آیه ۱۵۵ سوره بقره - ابتلاء مؤمنان پیش از ظهور
آیه ۱۵۵ سوره بقره - ابتلاء مؤمنان پیش از ظهور، از دانشنامه جامع مجازی ویکی مهدویت
وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ، وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ[1] و البتّه شما را به چيزى از ترس و گرسنگى و كمبود اموال و جانها و ثمرات مىآزماييم و شكيبايان را مژده ده
شرح مختصر
در آیهٔ ۱۵۵ سورهٔ بقره، خداوند انسانها را نه از آن رو میآزماید که جهل خود را برطرف سازد، بلکه هدف از این آزمونها پرورش و شکوفایی استعدادهای آنان است. این ابتلائات، همگانی و شامل همهٔ افراد بشر میشود. رمز پیروزی در این امتحانات، صبر و استقامت است و تنها صابران شایستهٔ بشارت الهیاند.
اما در نگاه تأویلی و با توجه به روایات، این ابتلائات به دوران پیش از ظهور اختصاص یافته است. هدف از این آزمونها، غربالگری مؤمنان و نابودی دشمنان دانسته شده است. بشارت آیه به صابران، وعدهٔ خروج امام مهدی(عج) تفسیر شده است؛ چرا که ظهور ایشان، پاداش صبر بر این بلاهای حتمی و قطعی پیش از ظهور به شمار میرود.
لنبلونکم
ر یشه این واژه به «ب ل ی» بازمیگردد. هنگامی که گفته میشود: «أَبْلَيْتُ فُلَانًا» یعنی «او را آزمودم» و با این آزمایش، به شناخت او دست یافتم. همچنین غم و اندوه نیز «بَلَاء» نامیده شده است، از آن جهت که بدن را فرسایش میدهد[2]
خوف
ر یشه این واژه به «خ و ف» بازمیگردد که بر ترس و هراس دلالت دارد. وقتی گفته میشود: «خِفْتُ الشَّیءَ خَوْفاً» یعنی از چیزی ترسیدم. [3] خوف، انتظار و پیشبینی یک امر ناخوشایند و ناپسند است، بر اساس نشانهای احتمالی یا یقینی. همانگونه که «رجاء»(امیدواری و چشمداشت) به چیزی دوستداشتنی تعلق میگیرد، بر پایه نشانهای احتمالی یا واقعی. نقطه مقابل خوف، «امن»(ایمنی و آرامش) است و این هر دو در امور دنیوی و اخروی به کار میروند[4]
جوع
ریشه «ج و ع» به معنای گرسنگی است که ضد «سیری» به شمار میرود. وقتی گفته میشود: «عام مَجاعَةٍ» و «مَجُوعَةٍ» یعنی سال قحطی و خشکسالی[5]. در آیه مورد بحث، این واژه در مورد انسانهای خودساخته و وارستهای به کار رفته است که از آزمایشها و مشکلات، پیروز و بیرون آمدهاند
نقص من الاموال
نقْص به معنای زیان در بهره و نصیب است. «نُقْصان» مصدر آن است و همچنین به مقدار چیزی که از چیزی کم شده نیز گفته میشود و اسمی برای آن مقدار به کار میرود. وقتی گفته میشود: «نَقَصَ الشَّیءُ نَقْصاً و نُقْصاناً» یعنی چیز کم و کاسته شد.[6] در اینجا(در آیه مورد بحث) با توجه به واژه «اموال»، مراد کاستی در اموال است.
الانفس
مفرد «نُفُوس»(در آیه) «نَفْس» به معنای جان و روح است. «نَفْس»(با سکون فاء) به معنای خون نیز به کار میرود؛ زیرا وقتی خون از تن انسان از دست برود، در حقیقت جان(نفس) خود را از دست داده است.[7]
ثمرات
مفرد «ثَمَرات»(در آیه) «ثَمَر» به معنای بارِ درخت است. «ثَمَر» انواع مال و دارایی را نیز گویند. [8] «الشَّجَرُ الثَّامِر» به درختی گفته میشود که هنگام میوه دادن، میوهاش رسیده باشد و «المُثْمِر» درختی است که میوه در آن وجود دارد. وقتی گفته میشود: «ثَمَرَ الرَّجُلُ مالَهُ» یعنی مرد دارایی خود را به بهترین نحو حفظ و از آن نگهداری کرد. و در دعا گفته میشود: «ثَمَّرَ اللَّهُ مالَهُ» یعنی خداوند مالش را پربرکت و فزون گرداند[9]
الصابرین
«صبر» دارای سه معناست: اوّل: حبس و بازداشتن؛ دوم: بالای هر چیزی؛ سوم: نوعی از سنگها. [10] در اینجا مراد معنای اوّل است. وقتی گفته میشود: «صَبَرْتُ نَفْسی عَلَی ذلِک الأمرِ» یعنی خود را بر آن کار حبس کردم و نگه داشتم. [11]
راغب در مفردات درباره این معنا میگوید:
«الصَّبْر» شکیبایی و خودداری نفس است بر آنچه عقل و شرع حکم میکند و آن را میطلبد، یا آنچه را که عقل و شرع، خودداری نفس از آن را ایجاب مینماید. پس صبر و شکیبایی لفظی عام است و چه بسا بر حسب اختلاف مورد، نامهای مختلفی داشته باشد:
- اگر صبر و شکیبایی نفس برای مصیبتی باشد، واژه «صبر» به کار میرود نه چیز دیگر، و ضدّش «جزع»(بیتابی) است.
- اگر صبر در جنگ و محاربه باشد، «شجاعت» و «پایداری» نامیده میشود که ضدّش «ترس» و «بُزدلی» است.
- هرگاه صبر در کاری ملالآور و دلتنگکننده باشد، «ظرفیّت داشتن» و «دلدار بودن» نامیده میشود که ضدّش «کمظرفیّتی» و «دلتنگی» است.
- و زمانی که صبر در خودداری از سخن گفتن باشد، «کتمان» نامیده میشود و ضدّش «فاش کردن سخن» و «ناآرامی» است. [12]
تفسیر آیه
خداوند در این آیه به مسئله «آزمایش و چهرههای گوناگون آن» اشاره میکند و میفرماید: «بهطور قطع ما همه شما را با اموری همچون ترس، گرسنگی، زیان مالی، زیان جانی و کمبود میوهها آزمایش میکنیم»(وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ) . و از آنجا که پیروزی در این امتحانات، جز در سایهٔ مقاومت و پایداری ممکن نیست، در ادامه آیه میفرماید: «و بشارت ده صابران و پایداران را»(وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ) . آناناند که از عهده این آزمایشهای سخت به خوبی برمیآیند و بشارت پیروزی متعلق به آنهاست، اما سستعهدانِ بیاستقامت، از بوته این آزمایشها سیهروی درمیآیند .[13]
علامه طباطبایی در این باره معتقد است که پس از آنکه در آیات پیشین، مؤمنان را امر فرمود تا از صبر و نماز کمک بگیرند، و نیز نهی فرمود از اینکه کشتگان راه خدا را مرده بخوانند و آنان را زنده معرفی کرد، اکنون در این آیه، علت آن امر و آن نهی را بیان میکند و توضیح میدهد که چرا ایشان را به آن خطابها مخاطب ساخت. آن علت این است که به زودی ایشان را به بوته آزمایشی میبرد و به دین حنیف نمیرسند، مگر به آن آزمایش و ابتلائات؛[14] و آن عبارت است از جنگ و کشتهشدن که یگانه راه پیروزی در آن این است که خود را در این دو قلعه محکم، یعنی صبر و نماز، متحصن کنند و از این دو نیرو مدد بگیرند. و افزون بر آن دو نیرو، یک نیروی سوم نیز داشته باشند و آن، طرز فکر صحیح است؛ که هیچ قومی داراى این فکر نشدند، مگر آنکه به هدفشان، هرچه هم بلند بوده، رسیدهاند و نهایت درجه کمال خود را یافتهاند. [14]
دلالت آیه بر مهدویت
ذیل آیه « وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ، وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ» چندین روایت با مضامین گوناگون درباره ابتلائات دوران غیبت و پیش از ظهور اشاره دارد:
روایت اول
حَدَّثَنا أبي رضى الله عنه، قالَ: حَدَّثَنا عَبدُ اللَّهِ بنُ جَعفَرٍ الحِميَرِيُّ، عَن أحمَدَ بنِ هِلالٍ، عَنِ الحَسَنِ بنِ مَحبوبٍ، عَن أبي أيّوبَ الخَزّازِ وَالعَلاءِ بنِ رَزينٍ، عَن مُحَمَّدِ بنِ مُسلِمٍ، قالَ: سَمِعتُ أبا عَبدِ اللَّه(ع) يَقولُ: إنَّ قُدّامَ القائِمِ عَلاماتٍ تَكونُ مِنَ اللَّهِ عز و جل لِلمُؤمِنينَ، قُلتُ: وما هِيَ جَعَلَنِيَ اللَّه فِداكَ؟ قالَ: ذلِكَ قَولُ اللَّهِ عز و جل: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ» يَعنِي المُؤمِنينَ قَبلَ خُروجِ القائِم(ع) بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ» قالَ: يَبلوهُم «بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ» مِن مُلوكِ بَني فُلانٍ في آخِرِ سُلطانِهِم، «وَ الْجُوعِ» بِغَلاءِ أسعارِهِم، «وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ» قالَ: كَسادُ التِّجاراتِ وقِلَّةُ الفَضلِ. ونَقصٍ مِنَ الأَنفُسِ، قالَ: مَوتٌ ذَريعٌ ونَقصٍ مِنَ الثَّمَراتِ، قالَ: قِلَّةُ رَيعِ ما يُزرَعُ، «وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ» عِندَ ذلِكَ بِتَعجيلِ خُروجِ القائِم(ع) . ثُمَّ قالَ لي: يا مُحَمَّدُ، هذا تَأويلُهُ، إنَّ اللَّهَ تَعالى يَقولُ: «وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ» [15]
محمّد بن مسلم-: شنيدم كه امام صادق(ع) مىفرمايد: «پيش از [ظهور] قائم، نشانههايى از جانب خداى عز و جل براى مؤمنان روى مىدهد»گفتم: خدا مرا فدايت كند! آنها چه هستند؟فرمود: «همان سخن خداى عز و جل: «و بى گمان، شما را مىآزماييم»، يعنى مؤمنان را، پيش از خروج قائم و «با چيزى از هراس و گرسنگى و كاستى مال و جان و محصولات، و شكيبايان را بشارت بده»» فرمود: «آنان را «با چيزى از هراس» از پادشاهان فلان طايفه در آخر حكومتشان مىآزمايد و با «گرسنگى» يعنى بالا رفتن قيمتهايشان، «و كاستى اموال» يعنى كسادى تجارتها و كمى سود، «و كاستى جانها»، يعنى مرگى سريع و فراوان، «و كاستى محصولات» يعنى اندك بودن گل و شكوفه آنچه كاشته مىشود، «و شكيبايان را بشارت بده» كه اين هنگام، تعجيل در خروج قائم(ع) است»سپس به من فرمود: «اى محمّد! تأويل آيه اين است و خداوند متعال مىفرمايد: «تأويل آن را جز خداوند و راسخان در علم نمىدانند»
در این روایت، امام صادق(ع) نشانههای پیش از قیام قائم را نه صرفاً به عنوان رویدادهای عادی، بلکه به عنوان نوعی آزمون الهی برای مؤمنان تفسیر میکنند. ایشان آیۀ «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ» را بر مصادیق عینی آخرالزمانی تطبیق میدهند. که این خود روشی عمیق در تأویل باطنی قرآن است. نکته محوری آن است که این بلاها پیش از ظهور نه مجازات عمومی، بلکه غربال و تصفیۀ مؤمنان از ناخالصیهاست. «خوف» در این روایت به ترس از پادشاهان ستمگر بنیفلان در واپسین روزهای حکومتشان تفسیر شده که نشان میدهد اضمحلال قدرتهای طاغوتی با اوجگیری فشار بر مؤمنان همراه است. «جوع» به گرانی و فشار اقتصادی تعبیر شده، نه قحطی مطلق. «نقص از اموال» به فساد تجارت و کاهش سود و برکت اشاره دارد که مختل شدن نظم اقتصادی عادلانه را میرساند. «نقص از انفس» مرگهای سریع معنا شده که میتواند شامل بیماریهای گسترده یا شهادتهای پیدرپی باشد. «نقص از ثمرات» کاهش بازدهی زراعت و کمبرکتی میوههاست، نه نابودی کامل.
جالب آنکه در پایان، خروج قائم(ع) به عنوان بشارت برای صابران معرفی میشود، نه پایانِ مطلق بلاها.
روایت دوم
أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ ابْنُ عُقْدَةَ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ يُوسُفَ بْنِ يَعْقُوبَ أَبُو الْحَسَنِ الْجُعْفِيُّ مِنْ كِتَابِهِ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ مِهْرَانَ عَن الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا بُدَّ أَنْ يَكُونَ قُدَّامَ الْقَائِمِ سَنَةٌ يَجُوعُ فِيهَا النَّاسُ وَ يُصِيبُهُمْ خَوْفٌ شَدِيدٌ مِنَ الْقَتْلِ وَ نَقْصٌ مِنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ فَإِنَّ ذَلِكَ فِي كِتَابِ اللَّهِ لَبَيِّنٌ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ.[16]
ابى بصير از امام صادق(ع) نقل کرد که آن حضرت فرمود:
«ناچار باید پیش از قیام قائم(عج) سالی باشد که مردم در آن سال گرسنه بمانند و از دو ناحیه، ترس و سختی آنان را فرا گیرد: از کشتار، و از کمیِ ثروتها، جانها و میوهها. و این مطلب در کتاب خدا بهروشنی بیان شده است» سپس آن حضرت این آیه را تلاوت فرمود: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ»
در این روایت نیز امام صادق(ع) باز هم آیه «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ» را محور نشانههای پیش از ظهور قرار میدهند. در این روایت از عبارت «لا بُدَّ» استفاده شده که نشاندهنده قطعیت و حتمیت این وقایع است، این جزمیت، فضای روایت را از هشدار به اخطاری صریح و غیرقابلاجتناب تبدیل میکند. در ادامه این روایت تأکید دارد: «یَجُوعُ فِیهَا النَّاسُ» یعنی مردم در آن سال گرسنگی میکشند، نه فقط گرانی و فشار اقتصادی. تعبیر «خَوْفٌ شَدِیدٌ مِنَ الْقَتْلِ» دقیقاً مصداق ترس از کشته شدن را مشخص میکند و خوف عینیتر، فردیتر و مهلکتر به نظر میرسد.
روایت سوم
عن الثمالي قال سألت أبا جعفر ع عن قول الله «لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ» قال: ذلك جوع خاص و جوع عام، فأما بالشام فإنه عام و أما الخاص بالكوفة يخص و لا يعم، و لكنه يخص بالكوفة أعداء آل محمد عليه الصلاة و السلام فيهلكهم الله بالجوع، و أما الخوف فإنه عام بالشام و ذاك الخوف إذا قام القائم ع، و أما الجوع فقبل قيام القائم ع، و ذلك قوله «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ»[17].
عيّاشى به سند خود از ابوحمزه ثمالی آورده است که گفت: از حضرت ابوجعفر، امام باقر(ع)، درباره فرموده خداوند عزّوجلّ: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ»(یعنی: و بهیقین شما را با چیزی از ترس و گرسنگی آزمایش میکنیم) پرسیدم.
حضرت فرمود: «این یک گرسنگیِ خاص و یک گرسنگیِ عام است. گرسنگیِ عام در شام خواهد بود و گرسنگیِ خاص در کوفه است که اختصاص مییابد و عمومیت ندارد؛ ولی در کوفه به دشمنان آل محمّد(صلواتالله علیهم) اختصاص خواهد یافت. پس خداوند آنها را به گرسنگی هلاک خواهد کرد»
ترس در شام عامّ است و آن ترس، زمانی است كه قائم(ع) بهپا خيزد. گرسنگى نيز پيش از قيام قائم(ع) است و همين است فرمودهى خداوند: (و البتّه شما را به چيزى از ترس و گرسنگى مىآزماييم)»
در این روایت بر خلاف دو روایت پیشین، کلید فهم نشانههای پیش از ظهور بر تمایز میان «عام» و «خاص» استوار شده است.
امام باقر پدیدههای پیشگوییشده در آیۀ «لنبلونکم» را یکسان و همگانی نمیبینند، بلکه هر یک را منطبق بر منطقه و گروهی خاص تفسیر میکنند. ابتدا به سراغ «جوع» میروند و آن را به دو گونه تقسیم میکنند: جوع عام که در شام(منطقهای وسیعتر، شامل سوریه و اطراف آن) رخ میدهد، و جوع خاص که مختص کوفه است. اما نکته ظریف آنکه جوع خاصِ کوفه، همگانی نیست، بلکه فقط دشمنان خاندان پیامبر(ص) را دربر میگیرد و این گرسنگی آنقدر شدید است که خداوند به واسطۀ آن، آنان را هلاک میکند. این بدان معناست که قحطی در کوفه نه یک بلای طبیعی صرف، که نوعی عذاب الهیِ انتخابی است که مؤمنان یا بیطرفان را هدف نمیگیرد. در مقابل، «خوف»(ترس) در این روایت کاملاً عام توصیف شده و در شام روی میدهد، اما زمان آن متفاوت است: خوف زمانی است که قائم(ع) قیام میکند، نه قبل از آن. در حالی که جوع پیش از قیام قائم اتفاق میافتد. این روایت نقشۀ جغرافیایی-زمانی روشنی ترسیم میکند: پیش از ظهور، گرسنگی عام در شام و گرسنگی خاصِ هلاکتبار برای دشمنان اهلبیت در کوفه رخ میدهد؛ سپس هنگام قیام، ترسی عمومی سراسر شام را فرا میگیرد. از منظر محتوایی، این حدیث سه برجستگی دارد: اول، زمینی و مکانی کردن نشانهها برخلاف روایاتی که نشانهها را جهانی و نامتعین فرض میکنند. دوم، تمایز میان مؤمن و دشمن در دریافت بلا – جوعِ خاصِ کوفه فقط دامن دشمنان را میگیرد و آنان را نابود میکند، نه اینکه امتحانی همگانی باشد. سوم، جدا کردن زمانِ وقوع خوف از جوع: جوع پیش از قیام، خوف همزمان با قیام. این روایت در واقع آیه را بر مقطعی خاص و مکانی مشخص تطبیق میدهد و از آن هشداری هوشمندانه میسازد: کسانی که در کوفه(یا به تعبیر امروزی، عراق) دشمنی اهلبیت دارند، پیش از ظهور با قحطی هلاککننده مواجه خواهند شد، در حالی که ترس عمومی هنگام قیام، مؤمنان را نیز در بر میگیرد، اما این ترس همراه با بشارت قیام است. به این ترتیب، این روایت خوانش دقیقتری از عدالت در بلاهای پیشاظهور ارائه میدهد: هر نشانهای نه برای همه، بلکه بهحسب استحقاق و مکان و زمان تقسیم شده است
پانویس
- ↑بقره، آیه 156.
- ↑راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ص 145
- ↑ابن فارس، معجم المقاييس اللغة، ج 2، ص 230
- ↑راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ص: 303
- ↑ابن فارس، معجم المقاييس اللغة، ج 1، ص: 495
- ↑ابن فارس، معجم المقاييس اللغة، ج 5، ص: 470؛ فراهیدی، كتاب العين، ج 5، ص: 65
- ↑ابن فارس، معجم المقاييس اللغة، ج 5، ص: 460
- ↑فراهیدی، كتاب العين، ج 8، ص 22.
- ↑ابن فارس، معجم مقاييس اللغة، ج 1، ص 388.
- ↑ابن فارس، معجم المقاييس اللغة، ج 3، ص 329.
- ↑ابن فارس، معجم المقاييس اللغة، ج 3، ص 329.
- ↑راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ص 474.
- ↑مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ج 1، ص 525.
- الفبطباطبایی، الميزان في تفسير القرآن، ج 1، ص: 352.
- ↑صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 649.
- ↑نعمانی، الغيبة، ص 250.
- ↑عیاشی، تفسير العياشي، ج 1، ص 68
منابع
- ابن بابویه، محمد، کمال الدین و تمام النعمة، تحقیق علیاکبر غفاری، دوم، انتشارات اسلامیه، تهران، 1395، دوم.
- ابن فارس، أحمد بن فارس، معجم مقاييس اللغة، مصحح: هارون، عبد السلام محمد، قم: مكتب الاعلام الاسلامي، 1404 ق.
- راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، محقق داوودى، صفوان عدنان، دار القلم- الدار الشامية، بيروت- دمشق، 1412 ق،
- طباطبایی، محمد حسین، (ع) المیزان»، پنچم، دفتر انتشارات اسلامى جامعهى مدرسين حوزه علميه، قم، 1417
- عیاشی، محمد بن مسعود تفسیر عیاشی، تهران، چاپخانه علمیه، 1380 ق.
- فراهیدی، خلیل بن احمدالعین، نشر هجرت، قم، 1405 ق.
- مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه تهران: دار الكتب الإسلامية، 1374 ش
- نعمانی، محمد بن ابراهيم، الغيبة، محقق: غفارى، علىاكبر، تهران، مكتبة الصدق، 1397.


