آیه ۱۴۸ سوره بقره - یاران امام مهدی
آیه ۱۴۸ سوره بقره - یاران امام مهدی، از دانشنامه جامع مجازی ویکی مهدویت
وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً[1] پس در كارهاى نيك، از يكدیگر پيشى گيريد. هركجا باشيد، خداوند همهى شما را گرد خواهد آورد.
شرح مختصر
در تفسیر آیه 148 سوره بقره خداوند در پاسخ به جنجالآفرینی یهود درباره تغییر قبله می فرماید هر گروه و طايفهاى قبلهاى دارد كه خداوند آن را تعيين كرده است. سپس به جای مشاجره بر سر مسائل فرعی، دستور به سبقت گرفتن در کارهای نیک میدهد که معیار اصلی ارزش انسان است .اما این آیه بر اساس روایات، درباره گردهمایی معجزهآسای ۳۱۳ یار امام مهدی(عج) بدون قرار قبلی نازل شده و «خیرات» در آیه به معنای ولایت اهل بیت است. یاران همچون ابرهای پاییزی در یک ساعت جمع میشوند؛ برخی از بستر خود ناپیدا گشته و صبح در مکهاند و برخی در ابر سیر میکنند. آنان میان رکن و مقام با امام بیعت نموده است.
واژه شناسی آیه
مُولی
«مولی» از ریشه «ولی» به معنای قرب و نزدیکی است.[2] از مشتقات این کلمه، واژه «تَوْلِیَة» به معنای روی آوردن و استقبال کردن میباشد که در آیات مورد نظر همین معنا مدنظر است. همچنین آیه «فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ» نیز در همین معنا به کار رفته است.[3]
وجهه
«وجهه» از ریشه «وجه» اصلی است واحد که دلالت میکند بر روبرو شدن با چیزی [4] اما گسترش معنایی پیدا کرده است مانند: رویآورنده و پیشانی هر چیز[5]، معنای چهره و صورت . [6] فراهیدی در العین می گوید: جهة: یعنی قبله و مانند آن، در هر چیزی که به آن روی آوری و در آن وارد شوی.«تَوَجَّهُوا إِلَيْك» یعنی: رویهایشان را به سمت تو گرداندند [7].راغب در مفردات میگوید: «وجهه» به معنای مقصد است و در جایی به کار میرود که به چیزی توجه شود.[8]
در میان مفسران براى كلمهِ «وجْهَةٌ» چندین معنا ذکر شده است: قبله و طريقه. اگر اين كلمه را همانند اكثر مفسّران به معناى قبله بگيريم، معناى آيه این است: و براى هر كس قبلهاى است كه به آن سوى رو مىكند. امّا اگر كلمه «وجْهَةٌ» را به معناى طريقه و شيوه بگيريم، معناى آيه اين است: براى هر انسان يا گروهى، راه و طريقى است كه به سوى همان راه كشيده مىشود و هر كس راهى را سپرى مىكند. و اين معنا نظير آيهى 84 سورهى اسراء است كه فرمود: «كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ» بعضى مفسّران، مراد از «هوَ» در «هُوَ مُوَلِّيها» را خدا دانستهاند كه در اين صورت معناى آيه چنين مىشود: هر كس قبلهاى دارد كه خداوند آن را تعيين كرده است.[9]
الخیرات
خیرات از واژه «خیر» به معنای عطف و مِیل است، سپس معانی دیگر بر آن حمل میشود.[10] مثلا وقتی گفته می شود: رجُلٌ خَيْرٌ» و «امرأةٌ خَيْرَةٌ» یعنی مرد یا زن برتر و شایسته در صلاح و نیکوکاری خود.[11]
در این آیه مراد از خیرات طاعت و قبول اوامر خداوند معنا شده است. [12]
تفسیر آیه
اين آيه در حقيقت پاسخى به قوم يهود است كه پيرامون موضوع تغيير قبله سر و صداى زيادى به راه انداخته بودند، که خداوند در این آیه مىگويد: هر گروه و طايفهاى قبلهاى دارد كه خداوند آن را تعيين كرده است: (لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها) [13]قبله يك امر قراردادى و اعتبارى است، نه يك امر تكوينى ذاتى، تا تغيير و تحول نپذيرد، با اين حال، ديگر بحث كردن و مشاجره براه انداختن در باره آن فائدهاى براى شما ندارد[14]
در ادامه خداوند می فرماید: فاسْتَبِقُوا الْخَيْرات در عوض اينكه تمام وقت خود را صرف گفتگو در اين مساله فرعى كنيد به سراغ خوبيها و پاكيها برويد كه ميدان وسيع و گستردهاى دارد و در آن از يكديگر پيشى گيريد، زيرا معيار ارزش وجودى شما عمل پاك و نيك شما است.
اين حرفها را بگذاريد، و بدنبال خيرات شتاب بگيريد، و از يكديگر سبقت جوييد كه خداى تعالى همگى شما را در روزى كه شكى در آن نيست جمع مىكند، و لو هر جا كه بوده باشيد. كه خدا بر هر چيزى توانا است.[15]
دلالت آیه بر مهدویت
ذیل آیه «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً» روایات فراوانی با مضامین گوناگون درباره یاران امام مهدی(عج) در هنگامه ظهور وارد شده است. فراوانی این روایات، ما را از بررسی سندی بینیاز میکند. در اینجا تنها به چند روایت به ترتیب تاریخی منابع، همراه با تحلیل آنها اشاره میشود:
روایت اول
عليّ بن إبراهيم قال حدّثني أبي، عن ابن أبي عمير، عن منصور بن يونس، عن أبي خالد الكابليّ قال: قال أبو جعفر(ع) فَيَكُونُ أَوَّلُ مَنْ يُبَايِعُهُ جَبْرَئِيلَ ثُمَّ الثَّلَاثُمِائَةِ وَ الثَّلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا- فَمَنْ كَانَ ابْتُلِيَ بِالْمَسِيرِ وَافَاهُ- وَ مَنْ لَمْ يُبْتَلَ بِالْمَسِيرِ فُقِدَ عَنْ فِرَاشِهِ- وَ هُوَ قَوْلُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ هُمُ الْمَفْقُودُونَ عَنْ فُرُشِهِمْ- وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ: «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ- أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً» قَالَ: الْخَيْرَاتُ الْوَلَايَة[16]
علىّ بن ابراهيم در تفسيرش در روایت بلندی بعد از آنکه امام ظهور کرد از قول امام باقر نقل می کند که حضرت فرمودند: پس نخستين كسى كه با او بيعت كند، جبرئيل است. سپس آن 313 مرد(بيعت كنند) و هركدام از ايشان كه(بيرون از خانهاش و) در راه باشد، در مقصد (به آن حضرت(ع) ) خواهد پيوست و هركس در سفر نباشد، از بسترش مفقود خواهد شد [و همين است فرمودهى امير المؤمنين(ع): آناناند مفقودشدگان از خوابگاههايشان] و آن فرمودهى خداوند است: (پس به خيرات(- كارهاى نيك) پيشى گيريد. هركجا باشيد، خداوند همهى شما را خواهد آورد)»[در اينجا امام باقر(ع) ] فرمود: «خيرات ولايت است» .
بر اساس این روایت، نخستین کسی که با حضرت بیعت میکند، جبرئیل(ع) است. این نشان از جایگاه ویژه بیعت الهی و تأیید آسمانی برای قیام آن حضرت دارد. در ادامه اشاره به ۳۱۳ نفر نشان میدهد که تشکیل حکومت جهانی حضرت، با هسته مرکزی از یاران ممتاز آغاز میشود.
عبارت «مَنْ کانَ ابْتُلِیَ بِالْمَسِیرِ وَافَی، وَ مَنْ لَمْ یُبْتَلَ بِالْمَسِیرِ فَمِنْ فِرَاشِهِ» یعنی برخی یاران در راه هستند و برخی از بستر خود(به صورت اعجازآمیز و فوری) به حضور امام میرسند. این مطلب با آیه «أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً» تطبیق داده شده است.
امام باقر(ع) در پایان، «استباق خیرات» را به ولایت تفسیر میکنند، یعنی پیشتازی در پذیرش ولایت اهل بیت(ع) و اطاعت از امام زمان(ع) همه در چارچوب نظام ولایی معنا میشود.
روایت دوم
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ أَبِي خَالِدٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً قَالَ الْخَيْرَاتُ الْوَلَايَةُ وَ قَوْلُهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً يَعْنِي أَصْحَابَ الْقَائِمِ الثَّلَاثَمِائَةِ وَ الْبِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلًا قَالَ وَ هُمْ وَ اللَّهِ الْأُمَّةُ الْمَعْدُودَةُ قَالَ يَجْتَمِعُونَ وَ اللَّهِ فِي سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ قَزَعٌ كَقَزَعِ الْخَرِيفِ. [17]
ابو خالد از امام باقر(ع) روايت كند كه در گفتار خداى عز و جل: «به نيكيها پيشى گيريد، هر كجا باشيد خداوند همه شما را بياورد»(سوره بقره آيه 148) فرمود: مقصود از نيكيها ولايت (اهل بيت(علیهم السلام) ) است، و مقصود از گفتار خداى تبارك كه «هر كجا باشيد خداوند همه شماها را بياورد» اصحاب حضرت قائم(ع) هستند كه متجاوز از سيصد و ده نفر مردند، فرمود: و آنهايند- بخدا سوگند- «امت معدودة»(جمع معين يا شمرده) (كه خداوند در سوره هود آيه 8 ذكرشان فرموده) و آنها در يك ساعت گرد آيند مانند پارههاى ابر پائيز(كه گرد هم جمع شوند) .
امام باقر(ع) تصریح میکنند که منظور از «استباق خیرات» در آیه، پیشی گرفتن در پذیرش ولایت اهل بیت(ع) است. این تفسیر، نگاه رایج در برخی تفاسیر(مانند نیکیهای عادی یا نماز و روزه) را به سمت محوریت ولایت سوق میدهد.
در ادامه «این ما تکونوا یأت بکم الله جمیعاً» به طور خاص به یاران حضرت مهدی(عج)، یعنی ۳۱۳ نفر، نسبت داده شده است. بنابراین آیه تنها یک قاعده کلی در باب قدرت خداوند بر گردآوری نیست، بلکه وعدهای خاص برای گردهمایی معجزهآسای یاران امام زمان است. امام با سوگند(«هُمْ وَ اللَّهِ») تأکید میکنند که این ۳۱۳ نفر همان «امت معدوده»(امتی شمارششده یا خاص) هستند .این تعبیر معمولاً به معنای گروهی اندک و مشخص در مقابل امت کثیره است.
تشبیه «قَزَعٌ کَقَزَعِ الْخَرِیفِ» – پارههای ابر در فصل پاییز که به سرعت از هر سو میآیند و به هم میپیوندند نشاندهنده سرعت، پراکندگی اولیه و جمعشدن ناگهانی و هماهنگ یاران از نقاط مختلف جهان بدون آنکه مقدمهچینی عادی شکل گرفته باشد.
روایت سوم
أَخْبَرَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يُونُسَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْقُرَشِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ ضُرَيْسٍ عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْكَابُلِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ أَوْ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ع أَنَّهُ قَالَ: الْفُقَدَاءُ قَوْمٌ يُفْقَدُونَ مِنْ فُرُشِهِمْ فَيُصْبِحُونَ بِمَكَّةَ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً وَ هُمْ أَصْحَابُ الْقَائِمِ ع.[18] ابو خالد كابلى از امام سجاد- يا از امام باقر(ع) روايت كرده كه آن حضرت فرمود: «ناپديدشوندگان گروهى هستند كه از بسترهايشان گم مىشوند و صبح در مكّه خواهند بود، و اين است فرمايش خداى عزّ و جلّ: «هر كجا باشيد خداوند همگى شما را باز مىآورد و ايشان ياران حضرت قائم(ع) مىباشند»
در این عبارت، «مفقودشدگان» را افرادی معرفی میکنند که ناگهان از بسترهایشان ناپدید میشوند. واژه «یُفْقَدُونَ» به معنای گم شدن و ناپیدا گشتن است، اما نه به دلیل مرگ یا گمراهی عادی، بلکه به صورت اعجازآمیز و ارادی از سوی خداوند است.
روایت چهارم
أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ بْنِ عُقْدَةَ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ التَّيْمُلِي قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ وَ مُحَمَّدٌ ابْنَا عَلِيِّ بْنِ يُوسُفَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ رَجُلٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا أُذِنَ الْإِمَامُ دَعَا اللَّهَ بِاسْمِهِ الْعِبْرَانِيِّ فَأُتِيحَتْ لَهُ صَحَابَتُهُ الثَّلَاثُمِائَةِ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ قَزَعٌ كَقَزَعِ الْخَرِيفِ فَهُمْ أَصْحَابُ الْأَلْوِيَةِ مِنْهُمْ مَنْ يُفْقَدُ مِنْ فِرَاشِهِ لَيْلًا فَيُصْبِحُ بِمَكَّةَ وَ مِنْهُمْ مَنْ يُرَى يَسِيرُ فِي السَّحَابِ نَهَاراً يُعْرَفُ بِاسْمِهِ وَ اسْمِ أَبِيهِ وَ حِلْيَتِهِ وَ نَسَبِهِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَيُّهُمْ أَعْظَمُ إِيمَاناً قَالَ الَّذِي يَسِيرُ فِي السَّحَابِ نَهَاراً وَ هُمُ الْمَفْقُودُونَ وَ فِيهِمْ نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ- أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً[19].
مفضّل بن عمر گويد: امام صادق(ع) فرمود: «هنگامى كه به امام اجازه(ظهور) داده مىشود خدا را به نام عبرانيش مىخواند سيصد و سيزده نفر ياران آن حضرت براى او(ع) گرد آورده مىشوند و همچون پاره پاره ابر پائيزىاند، آنان پرچمدارنند، بعضى از ايشان شبانه از بسترش ناپديد مىگردد و بامداد در مكّه است، و پارهاى از ايشان در روز ديده مىشود كه در ميان ابر مىرود و نام خودش و نام پدرش و مشخّصاتش و نسبش شناخته شده است، عرض كردم: فدايت گردم كدام يك از ايشان از نظر ايمان برتر است؟ فرمود: همان كه در روز ميان ابر مىرود. و ايشانند آن ناپديدشوندگان و اين آيه در مورد آنان نازل شده: «هر كجا باشيد خداوند شما را جملگى مىآورد»
امام صادق(ع) میفرمایند هنگامی که به امام (عصراذن ظهور داده شود، آنگاه این رویدادها رخ میدهد. پس قیام منوط به اجازه ویژه از جانب خداست، نه اراده فردی امام.
امام برای جذب یاران، خدا را با نام عبرانی(یکی از اسماء خاص الهی که احتمالاً از زبان عبری یا به معنای نامی غیرعربی و مکتوم) میخواند. این نشان از بهرهمندی از اسم اعظم و ارتباط فرازبانی و فرامکانی با یاران دارد.
تکرار تعبیر «قزع کقزع الخریف» که در روایت اسماعیل بن جابر نیز آمده بود. تأکید بر پراکندگی ظاهری و جمعشدن ناگهانی و هماهنگ. امام این ۳۱۳ نفر را «اصحاب الالویه»(پرچمداران) معرفی میکند. یعنی هر کدام از آنان نه سرباز عادی، بلکه فرمانده و پرچمبخش لشکری از یاران دیگر خواهند بود
در ادامه حدیث به دو گروه از یاران با دو روش متفاوت اشاره می کند:
- گروه اول: کسانی که شب از بستر خود ناپدید میشوند و صبح در مکهاند.
- گروه دوم: کسانی که در روز دیده میشوند در حال حرکت در میان ابر، و شناخته شدهاند به اسم، نام پدر، چهره و نسب.
در ادامه مفضل از امام سوال می کند کدام یک ایمانشان عظیمتر است؟ پاسخ: همان کسی که در روز در ابر سیر میکند. یعنی نه تنها هر دو گروه معجزهگونه حاضر میشوند، بلکه مرتبه ایمانی آنان نیز متفاوت است و گروه «سائران در ابر» مقام بالاتری دارند.
امام در پایان میفرمایند: «و هم المفقودون»(ایشان همان ناپدیدشدگانند) و آیه أین ما تکونوا یأت بکم الله جمیعاً درباره آنان نازل شده است. آیه بر هر دو روش صدق میکند، هرچند مصادیق آن متفاوتاند.
روایت پنجم
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يُوسُفَ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ مِهْرَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ وَ وُهَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِهِ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً قَالَ نَزَلَتْ فِي الْقَائِمِ وَ أَصْحَابِهِ يَجْتَمِعُونَ عَلَى غَيْرِ مِيعَادٍ.[20]
ابو بصير از امام صادق(ع) روايت كرده كه در معنى اين آيه فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً: «پس در كارهاى نيكو و شايسته بر يك ديگر پيشى جوئيد خداوند(در روز قيامت) شما را هر كجا كه باشيد گرد مىآورد» آن حضرت فرمود: اين آيه در باره حضرت قائم(ع) و ياران او نازل شده، و آنان بدون قرار قبلى گرد هم مىآيند»
امام صادق(ع) در این روایت به صراحت میفرمایند که آیه فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً درباره حضرت قائم(ع) و یاران او نازل شده است. این دیدگاه، تفسیر آیه را از یک مفهوم عام اخلاقی یا معادشناختی، به یک واقعه عینی و تاریخی در عصر ظهور اختصاص میدهد. «یجتمعون علی غیر میعاد» یعنی بدون قرار قبلی و وعدهگاه از پیش تعیینشده.
روایت ششم
أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ هَؤُلَاءِ الرِّجَالِ الْأَرْبَعَةِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ وَ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ الْكُلَيْنِيُّ أَبُو جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ وَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عِمْرَانَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى قَالَ وَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ قَالَ وَحَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْمَوْصِلِيُّ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَاشِرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْبَاقِرُ ع...قَالَ فَيَجْمَعُ اللَّهُ عَلَيْهِ أَصْحَابَهُ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا وَ يَجْمَعُهُمُ اللَّهُ لَهُ عَلَى غَيْرِ مِيعَادٍ قَزَعاً كَقَزَعِ الْخَرِيفِ وَ هِيَ يَا جَابِرُ الْآيَةُ الَّتِي ذَكَرَهَا اللَّهُ فِي كِتَابِهِ- أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ فَيُبَايِعُونَهُ بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ وَ مَعَهُ عَهْدٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص قَدْ تَوَارَثَتْهُ الْأَبْنَاءُ عَنِ الْآبَاءِ ...[21]
جابر بن يزيد جعفىّ گويد: امام باقر(ع) فرمود: ... پس خداوند سيصد و سيزده نفر ياران آن حضرت را بر او گرد مىآورد، و خداوند آنان را بدون قرار قبلى براى او فراهم آورد بسان پارههاى ابر پائيز(كه متفرّقاند و بعد به هم مىپيوندند) اى جابر اين همان آيهاى است كه خداوند در كتاب خود آن را ذكر كرده است كه: أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً «هر كجا كه باشيد خداوند همگى شما را گرد مىآورد كه خدا بر همه چيز توانا است» پس در ميان ركن و مقام با او بيعت مىكنند و با او فرمان و وصيّت نامهاى از رسول خدا(ص) همراه است كه فرزندان آن را از پدران به ارث دريافت داشتهاند
در اینجا نیز مانند روایت پنجم، عبارت «عَلَی غَیرِ میعاد» تکرار شده است. اما نکته جدید این است که این تعبیر در کنار تشبیه «قَزَعاً کَقَزَعِ الخَرِیف»(مانند پارههای ابر پاییزی) آمده که در روایت دوم و چهارم نیز دیده میشد. بنابراین این روایت، مؤلفههای چند روایت پیشین را در خود جمع کرده است.
امام باقر(ع) پس از خواندن آیه، جمله «إِنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» را به صورت کامل از خود آیه نقل میکنند.این نشان میدهد که گردآوری یاران بدون قرار قبلی، نه یک رویداد نادر، بلکه جلوهای از قدرت نامحدود الهی در مقیاس کوچک است.
روایت هفتم
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ الشَّيْبَانِيُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ الْآدَمِيِ عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى ع إِنِّي لَأَرْجُو أَنْ تَكُونَ الْقَائِمَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّد الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً فَقَالَ ع يَا أَبَا الْقَاسِمِ مَا مِنَّا إِلَّا وَ هُوَ قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هَادٍ إِلَى دِينِ اللَّهِ وَ لَكِنَّ الْقَائِمَ الَّذِي يُطَهِّرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْأَرْضَ مِنْ أَهْلِ الْكُفْرِ وَ الْجُحُودِ وَ يَمْلَؤُهَا عَدْلًا وَ قِسْطاً هُوَ الَّذِي تَخْفَى عَلَى النَّاسِ وِلَادَتُهُ وَ يَغِيبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ وَ يَحْرُمُ عَلَيْهِمْ تَسْمِيَتُهُ وَ هُوَ سَمِيُّ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ كَنِيُّهُ وَ هُوَ الَّذِي تُطْوَى لَهُ الْأَرْضُ وَ يَذِلُّ لَهُ كُلُّ صَعْبٍ [وَ] يَجْتَمِعُ إِلَيْهِ مِنْ أَصْحَابِهِ عِدَّةُ أَهْلِ بَدْرٍ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا مِنْ أَقَاصِي الْأَرْضِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ فَإِذَا اجْتَمَعَتْ لَهُ هَذِهِ الْعِدَّةُ مِنْ أَهْلِ الْإِخْلَاصِ أَظْهَرَ اللَّهُ أَمْرَهُ فَإِذَا كَمَلَ لَهُ الْعَقْدُ وَ هُوَ عَشَرَةُ آلَافِ رَجُلٍ خَرَجَ بِإِذْنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَا يَزَالُ يَقْتُلُ أَعْدَاءَ اللَّهِ حَتَّى يَرْضَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.[22] عبد العظيم حسنىّ گويد: به امام جواد(ع) گفتم: اميدوارم شما قائم اهل- بيت محمّد باشيد كسى كه زمين را پر از عدل و داد نمايد همچنان كه آكنده از ظلم و جور شده باشد. فرمود: اى أبو القاسم! هيچ يك از ما نيست جز آنكه قائم به امر خداى تعالى و هادى به دين الهى است، امّا قائمى كه خداى تعالى به توسّط او زمين را از اهل كفر و انكار پاك سازد و آن را پر از عدل و داد نمايد كسى است كه ولادتش بر مردم پوشيده و شخصش از ايشان نهان و بردن نامش حرام است، و او همنام و هم كنيه رسول خدا(ص) است و او كسى است كه زمين برايش در پيچيده شود و هر دشوارى برايش هموار گردد و از اصحابش سيصد و سيزده تن به تعداد اصحاب بدر از دورترين نقاط زمين به گرد او فراهم آيند و اين همان قول خداى تعالى است كه فرمود: أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ و چون اين تعداد از اهل اخلاص به گرد او فراهم آيند خداى تعالى امرش را ظاهر سازد و چون عقد كه عبارت از ده هزار مرد باشد كامل شد به اذن خداى تعالى قيام كند و دشمنان خدا را بكشد تا خداى تعالى خشنود گردد.
این روایت از جهت «مراحل شمار یاران» متمایز است: نخست ۳۱۳ نفر جمع میشوند(که سبب اظهار امر الهی میگردد)، سپس تا ۱۰ هزار نفر تکمیل میشوند و آنگاه خروج انجام میشود. در سایر روایات معمولاً فقط به ۳۱۳ اشاره شده است.
در باره این موضوع روایات دیگری هم وجود دارد که تقریبا هم مضمون روایات قبلی است. [23] اما در مجموع این روایات می توان گفت آیه «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً» به «ولایت» اهل بیت(ع) تفسیر شده و درباره قیام حضرت مهدی(عج) و یاران ۳۱۳ نفره او نازل گردیده است. نخستین کسی که با امام بیعت میکند جبرئیل(ع) است. یاران بدون هیچ قرار قبلی و به صورت معجزهآسا، مانند پارههای ابر پاییزی که از هر سو جمع میشوند، در یک ساعت گرد هم میآیند. برخی از آنان از بستر خود ناپدید شده و صبح در مکه حاضر میشوند(مفقودون) و برخی در روز در میان ابر سیر میکنند که ایمانشان عظیمتر است. این ۳۱۳ نفر همان «امت معدوده»(امت شمارششده) هستند و هر کدام پرچمداری از لشکریان امام خواهند بود. آنان در میان رکن و مقام(رکن کعبه و مقام ابراهیم) با حضرت بیعت میکنند
پانویس
- ↑بقره، آیه: 148.
- ↑ابن فارس، معجم المقاييس اللغة، ج 6، ص 141
- ↑ابن منظور، لسان العرب، ج 15، ص: 414
- ↑ابن فارس، معجم المقاييس اللغة، ج 6، ص 88
- ↑فراهیدی، كتاب العين، ج 4، ص 66
- ↑راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ص 855
- ↑فراهیدی، كتاب العين، ج 4، ص: 66
- ↑راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ص: 855
- ↑قرائتی، تفسير نور، ج 1، ص: 229
- ↑ابن فارس، معجم المقاييس اللغة، ج 2، ص 232
- ↑فراهیدی، كتاب العين، ج 4، ص: 301.
- ↑طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 1، ص: 425.
- ↑مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ج 1، ص، 501.
- ↑طباطبایی، الميزان في تفسير القرآن، ج 1، ص 327.
- ↑طباطبایی، الميزان في تفسير القرآن، ج 1، ص 327.
- ↑قمی، تفسير القمي، ج 2، ص 205
- ↑محمد بن یعقوب کلینی، الكافي، ج 8، ص 313
- ↑نعمانی، الغيبة، ص 313
- ↑نعمانی، الغيبة، ص 313
- ↑نعمانی، الغيبة، ص 241.
- ↑نعمانی، الغيبة، ص 281
- ↑صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص: 377
- ↑كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص: 654 و كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص: 672.
منابع
- ابن فارس، أحمد بن فارس، معجم مقاييس اللغة، مصحح: هارون، عبد السلام محمد، قم: مكتب الاعلام الاسلامي، 1404 ق.
- ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع- دار صادر، 1404.
- نعمانی، محمد بن ابراهيم، الغيبة، محقق: غفارى، علىاكبر، تهران، مكتبة الصدق، 1397.
- راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، محقق داوودى، صفوان عدنان، دار القلم- الدار الشامية، بيروت- دمشق، 1412 ق،
- صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، تحقیق علیاکبر غفاری، دوم، انتشارات اسلامیه، تهران، 1395، دوم.
- طباطبایی، محمد حسین، (ع) المیزان»، پنچم، دفتر انتشارات اسلامى جامعهى مدرسين حوزه علميه، قم، 1417
- طبرسى فضل بن حسن، مجمع البيان فى تفسير القرآن، تحقيق: با مقدمه محمد جواد بلاغى، تهران: انتشارات ناصر خسرو، 1372 .
- فراهیدی، خلیل بن احمدالعین، نشر هجرت، قم، 1405 ق.
- قرائتى محسن، تفسير نور، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، تهران، 1383 ش
- مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه تهران: دار الكتب الإسلامية، 1374 ش
- قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، تصحیح، موسوی جزایری، قم: دارالکتب، 1404.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، چ چهارم، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407.


