیب برسانند.
تنویه در لغت
واژه از ریشه «نَوَهَ» گرفته شده که بر کنار هم بودن، بلندی و برآمدهگی دلالت دارد.
«نَاهَ النَّبَاتُ: گیاه رویید و بلند شد» «نَاهَتِ النَّاقَةُ: شتر سرش را بلند کرد و فریاد زد» همچنین از همین ریشه است: «نُهْتُ بِالشَّیْءِ وَ نَوَّهْتُ: یاد و نام چیزی را برکشیدم و بلندآوازه کردم» [1] «نَوَّهْتُ بِالشَّیْءِ: (هنگامی است که) یاد و نام چیزی را بلند کنم و آن را بر سر زبانها بیندازم» [2]
یا وقتی گفته میشود: «نَوَّهْتُ بِهِ تَنْوِیهًا مقصود این است: رَفَعْتُ ذِكْرَهُ وَ شَهَّرْتُهُ، وَ أَرَدْتُ بِذَلِكَ التَّنْوِيهَ بِكَ یعنی: نام او را بلند و پرآوازه کردم و او را مشهور ساختم، و مقصودم از این کار، تنویه(بلندآوازه کردن و شناساندن) تو بود» [3]
روایات التنویه
در روایات مهدوی واژه التنویه با ترکیب ایاکم التنویه آمده است. کلینی در الکافی این چنین آورده است: «مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُسَاوِرِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ إِيَّاكُمْ وَ التَّنْوِيهَ أَمَا وَ اللَّهِ لَيَغِيبَنَّ إِمَامُكُمْ سِنِيناً مِنْ دَهْرِكُمْ وَ لَتُمَحَّصُنَّ حَتَّى يُقَالَ مَاتَ قُتِلَ هَلَكَ بِأَيِّ وَادٍ سَلَكَ وَ لَتَدْمَعَنَّ عَلَيْهِ عُيُونُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَتُكْفَؤُنَّ كَمَا تُكْفَأُ السُّفُنُ فِي أَمْوَاجِ الْبَحْرِ فَلَا يَنْجُو إِلَّا مَنْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَهُ وَ كَتَبَ فِي قَلْبِهِ الْإِيمَانَ وَ أَيَّدَهُ بِرُوحٍ مِنْهُ... مفضل بن عمر گويد: شنيدم امام صادق(ع) ميفرمود: بپرهيزيد از شهرت دادن و فاش كردن به خدا كه امام شما سالهاى سال از روزگار اين جهان غايب شود و هر آينه شما در فشار آزمايش قرار گيريد تا آنجا كه بگويند: امام مرد، كشته شد، بكدام دره افتاد ولى ديده اهل ايمان بر او اشك بارد، و شما مانند كشتيهاى گرفتار امواج دريا متزلزل و سرنگون شويد، و نجات و خلاصى نيست، جز براى كسى كه خدا از او پيمان گرفته و ايمان را در دلش ثبت كرده و بوسيله روحى از جانب خود تقويتش نموده است»[4]
منابع روایی
روایت در منابع معتبر حدیثی و تاریخی متعددی نقل شده است که از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد: الکافی اثر شیخ کلینی، الغیبة اثر نعمانی(با سه سند) .[5]، اثبات الوصیة اثر مسعودی[6]، کمال الدین اثر شیخ صدوق[7]، دلائل الامامة اثر طبری[8]. همه این منابع، محتوای این گزارش را ـ اگرچه با اندکی اختلاف در الفاظ ـ نقل کردهاند.
کلمات محدثان و شارحان
در مورد مقصود اصلی «إیّاکم و التَّنویه»، شارحان حدیث توضیحات متفاوتی ارائه دادهاند. نعمانی در شرح خود بر این روایت، نهی از شهرت دادن و آشکار کردن نام و یادِ امام غایب(ع) تفسیر کرده است. [9]شارحان کتاب الکافی نیز همین معنا را تأیید کرده و مراد از «تنویه» را آشکار کردن امر امام، غیبت او و شناساندن ویژگی های امام نزد مخالفان دانستهاند. [10]
برخی دیگر گفته اند گویا منظور این است که خود را آشکار نسازید یا مردم را به دین خود دعوت نکنید.[11] این معنا بیشتر به معنای لغتی حدیث مربوط می شود تا معنای تفسیری حدیث.
برای احتمال اول(منع از آشکار کردن نام امام) قراین و شواهدی وجود دارد. برای نمونه، در روایت نعمانی آمده است: مفضّل بن عمر گوید: «در مجلس امام صادق(ع) بودم و افراد دیگری نیز با من حاضر بودند. حضرت به ما فرمود: إِيَّاكُمْ وَ التَّنْوِيهَ يَعْنِي بِاسْمِ الْقَائِمِ "بپرهیزید از تنویه"؛ یعنی بپرهیزید از آشکار کردن نام قائم(ع)» عبارت «یعنی بِاسْمِ القائِم» میتواند برداشت و تفسیر خود مفضّل بن عمر از حدیث باشد.[12] همچنین در کتاب «اثبات الوصیة» نیز عبارت «إیّاکم و التَّنویهَ بِاسْمِه» ذکر شده است. [13] به چنین حدیثی «مُدْرَج» گفته میشود. [14] از این رو، فهم راوی میتواند به ابهامزدایی از متن اصلی حدیث کمک کند.
بر اساس این احتمال، این فرمان تنها به معنای یک پنهانکاری ساده نیست، بلکه اشاره به یک استراتژی حیاتی دارد. بدین معنا که در دوران امامان معصوم(ع)، تأکید بر این بوده است که نام و ویژگیهای دقیق امام آخر الزمان(عج) در میان عموم مردم فاش نشود تا دشمنان نتوانند ایشان را به طور قطع شناسایی و تعقیب کنند. علاوه بر این، پنهانسازی نام امام میتواند به عدم ارتباط مستقیم و آشکار با محل دقیق حضور و رفتوآمد ایشان نیز اشاره داشته باشد.
این تحلیل با بخش پایانی روایت نیز همخوانی بیشتری دارد؛ چرا که در ادامه، حضرت به مسئلهی «غیبت» و «آزمایش الهی» مردم اشاره میفرمایند. این آزمایش زمانی معنای کاملتر و عمیقتری مییابد که بخشی از جامعه، امام خود را نه دیده باشند و نه شناخته باشند. در چنین شرایطی، ایمان و پایبندی واقعی افراد، فارغ از دیدن و شناختن ظاهری، مورد سنجش قرار میگیرد.
پانویس
- ↑ابن فارس، معجم المقاييس اللغة، ج 5، ص: 373
- ↑فراهیدی، كتاب العين، ج 4، ص: 93
- ↑زمخشری، اساس البلاغه، ص 659.
- ↑کلینی، الكافي، ج 1، ص 336
- ↑نعماني، الغیبه، ص 151 و 152.
- ↑مسعودی، اثبات الوصية، ص 264
- ↑صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 347
- ↑طبری، دلائل الإمامة، ص 532
- ↑نعماني، الغیبه، ص 153
- ↑مجلسی، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج 4، ص: 35؛ مولی صالح مازندرانی، شرح الكافي-الأصول و الروضة، ج 6، ص 230.
- ↑فیض کاشانی، الوافي، ج 2، ص: 411.
- ↑نعمانی، الغيبة، ص 151.
- ↑مسعودی، اثبات الوصیة، ص 264.
- ↑حدیثی است که کلام بعضی از راویان به آن اضافه شده باشد، به گونهای که گمان کنند جزء حدیث است.
منابع
- ابن فارس، أحمد بن فارس، معجم مقاييس اللغة، مصحح: هارون، عبد السلام محمد، قم: مكتب الاعلام الاسلامي، 1404 ق.
- زمخشرى، محمود بن عمر أساس البلاغة بيروت: دار صادر 1979 م.
- صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، تحقیق علیاکبر غفاری، دوم، تهران، انتشارات اسلامیه، 1395.
- طبری، محمد بن جریر، دلائل الامامه، مصحح: قسم الدراسات الإسلامية مؤسسة البعثة، قم، بعثت، 1413 ق.
- فراهیدی، خلیل بن احمدالعین، نشر هجرت، قم، 1405 ق.
- فيض كاشانى، محمد محسن بن شاه مرتضى، الوافي، اصفهان: كتابخانه امام أمير المؤمنين على(ع) اصفهان، 1406 ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407.
- مازندرانى، محمد صالح بن احمد، شرح الكافي- الأصول و الروضة(للمولى صالح المازندراني)، محقق شعرانى، ابوالحسن، المكتبة الإسلامية، تهران، 1382 ق.
- مجلسى، محمد باقر بن محمد، تقىمرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، محقق رسولى محلاتى، سيد هاشم، تهران: دار الكتب الإسلامية، 1404 ق.
- مسعودى، على بن حسين، اثبات الوصية قم: انصاريان، 1384.
- نعمانى، محمد بن ابراهيم، الغيبة نعماني، محقق: غفارى، علىاكبر، تهران: مكتبة الصدق، تهران 1397.


