آیه ۳ سوره بقره - ایمان به غیب
آیه ۳ سوره بقره - ایمان به غیب، از دانشنامه جامع مجازی ویکی مهدویت
««الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُون(پرهيزكاران) كسانى هستند كه به غيب [آنچه از حس پوشيده و پنهان است] ايمان مىآورند و نماز را برپا مىدارند و از تمام نعمتها و مواهبى كه به آنان روزى دادهايم، انفاق مىكنند»»[1]
شرح مختصر
قرآن در ابتدای سوره بقره، متقین را دارای سه ویژگی اساسی معرفی میکند: ایمان به غیب، برپاداشتن نماز، و انفاق از آنچه خدا روزی داده است. از منظر تفسیری، آیه «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ» نخستین ویژگی پرهیزگاران را ایمان به غیب میداند که نقطه جدایی مؤمنان از مادیگرایان است؛ اما از نظر تأویل و روایات اهل بیت(ع)، «غیب» به روشنی به امام غائب، حضرت مهدی(عج) و مسائل پیرامونی مهدویت تفسیر شده است.
واژه شناسی آیه
يؤمنون
«یؤمنون» فعل مضارع برآمده از ریشه «ایمان» ریشه لغوی آن به «اَمْن» بازمیگردد. فراهیدی در العین میگوید: «اَمْن» مقابل ترس است و فعل آن «أَمِنَ يَأْمَنُ أَمْناً» به معنای «ایمن بودن، در امان بودن» میآید. [2] راغب در مفردات نیز همین معنا را تأیید کرده و «ایمان» را به آرامش خاطر و سکون نفس و زوال بیم و هراس تعبیر نموده است. [3]یومنون در اصطلاح اسلام آوردن، ایمان و تصديق خدا، پيامبران، ملائكه و جهان ديگر به شمار می آید.[4]
علامه طباطبایی در تشریح یومنون میفرماید: ایمان عبارتست از جايگير شدن اعتقاد در قلب، كانه شخص با ايمان، به كسى كه به درستى و راستى و پاكى وى اعتقاد پيدا كرده، امنيت مىدهد، يعنى آن چنان دل گرمى و اطمينان مىدهد كه هرگز در اعتقاد خودش دچار شك و ترديد نمىشود، چون آفت اعتقاد و ضد آن شك و ترديد است.[5]
غيب
«غیب» به معنای نهان، نهفته و هر آنچه از دیده یا از علم پنهان است. در این کریمه: «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ»، لفظ «الغیب» هرچند مطلق است، ولی ظاهراً مراد از آن خداست، زیرا در ذیل آیه ایمان به پیامبران و کتب گذشته را ذکر کرده و در آخر با لفظ «بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ» قیامت را نیز نام برده است. [6]
یقیمون
«یقیمون» فعل مضارع از ریشه «قوم» و «قام» است که در آن معنای به پا خاستن نهفته است. «قیام» بر معانی متعددی است. اما در این آیه به گفته راغب به معنای عزم و قصد و اراده است؛ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ یعنی قصد انجام نماز نموده، آن را ادامه میدهند و بر اقامه آن محافظت میکنند.[7]
یرزقون
«یرزُقُونَ» فعل مضارع از کلمه «رِزْق» است. رزق به معنای بخشش مدام و پیوسته است که گاهی دنیوی و زمانی اخروی است، و گاهی نصیب و بهره را نیز «رزق» گویند. [8]
ینفقون
ینفِقُونَ» فعل مضارع از ریشه «نَفَق» و «نِفاق» به معنای خروج یا تمام شدن است. وقتی گفته میشود «نَفَقَ الشَّیءُ» یعنی شیء رفت و تمام شد، یا «نَفَقَ» یعنی آنچه خرج و مصرف میشود. انفاق را از آن جهت انفاق گویند که شخص مال را به وسیله آن از دستش خارج میکند یا فانی مینماید. [9]
تفسیر آیه
خدای متعال، سوره مبارکه بقره را با حروف مقطعه(الم) شروع می کند. سپس در آیه شریفه «ذَلِكَ ٱلْكِتَـبُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ» چنین تبیین میفرماید که این کتاب آسمانی چنان والا و بیشائبه تردید است که در گذر روزگار، نه تنها از شکوه و درخشش آن کاسته نمیشود، بلکه هر دم بر جلوههای نورانی آن افزوده میگردد، لیکن هدایتش پرهیزگاران را نصیب میشود. آنگاه در آیه سوم، به توصیف اوصاف همان متقیان میپردازد و ویژگیهای ایمانی و عملی ایشان را در چند محور اساسی پی میگیرد:
ايمان به غيب
نخست مىگويد: «آنها كسانى هستند كه ايمان به غيب دارند»(الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) . «غيب و شهود» دو نقطه مقابل يكديگرند، عالم شهود عالم محسوسات است، و جهان غيب، ماوراء حسّ، زيرا «غيب» در لغت به معنى چيزى است كه پوشيده و پنهان است و چون عالم ماوراء محسوسات از حسّ ما پوشيده است به آن غيب گفته مىشود، ايمان به غيب درست نخستين نقطهاى است كه مؤمنان را از غير آنها جدا مىسازد و پيروان اديان آسمانى را در برابر منكران خدا و وحى و قيامت قرار مىدهد و به همين دليل نخستين ويژگى پرهيزكاران ايمان به غيب ذكر شده است.[10]
«مؤمنان به غيب» عقيده دارند، سازنده اين عالم آفرينش، علم و قدرتى بىانتها، و عظمت و إدراكى بىنهايت دارد، او ازلى و ابدى است، و مرگ به معنى فنا و نابودى نيست بلكه دريچهاى است به جهان وسيعتر و پهناورتر، در حالى كه يك فرد مادّى معتقد است جهان هستى محدود است به آنچه ما مىبينيم و قوانين طبيعت بدون هيچ گونه نقشه و برنامهاى پديد آورنده اين جهان است، و پس از مرگ همه چيز پايان مىگيرد.
ارتباط با خدا
ويژگى ديگر پرهيزكاران آن است كه: «نماز را برپا مىدارند»(وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ) . «نماز» كه رمز ارتباط با خداست، مؤمنانى را كه به جهان ماوراء طبيعت راه يافتهاند در يك رابطه دائمى و هميشگى با آن مبدء بزرگ آفرينش نگه مىدارد، آنها تنها در برابر خدا سر تعظيم خم مىكنند، چنين انسانى احساس مىكند از تمام مخلوقات ديگر فراتر رفته، و ارزش آن را پيدا كرده كه با خدا سخن بگويد، و اين بزرگترين عامل تربيت او است.
ارتباط با انسانها
آنها علاوه بر ارتباط دائم با پروردگار رابطه نزديك و مستمرى با خلق خدا دارند، و به همين دليل سومين ويژگى آنها را قرآن چنين بيان مىكند: «و از تمام مواهبى كه به آنها روزى دادهايم انفاق مىكنند»(وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ) .قابل توجه اينكه قرآن نمىگويد: من اموالهم ينفقون(از اموالشان انفاق مىكنند) بلكه مىگويد: «مِمَّا رَزَقْناهُمْ»(از آنچه به آنها روزى دادهايم) و به اين ترتيب مسأله «انفاق» را آنچنان تعميم مىدهد كه تمام مواهب مادى و معنوى را در بر مىگيرد.
بنابراين مردم پرهيزگار آنها هستند كه نه تنها از اموال خود، بلكه از علم و عقل و دانش و نيروهاى جسمانى و مقام و موقعيت اجتماعى خود، و خلاصه از تمام سرمايههاى خويش به آنها كه نياز دارند مىبخشند، بىآنكه انتظار پاداشى داشته باشند.[11]
دلالت آیه بر مهدویت
آیۀ «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ» با توجه به مفهوم «غیب»، در تفاسیر تأویلی و روایی، به مسئلۀ مهدویت پیوند خورده است. در برخی روایات، مقصود از غیب، امام غائب، حضرت مهدی(عج) دانسته شده است. در حقیقت، این تفسیر قصد دارد وسعت معنای ایمان به غیب را حتی نسبت به امام غائب(عج) نیز تجسّم بخشد، بیآنکه ایمان به غیب به این مصداق محدود گردد. می توان گفت روايات همه از باب تطبيق كلى بر مصداق آن است.[12]
با مراجعه به روایات ایمان به غیبب نسبت به امام زمان در سه گونه دیده می شود:
گونه اول مراد از غیب همان شخص امام زمان است
در کتاب کمال الدین شیخ صدوق روایتی چنین آمده است: عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي الْقَاسِمِ قَالَ: سَأَلْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ(ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «الم ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ» فَقَالَ: «الْمُتَّقُونَ شِيعَةُ عَلِيٍّ(ع)، وَ الْغَيْبُ فَهُوَ الْحُجَّةُ الْغَائِبُ(عج). یحیی بن ابیالقاسم گوید: از امام صادق(ع) دربارۀ گفتار خداوند عزّ و جلّ: «الم، آن کتاب با عظمت که هیچ شکّی در آن نیست، مایۀ هدایت پرهیزگاران است، آنان که به غیب ایمان میآورند» پرسیدم. فرمود: «پرهیزگاران، شیعیان علی(ع) هستند و غیب، همان حجّت غائب است»[13]
این روایت، «غیب» را تطبیق بر عینی مشخص میدهد که وجود مقدس امام زمان(عج) در دوران غیبت است. بنابراین ایمان به غیب، ایمان به وجود حجت الهیای است که از دیدگان پنهان است اما تدبیر جهان به او منتهی میشود.
گونه دوم رویداد آینده و قطعی بودن ظهور مراد است
در این باره از امام صادق درباره آیه «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ» نقل شده است که فرمودند: «مَنْ آمَنَ بِقِيَامِ الْقَائِمِ أَنَّهُ حَقٌّ؛ هرکس ایمان آورد که قیام قائم(ع) حق است»[14] در این حدیث بُعد اول آن اصل قیام و ظهور به عنوان یک حادثه غیبی که هنوز واقع نشده است بیان گردیده است و بُعد دیگر حقّانیّت نهضت و حکومت جهانی امام مهدی(عج) می باشد.
این تفسیر، بُعد زمانی غیب را برجسته میکند: غیب فقط آنچه اکنون پنهان است نیست، بلکه آنچه در آینده رخ خواهد داد ولی اکنون غایب از نظرهاست نیز شامل میشود.
گونه سوم غیب را بستری برای آزمون الهی معرفی میکند
دربرخی روایات «غیب» نه صرفاً یک واقعیت پنهان، بلکه صحنهای برای سنجش ایمان بندگان است. مؤمن در این آزمون باید بدون هیچ نشانه ظاهری، به وجود، تدبیر و ظهور حجت الهی باور داشته باشد و صبر و محبت خود را در تاریکیِ غیبت حفظ کند.
در کتاب کفایة الأثر از پیامبر خدا(ص) روایت شده است: «طُوبَى لِلصَّابِرِينَ فِي غَيْبَتِهِ! طُوبَى لِلْمُتَّقِينَ عَلَى مَحَبَّتِهِمْ! أُولئِكَ مَنْ وَصَفَهُمُ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ: الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ، ثُمَّ قَالَ: أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ، أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ خوشا به حال شکیبایان در زمان غیبت او! خوشا به حال پرهیزگارانی که بر محبت خود استوار میمانند! ایشاناند که خداوند در کتاب خود چنین وصفشان فرمود: «آنان که به غیب ایمان میآورند»، سپس فرمود: «آنان حزب خداوندند؛ هشدار که حزب خداوند همان رستگارانند»[15]
در اینجا ایمان به غیب با «صبر» گره میخورد. یعنی مؤمن به غیب کسی است که در دوران پنهانی امام(ع) نه تنها باور خود را حفظ میکند، بلکه در برابر شبهات، تحیرها و یأسهای اجتماعی استقامت میورزد. در ادامه تقوایی که در آیه به متقین نسبت داده شده، بر«تقوا بر محبت» معنا شده است؛ یعنی پایبندی به عشق و ارادت به امام در شرائطی که این محبت، هیچ پاداش ظاهری و دنیوی ندارد و تنها با صبر بر غیبت دوام مییابد. در پایان روایت، مؤمنان به غیب «حزب الله» و «رستگاران حقیقی» خوانده شدهاند. این تأکید نشان میدهد که ایمان به غیب غائب(امام زمان) خط جدایی میان حزب خدا و حزب شیطان است.
پانویس
- ↑بقره، آیه 3
- ↑فراهیدی، كتاب العين، ج 8، ص 388
- ↑راغب اصفهانی، ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، ج 1، ص 205
- ↑طبرسی، ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 1، ص 61
- ↑طباطبایی، ترجمه الميزان، ج 1، ص: 73
- ↑قرشی بنایی، قاموس قرآن، ج 5، ص: 133
- ↑راغب اصفهانی، ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، ج 4، ص 269
- ↑راغب اصفهانی، ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، ج 2، ص 67
- ↑قرشی بنایی، قاموس قرآن، ج 7، ص 98
- ↑بابایی، برگزیده تفسیر نمونه، ج 1، ص 37.
- ↑بابایی، برگزیده تفسیر نمونه، ج 1، ص 38.
- ↑طباطبایی، الميزان، ج 1، ص 47.
- ↑صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج 1، ص: 18
- ↑صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج 2 ص 340
- ↑علی بن محمد خزاز قمی، كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر، ص 60
منابع
- قرآن کریم
- بابايى احمد على، برگزيده تفسير نمونه، دار الكتب الاسلاميه، تهران، چاپ: سيزدهم، 1382 ش
- خزاز رازی، علی بن محمد، کفایه الاثر، تصحیح حسينى كوهكمرى، قم، بیدار، 1401.
- راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، محقق داوودى، صفوان عدنان، دار القلم- الدار الشامية، بيروت- دمشق، 1412 ق،
- صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، تحقیق علیاکبر غفاری، دوم، انتشارات اسلامیه، تهران، 1395، دوم.
- طباطبایی، محمد حسین، (ع) المیزان»، پنچم، دفتر انتشارات اسلامى جامعهى مدرسين حوزه علميه، قم، 1417
- طبرسى فضل بن حسن، مجمع البيان فى تفسير القرآن، تحقيق: با مقدمه محمد جواد بلاغى، تهران: انتشارات ناصر خسرو، 1372 .
- فراهیدی، خلیل بن احمدالعین، نشر هجرت، قم، 1405 ق.
- قرشى بنايى، على اكبر، قاموس قرآن، دار الكتب الاسلامية، تهران، 1412 ق.ششم.


